ریفلاکس معده به مری چیست؟علائم و نحوه درمان آن به چه صورت است؟
در این نوشته از دلبرانه قصد داریم در مورد ریفلاکس معده به مری مطلبی را خدمت شما عزیزان ارائه نمایم.
از آنجایی که مشکلات گوارشی و معده بسیار شایع شده است و همه با آن دست و پنجه نرم می کنند.
بر آن شدیم که مطلبی را در خصوص ریفلاکس معده به مری برای آگاهی بیشتر شما جمع آوری نماییم.
امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد …. تا انتها با ما همراه باشید ….
ریفلاکس معده به مری چیست؟علائم و نحوه درمان آن به چه صورت است؟

مشکلات بالينی
از ميان بيماريهاي گوارشي، بيماري ريفلاکس معده به مري شايعترين تشخيصي است که در درمانگاههاي سرپايي ثبت ميشود.
در ايالات متحده، تعداد بزرگسالان مبتلا 20-14 تخمين زده ميشود، هر چند در بهترين حالت اين ارقام تقريبي است زيرا تعريف بيماري مبهم بوده و اين تخمينها بر اساس گزارش سوزش سردل مزمن از طرف خود بيمار ثبت شده است.
تعريف فعلي اين اختلال عبارت است از: «وضعيتي که در آن بازگشت محتويات معده به مري سبب بروز علايم ناراحتکننده (يعني، حداقل 2 نوبت سوزش سردل در هفته) و يا عوارض آن ميشود».
تظاهرات متعدد خارج مروي بيماري به خوبي شناخته شده است که از آن جمله ميتوان به لارنژيت و سرفه اشاره نمود (جدول 1).
طيف آسيبهاي مرتبط با مري عبارتاند از:
ازوفاژيت ، تنگي و وقوع متاپلازي استوانهاي به جاي اپيتليوم سنگفرشي طبيعي (مري بارت) ، و آدنوکارسينوم .
بهويژه درباره افزايش بروز آدنوکارسينوم مري، نگراني خاصي وجود دارد و يافتههاي اپيدميولوژيک قويا به نفع افزايش بروز اين وضعيت است.
ميزان بروز آدنوکارسينوم در سال 2004 در ايالات متحده در حدود 8000 مورد بود که اين رقم نشاندهنده افزايش بار اين بيماري به ميزان 6-2 برابر طي 20 سال گذشته است.
ازوفاژيت زماني رخ ميدهد که بازگشت شديد اسيد و پپسين به نکروز لايههاي سطحي مخاط مري و پيدايش اروزيون و زخم منجر شود.
در بسياري از بيماران اختلال در پاکسازي محتويات پسزده شده معده از مري نيز در ايجاد آسيب نقش دارد.
در حالي که ريفلاکس معده به مري در برخي موارد طبيعي است (و به توانايي آروغ زدن مرتبط است)، ممکن است عوامل متعددي بيمار را براي ريفلاکس غير طبيعي مستعد کنند.
که از آن جمله ميتوان به فتق هياتوس مري، افت فشار اسفنکتر تحتاني مري، از دست رفتن کارکرد پريستالتيک مري، چاقي شکم، افزايش قابليت گشاد شدن مجراي هياتال، افزايش ترشحات معده، تاخير در تخليه معده و پرخوري اشاره نمود. بيشتر اوقات چند عامل خطرزا وجود دارد.
يک تناقض هميشگي در بيماري ريفلاکس معده به مري، وجود نداشتن ارتباط قطعي بين علايم بيمار و يافتههاي آندوسکوپيک بيماري است.
در يک مطالعه جمعيتي در مورد آندوسکوپي که در آن 1000 نفر از ساکنان اروپاي شمالي بهطور تصادفيشده انتخاب شده بودند، شيوع مري بارت 6/1 و ازوفاژيت 5/15 بود. با اين حال، فقط 40 از افرادي که مري بارت داشته و يک سوم از آنهايي که ازوفاژيت داشتند، علايم ريفلاکس را گزارش کردند.
برعکس، دو سوم از بيماراني که از علايم ريفلاکس شکايت داشتند، اصلا دچار ازوفاژيت نبودند. علاوه بر اين، هر چند ريفلاکس معده به مري شايعترين علت سوزش سردل است، ساير اختلالات (براي مثال، آشالازي و ازوفاژيت ائوزينوفيليک) نيز ممکن است عامل سوزش سردل باشند يا در ايجاد آن نقش داشته باشند.
تشخيص
زماني که علايم بيماري ريفلاکس معده به مري تيپيک است و بيمار به درمان پاسخ ميدهد، براي تاييد تشخيص به هيچ آزمون تشخيصي نياز نيست.
بلکه، دلايل معمول انجام آزمونهاي تشخيصي عبارتاند از: اجتناب از تشخيص اشتباه، شناسايي هرگونه عارضه (از جمله تنگي، متاپلازي بارت و آدنوکارسينوم) و ارزيابي شکست درمان.
تشخيصهاي افتراقي مهمي که بايد مدنظر قرار گيرند عبارتاند از:
بيماري شريان کرونر، بيماريهاي مربوط به کيسه صفرا، سرطان مري يا معده، بيماري زخم پپتيک، اختلالات حرکتي مري و ازوفاژيت ائوزينوفيليک، عفوني، يا ناشي از قرص.
آندوسکوپي بسياري از اين احتمالات را مشخص ميکند اما بايد به اين نکته توجه داشت که ارزيابي علل قلبي به عنوان عامل بالقوه علايم بيمار هميشه در اولويت قرار دارد.
علاوه بر اين، فردي که آندوسکوپي را انجام ميدهد بايد براي نمونهبرداري از ضايعات مري و معده به منظور کنار گذاشتن ساير تشخيصها (مانند ازوفاژيت ائوزينوفيليک و گاستريت هليکوباکتر پيلوري) آستانه پاييني داشته باشد.
هر چند در بيماراني که به درمان تجربي مقاوم هستند، آندوسکوپي آزمون تشخيصي اوليه به شمار ميرود، بازده آن در اين شرايط پايين است.
زيرا بين علايم بيماري ريفلاکس معده به مري و ازوفاژيت ارتباط ضعيفي وجود دارد، يا ممکن است ازوفاژيت قبلي با درمان فعلي بهبود يافته باشد و نيز حساسيت آندوسکوپي براي شناسايي اختلالات حرکتي بسيار کم است.
انجام آزمونهاي فيزيولوژيک بهطور روتين ضروري نيست .
اما ممکن است در بيماران خاص مفيد باشد و به عنوان مثال ميتوان به اين موارد اشاره نمود:
شناسايي اختلالات حرکتي خفيف (مانومتري مري)، شناسايي مواجهه غيرطبيعي مري با اسيد در غياب ازوفاژيت (پايش سرپايي pH مري)، يا به تازگي، سنجش کميت مواجهه اسيدي مري همراه با شناسايي موارد ريفلاکس بدون توجه به محتويات اسيدي آن، که به منظور ارزيابي ارتباطات سنجشها با علايم بيمار انجام ميشود .
تعديل سبک زندگي
براي درمان بيماري ريفلاکس معده به مري شيوههاي بسياري براي تعديل سبک زندگي توصيه شده است .
اين توصيهها عبارتند از:
اجتناب از غذاهايي که فشار اسفنکتر تحتاني مري را کاهش ميدهند و در نتيجه به ريفلاکس منجر ميشوند، محدوديت مصرف غذاهاي اسيدي که ذاتا تحريککننده هستند و اتخاذ رفتارهايي که ريفلاکس يا سوزش سردل را به حداقل ميرسانند.
هرچند کارآزماييهاي مويد کارآمدي باليني تغيير در رژيم غذايي يا تغييرات رفتاري در حال حاضر موجود نيست، تجارب باليني نشان ميدهد که ممکن است برخي روشهاي خاص براي برخي بيماران سودمند باشد.
به عنوان مثال، ممکن است بالا بردن سرتخت در بيماران دچار اختلال خواب ناشي از سوزش سردل شبانه مفيد باشد، اما همين کار براي بيماراني که علايم شبانه ندارند ضرورتي نخواهد داشت.
در بيماران دچار اضافه وزن، بايد کاهش وزن را به طور روتين توصيه نمود زيرا بين افزايش شاخص توده بدن (BMI) و احتمال بروز علايم، ارتباط قوي وجود دارد.
توصيههاي مربوط به رژيم غذايي و سبک زندگي براي درمان پسزنش معده و مري
پرهيزهاي غذايي غذاهاي اسيدي يا محرک
- ميوههاي خانواده مرکبات
- گوجهفرنگي
- پياز
- نوشابههاي گازدار
- غذاهاي تند وتيز
- غذاهايي که ممکن است سبب پسزنش معده شوند
- غذاهاي چرب يا سرخ شده
- قهوه، چاي، و نوشابههاي کافئيندار
- شکلات
- نعناع
تعییر سبک زندگي
- قطع سيگار
- کاهش وزن براي بيماران داراي اضافه وزن
- کاهش مصرف الکل
- اجتناب از خوردن غذا سه ساعت پيش از خواب
- بالا بردن سر تخت
- مصرف مقادير کمتر غذا و وعدههاي مکرر
- اجتناب از دراز کشيدن بعد از صرف غذا
- چاقي شکمي
- اجتناب از کمربند سفت
نتايج و توصيهها
بيماري که شرح حال وي در ابتداي مقاله ذکر شد، سابقه سوزش سردل به طور مداوم داشت که با تشخيص بيماري ريفلاکس معده به مري منطبق است.
تجربه باليني نشان ميدهد که در صورت وجود محرکهاي غذايي مشخص (قهوه، شکلات، يا غذاهاي پرچرب) در رژيم غذايي، ممکن است تغيير رژيم غذايي سودمند باشد و تغيير سبک زندگي در جهت کاهش وزن، قطع مصرف سيگار و عدم مصرف الکل (در صورت وجود هر يک از اين موارد) ضروري خواهد بود.
با اين حال، تعديل سبک زندگي به تنهايي قادر به برطرف ساختن علايم وي نيست.
به عقيده مولف اين مقاله، توصيه ميگردد درمان با يک مهارکننده پمپ پروتون آغاز شود و از آنجا که علايم بيمار براي مدتهاي طولاني وجود داشته است، درمان نگهدارنده مدنظر قرار گيرد.
در اين مورد، پس از 12-8 هفته درمان با دوز استاندارد يک مهارکننده پمپ پروتون، به بيمار توصيه خواهد شد دوز دارو را تا حدي کاهش دهد که علايم سوزش سردل وي تا حد قابل قبول تحت کنترل درآيد.
يک هدف منطقي مثلا ميتواند کاهش 80 درصدي علايم باشد؛ در اغلب موارد، تداوم علايم بيماران به علت پرخوري است.
عود گهگاهي علايم را ميتوان با مصرف آنتياسيد در صورت لزوم درمان کرد. هر چند مهارکنندههاي پمپ پروتون به طور کلي از مسدودکنندههاي H2 اثربخشتر هستند، مسدود کنندههاي H2 براي برخي بيماران کافي هستند و در برخي هم مصرف دارو فقط «در مواقع علامتدار شدن» کفايت ميکند.
ساير بيماران به درمان دو بار در روز با مهارکننده پمپ پروتون نياز دارند؛ در اين موارد، بايد دارو 60-30 دقيقه قبل از صبحانه يا شام صرف شود.
درباره کاهش خطر بروز آدنوکارسينوم مري با مصرف داروهاي رايج يا درمان جراحي شواهدي در دست نيست. بيماراني که علايم سوزش سردل در آنها به درمان دو بار در روز با مهارکنندههاي پمپ پروتون به خوبي پاسخ نميدهد بايد براي ارزيابي تخصصي ارجاع شوند.
اگر بيمار علايمش به مهارکنندههاي پمپ پروتون مقاوم است (به ويژه علايم مرتبط با رگورژيتاسيون) يا نميتواند چنين درماني را تحمل کند، ممکن است جراحي ضد ريفلاکس مدنظر قرار گيرد؛ بيماران بايد آگاه باشند که خطرات جانبي وجود دارد و اغلب پس از عمل جراحي همچنان مصرف داروها ضروري است.
بايد دانست که دادههاي موجود در استفاده از آندوسکوپي در بيماران مبتلا به بيماري ريفلاکس معده به مري محدود است.
بر اساس راهکارهاي فعلي، اين روش براي بيماران دچار بلع دردناک (اودينوفاژي)، از دست رفتن خون از طريق دستگاه گوارش، کمخوني، يا ديسفاژي توصيه ميشود. اضطراب بيمار يا ترجيح وي براي آندوسکوپي نيز از انديکاسيونهاي انجام آن محسوب ميشود.
پاسخ اين پرسش که آيا ساير بيماران نياز به غربالگري دارند يا خير با اختلافنظر روبهروست و انجمنهاي تخصصي مختلف توصيههاي ضد و نقيضي دارند. نويسنده اين مقاله در بيماراني که اين انديکاسيونها را ندارند، انجام آندوسکوپي را توصيه نميکند، زيرا در بيماراني که به بيماري ريفلاکس معده به مري مبتلا هستند خطر مطلق سرطان مري کم است و شواهدي که نشان دهد غربالگري آندوسکوپيک پيامد را بهبود ميبخشد در دست نيست.
بیشتر بخوانید
رژیم غذایی بعد از عمل جراحی اسلیو معده