متن ادبی ولادت حضرت علی (ع) مولای متقیان و شاه مردان
در آستانه میلاد امیرالمومنین ، مولای متقیان ، شاه نجف ، علی علیه السلام اینجا برای شما مجموعه متن ادبی بلند ولادت حضرت علی علیه السلام را گرد آوری کرده ایم تا شاید سهم اندکی در شناخت این گوهر هستی داشته باشیم . امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان و همراهان سایت دلبرانه قرار بگیرد.
متن ادبی ولادت حضرت علی (ع) کوتاه و بلند
بسم الله الرحمن الرحیم

زيباترين اعتکاف
روزى در ايام اعتکاف، حضرت على(ع) در مسجد کوفه معتکف شده بودند. هنگام افطار عربى نزد ايشان آمد و حضرت مقدارى از افطار خود را که از نان جو بود، به ايشان دادند.
آن مرد آنرا نخورده و به طرف منزل امام حسن(ع) و امام حسين(ع) حرکت کرد و بعد از آن که با آنها هم غذا شد، عرض کرد: مردى غريبى را در مسجد کوفه ديدم که جز نان جو چيزى براى خوردن نداشت، خيلى دلم برايش سوخت.
اگر اجازه بدهيد کمى از اين غذا را براى او ببرم. حسنين(ع) با شنيدن اين جملات به گريه افتادند.
زيباترين سخن و نفوذ آن
سخنان حضرت على(ع) داراى تأثير و نفوذ بسيار فراوانى بود. دوست و دشمن به اين تأثيرات عجيب اعتراف مى کنند. ابن عباس که خود خطيبى زبردست بود، اشتياق خود را به شنيدن سخنان آن حضرت و لذت بردن خويش را از کلام نغز ايشان کتمان نمى کرد و مى گفت: بعد از سخن پيامبر اکرم(ص) از هيچ سخنى به اندازه اين سخن سود نبردم.
تأثير کلام حضرت در همام به شريح نيز به قدرى بود که او ديگر طاقت نياورد و مانند مرغ محبوس که از زندان تن به تنگ آمده است و آرزوى پرواز دارد، به سوى آسمانها پرواز کرد.
آرى هر کس که پاى منبر ايشان مى نشست، سخت تحت تأثير قرار مى گرفت مواعظ وى دلها را مى لرزاند و اشکها را جارى مى ساخت.
متن ادبی ولادت حضرت علی کوتاه
زيباترين منزلت در پيشگاه خداوند
حضرت على(ع) در نزد خداوند متعال از منزلت و قرب ويژهاى برخوردار بودند. ابن ابى الحديد مى گويد: روزى حضرت على(ع) از رسول گرامى اسلام(ص) خواستند که در حق ايشان دعايى بنماييد.
رسول خدا(ص) فرمودند: خداوندا! به حق على در نزد خودت، على را بيامرز. على(ع) که از اين دعا تعجب کرده بودند، فرمودند: اى رسول خدا(ص) اين چه دعايى است؟ و ايشان فرمودند: مگر نزد خداوند، کسى گرامى تر از تو هست که او را شفيع درگاه خدا سازم؟

مادری شبیه مریم
به طواف آمده بودی و خداوند، آرامش را در قدم زدنت به تصویر کشیده بود.
طوافت، به حریر می مانست که نسیم در آن پیچیده باشد.
تو آن روز، به ساره، آسیه و مریم بیشتر شباهت داشتی. طواف میکردی و قدم هایت میرفت که سنگین بشود. اول به روی خودت نمیآوردی؛ اما با پاهایت که انگار در تپهای شنی فرو میرفتند، چه می توانستی بکنی؟
چه کسی فکرش را میکرد که تقدیر، تو را به این سمت کشانده است؟ ماجرای بی سابقه تو، در فهم مردم کوچه و بازار نمی گنجید. نگرانی ات را این سو و آن سو میکردی ؛ تا شاید بتوانی از ازدحام نگاه ها، در امان بمانی.
کافی بود تنهایی ات را به پرده کعبه بیاویزی و بی آنکه تصورش را بکنی، به جذبه دیوار شکافته برسی.
حالا شبیه مریم شده بودی؛ قدیسهای که ناله های ناگزیرش را نه در سایه درخت خرما، بلکه در امن ترین خانه آفرینش حبس کرده بود.
متن ادبی ولادت حضرت علی جدید
جشن آفرینش
درختان غزل، پیراهنی از تصنیف پوشیده اند.
چهره پروانه های احساس، گل انداخته است. بوی عشق همه جا را متبرک کرده است. عقربه ها، به مهمانی خنده رفته اند .
اینک، «رجب»، ماه بشارت است و سرشار از فضایل الماس گون.
امروز، پنجره هایی رو به بیکران احدیت باز میشود و دریاها، صف به صف،جام وصل می نوشند.
دست های نیازمندان، آستانی می یابند لبریز از استجابت .
همه آنچنان سپید شده اند که از رنگ طلوع هم پیشی گرفته اند.
امروز، چشمه های ازلی، در مصراع نگاه شاهدان تقّرب جاری است.
روز اهدای عشق همیشگی به زمین است. با یک گل، بهار می آید و سرسبزی فراگیر میشود.
منظومه های روح نواز شاعران، چه به موقع رسیده اند ؛ با تن پوشی از تصنیف! دل را بردار تا هرچه سریعتر، خود را به هلهله کائنات و جشنی که برپا شده است برسانیم.
شکاف های شبیه
هیچ کس نمی داند آغاز اقیانوس از کجاست و پایانش تا کجا؟
آغاز تو را اما همه دیدند که در دست های زنی، از پس دیوارهای کعبه بیرون آمدی و لبخند زدی؛ دیوارهایی که پیش پای خورشید شکاف برداشت، تا روزگار معصوم عدالت آغاز شود؛ تا آفتاب، قدم بر خاک بگذارد.
شکاف های تاریخ، چه عجیب اند!
تاریخ، شکاف های مقدس خود را از یاد نخواهد برد؛ چه آنجا که عصای معجزه، دریا را شکافت، چه آنجا که یُمن قدوم نوزاد بلندبالایی، دیوارهای بیت العتیق را و چه آنجا که سال های بعد، همان مولود معصوم، درهیئت سجده ای مهربان، با لب های پرهیز رمضان، با فرق شکافته، خطبه رستگاری خواند و محراب خونین را به لرزه افکند.

طلوع همتای آفتاب در زمین
امروز، وقتی خورشید، سر از بالین کوه ها بردارد و طلوع کند، همتای خود را در زمین خواهد یافت؛ مولای نخلستان های سکوت و چاه، مولای شبگرد کوچه های کوفه را که بار امانت بر دوش، خلافت خدا را بر زمین مجسم خواهد کرد.
فردا، یتیمان، طعم نان دست های فاطمه را در بخشش شبانه او، بی منّت خواهند چشید.
ببار ای ابر رحمت؛ که میلاد تو، آغازگر انگشتان ذوالفقاری نور است و فتح خیبر، دری است که به روی بازوان عدالت گشوده است تا آن را برای همیشه، در تاریخ قلوب مؤمنین ثبت کنی.
تا که بر لب نامت ای زیباترین، می آورم
آسمان ها را تو گویی بر زمین می آورم
تو طلوع آفتابی، من اذان مغربم
زیر لب نام امیرالمؤمنین می آورم
متن ادبی ولادت حضرت علی (ع) زیبا
زيباترين ولادت
ولادت حضرت على(ع) يکى از زيباترين فصلهاى کتاب آفرينش است که نشان دهنده مقام والا و پرتوى از عظمت آن امام هُمام مى باشد.
در شب ولادت ايشان، زمين غرق نور و معنويت بود و از آسمان نيز باران فضل و رحمت مى باريد.
ابوطالب که از شادى در پوست خود نمى گنجيد، فرياد مى زد: اى مردم! دوست خدا در خانه خدا متولد شد.» رسول اکرم(ص) نيز در اين رابطه فرمودند:
به دنيا آمدن حضرت على(ع) همانند تولد حضرت مسيح(ع)، مهم و معجزه آساست و خداوند على(ع) را از نور من آفريد و ما هر دو از يک نور هستيم.
آرى تولد حضرت مسيح(ع) معجزهاى بزرگ بود و حضرت مريم در آن هنگام از خانه خدا (بيت المقدس) خارج شد ولى فاطمه بنت اسد(س) به درون خانه خدا فرا خوانده شد و مهمان مائدههاى آسمانى گشت تا زيباترين تولد تاريخ بشريت، به نام مبارک حضرت على(ع) ثبت شود.
متن ادبی ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر
تا مهر علی است نقش در سینه ی ما
زنگار پذیر نیست آیینه ما
تا بود چنین بود و چنین خواهدبود
این است نشان عشق دیرینه ی ما
به نام آنکه شعله ی عشق علی را در فانوس سینه ی پرمهر همه شیعیان جهان روشن نمود.
سلام بر علی،
سلام بر عدالت علی،
سلام بر شجاعت و شهامت و رشادت علی،
سلام بر تو ای پدر مهربان که گنجینه ی مهر و گنجور وفایی و
سلام بر شما عزیزانی که بر علی و آل علی صمیمانه عشق می ورزید.
آری، امروز درخت امید به بر آمد و اشخاص فضل به در آمد،
آفتاب معرفت بر آمد و ماهروی عدالت در آمد.
خجسته مبلاد مولی الموحدین، امیرالمومنین، شاه ولایت، کوکب رخشان هدایت و نور پرفروغ آسمان امامت، حضرت علی بن ابیطالب ( ع ) را تبریک و تهنیت عرض می نماییم.
از فرمایشات گهربار آن حضرت است که فرمودند:
الهی کفی بی عزا” ان اکون لک عبدا” و کفی بی فخرا” ان تکون لی ربا :
خدایا این عزت مرا بس که بنده توهستم و فخر و مباهاتم همین بس که تو پروردگار منی.

شاه ولایت ، شریعت ، ماه طریقت علی (ع)
روز، روز سیزدهم
ماه ، ماه رجب المرجب
وزنی از طایفه بنی هاشم
یگانه طایفه پیرو دین حنیف
در حال طواف خانه ی معبودش
اوست فاطمه بنت اسد
همسر ابوطالب ، مادر عقیل و جعفر
وارد حریم کعبه شده
آهسته ، آرام و باوقارگام برمیدارد
او سنگین و باردار است
و لحظات آخرین وضع حمل راسپری میکند
درد افزایش یافته و تحملش ، سخت
برای همین به خدای خود پناه آورده
وچون ماه ، ماه حرام و فصل ، فصل زیارت
مکه شده پذیرای خیل زائران
دور کعبه شلوغ وپرازدحام
و فاطمه بنت اسد مدام ازخدا کمک میخواهد
درد بیشتر، جمعیت بیشتر
توان تحمل درد اندک
وفاطمه بنت اسد فریادی میکشد
توجه همگان بسوی او جلب میشود
بناگاه درهمان نقطه ای که قرار دارد
دیوار کعبه شکافته میشود
بعضی می بینند و بعضی ازصدای شکافته شدن
چشمانشان را به خانه ی خدا میدوزند
وآنگاه انگار صدایی از درون کعبه
فاطمه بنت اسد را
دعوت میکند به مهمانی خدا
و در برابر دیدگان همه
به داخل کعبه میشود
مردم ، زائرین هنوز گیج و مبهوت
و متحیر از واقعه وشکافته شدن دیوار
و هنوز فاطمه بنت اسد درون کعبه بود
شرح ماوقع همه جا پیچید
وآنانی که دور بودن
خود را به کعبه رساندند
وآنانی که نبودند، ماجرا راسوال میکردند
و شاهدان با حرارت آنچه گذشته بود را
برای دیگران بیان میکردند
در دمادم گفتگوهای مردم
بناگاه دوباره فاطمه بنت اسد
از همان نقطه شکاف دیوار ظاهر شد
و اینبار تنها نبود
با کودکی درآغوش
کودکی درحریر پیچیده
وچشمانی بسته
همه شادمان ، خندان
و ابوطالب ، پدرکودک شاکرمعبود
و خدامیگوید:
این کودک علی حیدراست
والی یزدان ، ناطق گویای من است
این است گوهر دریای آفرینش
این است بحر سخاوت خدابرروی زمین
این کودک است شاه ولایت، شاه شریعت
امام امت، ماه طریقت و مردشجاعت
وعلیست گنج نهان ، ناخدای کشتی جهان
و اینگونه علی، آن ساقی کوثر
وصی پیامبر
صاحب ذوالفقار
پا به عرصه ی جهان گذاشت به امر خدا
و اینگونه تقدیر خداوندی
دربرابر دیدگان همه
به رخ زمینیان کشیده شد
وخدا گفت
علی نوریست از نورخدا
و روزسیزدهم رجب شد
میلاد پاره ی نوری از اعلی
متن ادبی ولادت حضرت علی (ع) برای کپشن
مشکل گشای هستی
کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری میکرد؛ میلاد علی مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت.
مولا! ولادت تو، آفتابی ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد.
حجرالاسود، بر دستهای تو بوسه زد و مسجد الحرام، تو را در آغوش گرفت
صفا و مروه به نظاره ات نشستند، تا این که همانند آفتاب، از درون کعبه سرزدی. آن گاه، لبخند بر لبان عدالت نقش بست.
ای آشنای نخلستان ها و ای همدم چاه! ای درد و آشنای کوچه پس کوچه های کوفه! سکوت تو، بلندترین فریاد در تاریخ بود که در پژواک خویش، طنین مردی را داشت که ردپای مظلومیتش هنوز در بستر تاریخ جاری است.
ای نبأ عظیم و ای صراط مستقیم و ای لبریز از شجاعت و سخاوت! ذوالفقارت، برترین و گویاترین حدیث مردانگی است.
ای کامل کننده دین احمد و ای سنگ صبور محمّد صلی الله علیه و آله وسلم ! تکرار نام تو، بیابان های خشک ظلم و تبعیض را به سبزترین باغ های عدالت، پیوند میزند.
کائنات، با تکرار نام تو به تکاپو میافتند و قیام میکنند.
ای فراتر از عشق زمین! همه شاعران، دیوان خود را با نام تو آغاز میکند.
امیر مهربانی،! تو آمدی و ناخدای کشتی نجات بشریت در عصر دلمردگی و جهالت شدی.
یک آسمان بلاغت و یک کهکشان فصاحت! تو فاتح دل های عاشقان و التیام زخم های ضعیفان و مرهم دلهای غریبانی تو آبروی انسانیتی!
ای سراسر و بخشش و عدالت! دستمان گیر که محتاج سرکوی توایم!
زيباترين نام
نام حضرت على(ع) نيز از زيباترين نامها است. زيرا که از سوى خداوند متعال انتخاب شده است.
هنگامى که ابوطالب براى ديدن فرزند تازه به دنيا آمده، وارد خانه کعبه شدند، اين چنين فرمودند:
«اى پروردگار! از اسرار غيبى خود ما را آگاه کن و نامى براى اين کودک انتخاب فرما»
در اين هنگام آواز سروشى را شنيد که مى گويد: «به راستى که نامش از والايى، على نهاديم و اين على از نام خداوند اعلى گرفته شده است.»

زيباترين مشاهدات قلبى و غيبى
حضرت على(ع) مانند رسول اکرم(ص) داراى مشاهدات قلبى و غيبى فراوانى هستند. رسول اللّه(ص) در اين مورد فرمودند: يا على(ع) آنچه که من مى شنوم، تو نيز مى شنوى آنچه را که من مى بينم، تو نيز مى بينى و تنها تفاوت من با تو اين است که تو پيامبر نيستى ولى وزير هستى».
حضرت على(ع) در مورد مشاهدات خودمى فرمايند: «هنگامى که وحى بر پيامبر خدا(ص) نازل شد، در آن هنگام من نور وحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را (از رسول خدا(ص)) استشمام مى کردم. در آن هنگام صداى ناله شيطان را شنيدم که از پرستش خود نااميد شده بود.»
در آستانه مولود کعبه
اینجا سرای علی بن ابیطالب، علیه السلام، است. غمی آشنا، فضای صحن و حرم را آکنده است.
غمی که بارها و بارها، نسیمی از آن، خانه دل ها را در زده و توفانی در سینه ها پدیدار کرده است.
توفانی که سیل اشک را از دیدهها فرو ریخته و ابرهای تیره گناهان را از آسمان آبی فطرتها به سویی کشانده ؛ تا آفتاب حقیقت بتابد و بذر ایمان از دل خاک سر زند.
چشم بارگاهش را میبیند. اما باور نمیکند. و ذهن میکوشد دردها و رنجهایش را به یاد آورد، اما سعی بیهوده میکند.
پس همان بهتر که بگوید:
سلام بر تو ای ولی خدا.
تو، اولین مظلوم هستی و اولین کسی که حقش غصب شد.
سلام بر تو ای علی بن ابیطالب! ای آنکه مهرت را گاه آمدن، از سینه مادر گرفتم و گاه رفتن، به دل خاک میبرم.
در کودکی، نامت را برای برخاستن آموختم، که اگر آن یاعلی را نمی گفتم، زندگی ام رنگ نیستی داشت.
پس هستی دنیایم در پناه همان «یا علی» گفتنم رقم خورده است، و برزخم در گرو همان «یا علی» گفتن واپسین لحظه های زندگی است.
اما قیامت را نمیدانم.
نمیدانم آن زمان که بر کوثر ایستادهای و شیعیانت را سیراب میکنی، باز هم آن یاعلی کودکانه، ناچاریام را چاره میکند؟
پس ای پروردگار! همانگونه که در راه شناسایی ات بر من منت نهادی و از زیارتش بازم نداشتی، مرا از شیعیانش نیز قرار ده و به شفاعتش در بهشت داخلم کن، ای مهربانترین مهربانان.
رنگ هستی
در میان تمام منت هایی که خداوند بر ما گذاشته و نعمت هایی که بخشیده است، دو نعمت گران، از چنان درخشش و نورانیتی برخوردارند که اگر نبودند، هستی ما رنگ دیگری داشت:
اول اینکه، شیعه هستیم و این سرمایه گرانبها، بدون هیچ تلاش و کوششی نصیب ما شده است.
دوم اینکه، در طول زندگانی پر از تعلقات خاطر، توفیق زیارت تجلی ات اعظم خداوند را یافته ایم که خود، نه تنها اعلام موجودیتی دوباره است، بلکه مکمل و متمم تمام آن عطاهای دیرین الهی است.
پس باید سر بر سجده نهیم و بگوییم:
ای کسی که پیش از آنکه شکر منت تو را دریابم، مرا به ایمان هدایت کردی.
تویی که منت گذاشتی.
تویی که نعمت دادی.
تویی که احسان کردی.
تویی که زیبا نمودی.
تویی که برتری دادی.
تویی که کامل گردانیدی.
تویی که روزی بخشیدی.
تویی که توفیق دادی.
تویی که عطا کردی.
پس بیاییم و غنیمت برگیریم.
شاید برای همیشه، این آخرین سفر باشد، و شاید هم آغاز سفرهای دیگر.
اما در هر حال; «عمر، برف است و آفتاب تموز»
و این کتاب، تنها یادگاری است از این سفر
با کولهباری از بوی غربت و نسیمی از بوی آشنایی.
و سینه کعبه خواهد شکافت
عظمت این کودک، آسمانها را به زانو در می آورد.
کعبه هرگز شکوه کودک تو را تاب نخواهد آورد، بنت اسد!
اندکی درنگ کن، هم اکنون کعبه را خواهی دید که از شوق حضور طفل تو، سینه خواهد شکافت!
و کعبه، آغوش گشود و فاطمه را چون جان شیرین پذیرا شد. چشمها، مبهوت و متحیّر، عظمت این دقایق را به نظاره نشسته بودند.
صدای همهمه، بیشتر شد؛ بنت اسد داخل کعبه شد و ابوطالب، این خبر دلنشین را مشتاق شد و به جستجوی همسر شتافت.
نه! کسی راه به کعبه ندارد؛ کعبه اکنون مهبط فرشتگان است!
سه روز گذشت و برای ابوطالب، سه هزار سال گذشت. و سرانجام یک روز نسیم، عطر یک خبر دلانگیز را به مشام تشنه ابوطالب رساند و روح و جانش را صفا داد.
… و آفتاب طلوع کرد؛ آن هم از کعبه
فاطمه، ماه را در بغل گرفته بود! صدای همهمه بیشتر شد؛ این کودک چه قدر عظمت دارد! به دنیا آمد و «علی» شد. ابوطالب، به شکرانه وجود علی، میهمانی باشکوهی داد و گفت: به برکت حضور این کودک، هر که به میهمانی میآید، باید اوّل هفت بار به دور کعبه طواف کند!
دیدار علی قداست دارد! اول باید پاک شد، مطهّر شد، آن گاه به دیدار علی رفت!
پیامبر رحمت، طفل را در آغوش گرفت! آفتاب، ماه را در بغل گرفت و ماه، پلک گشود و به یمن دیدار آفتاب، تبسّم کرد.
و ماه، از آغاز تولد، برادر آفتاب شد! مولا! ای که تمام واژه ها، از توصیف عظمت تو عاجزند! و ای آنکه تمام عقلها از درک بزرگیات قاصر! چه تقدیر دلنشینی داری! میآیی از کعبه و میروی در خانه خدا! علی جان!
درماندهام از وصفت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چه زیبا فرمود: «اگر تمام درختان قلم شوند، تمام دریاها مرکب و تمام انس و جن کاتب، باز هم نمیتوانند ذرهای از فضایل علی را بنویسند».
پس مرا ببخش که جسارت کردم و خواستم شکوه تو را، در قالب واژههای زمینی به تصویر کشم! مگر میشود لحظههای عمیق حیدری را نوشت؟
تو همانی که در بدر و احد حماسه آفریدی و در خیبر، آسمان و زمین را به تحسین واداشتی. تو همانی که صورت بر آتش تنور پیرزنی گرفتی و صولت صفدری را با شادی کودکان قسمت کردی!
نه! بگذار خاموش شوم که هرگز قادر به گشودن سرّ خدا نیستم!
بگذار تو را به اندازه درک خودم دوست بدارم؛ آن قدر که در قلب کوچک من. جای شوی!

امشب آسمان کوفه ستارهباران است، و زمین نجف در آغوش نور آرام گرفته است.
شب میلاد کسیست که عدالت را معنا کرد، عبادت را جان بخشید و شجاعت را به تاریخ هدیه داد.
این شب، شب تولد مولای متقیان، امیرالمؤمنین علیبنابیطالب (ع) است؛ مردی که زادهی خانه خدا شد و تمام عمر، در خدمت خدا و بندگانش زیست.
چه افتخاری برتر از این که آغوش کعبه، گهواره نخستین انسان کامل باشد!
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
با تولد علی (ع)، تاریخ ورق خورد.
در میان دیوارهای کعبه، نوری درخشید که قرنهاست هنوز خاموش نشده است.
او که از کودکی در کنار پیامبر پرورش یافت، با شمشیرش اسلام را پاس داشت و با زبانش حکمت را به جانها بخشید.
ولادت او نه فقط یک رخداد تاریخی، بلکه آغازی برای معنای حقیقی انسانیت بود.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
خانه خدا به خود بالید که تنها مولودی که در آن زاده شد، علی (ع) است.
گویی خداوند میخواست با این نشانه آشکار کند که علی، جزئی جداییناپذیر از حقیقت ایمان و توحید است.
میلاد او، میلاد عدالت، شجاعت، مهربانی و معرفت است.
در این روز، فرشتگان به شوق آمدند و زمین در تبریک غرق شد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
ای شب نورانی رجب! تو شاهد ولادت مردی شدی که آسمان به او میبالد.
مردی که در محراب عبادت، سر به سجده میگذاشت و در میدان نبرد، همچون شیر میغرید.
او علی (ع) است، همان که هرگز از حق جدا نشد و هرگز باطل را یاری نداد.
میلادش، جشن جاودانه انسانهایی است که عدالت و حقیقت را دوست دارند.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
ولادت علی (ع) در کعبه نشانهای است بر اینکه همه راههای حق به او ختم میشود.
او تجسم «حق» بود؛ در کردار، گفتار و اندیشه.
هر قطره خونش برای خدا جوشید، هر قدمش در مسیر عدالت برداشته شد، و هر کلامش چراغی برای بشر بود.
این روز، روزی است که جهان، نفس تازهای از رحمت و نور گرفت.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
امشب، تمام فرشتگان به تماشای کعبه ایستادهاند.
جبرئیل با بالهای نورش، دیوارهای خانه خدا را نوازش میکند و ندای بشارت میدهد: «علی آمد.»
آمد تا یار پیامبر باشد، آمد تا امید دلهای مظلوم باشد، آمد تا تاریخ بداند عدالت چه معنایی دارد. میلادش، میلاد تمام خوبیهاست.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
میلاد علی (ع) یعنی روز تولد خورشیدی که هیچگاه غروب نکرد.
او خورشید عدالت است، ماه معرفت است، و ستارهی بیبدیل شجاعت.
در آسمان انسانیت، هیچ ستارهای چون او ندرخشیده است.
امشب، شب ولادت قهرمان جاودانه تاریخ است؛ کسی که زاده شد تا آیینهی خداوندی بر زمین باشد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
کعبه در آغوش خود نوری را پرورید که جهان را دگرگون ساخت.
علی (ع) در روز ولادتش، پیامآور حقیقت بود. او نه فقط یک امام، که معلمی برای همه تاریخ است.
در کلام او، حکمت؛ در رفتار او، مهربانی؛ و در شمشیر او، عدالت موج میزد.
میلادش، سرآغاز فصلی تازه برای بشریت است.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
امشب جشن ولادت کسی است که قلبش پر از عشق الهی بود. او علی (ع) است،
مردی که با یتیمان همسفره میشد و با دشمنانش، جوانمردانه میجنگید.
علی همان کسی است که در برابر ظلم، چون کوه استوار بود و در برابر کودکان یتیم، چون نسیم بهاری نرم و مهربان. میلاد او، تولد تمام فضیلتهاست.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
چه افتخاری برتر از آن که کعبه، خانه امن الهی، میزبان نوزادی شد که تاریخ او را «مولای متقیان» نامید.
علی (ع) آمد تا دیوارهای جهل را فرو بریزد و چراغ دانایی برافروزد.
آمد تا حقپرستی را زنده کند و انسانها را به اوج بندگی برساند.
امشب، شب سرودن شعرهای جاودان عشق و عدالت است.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
میلاد علی (ع)، روزی است که تمام ذرات جهان در تبریک گفتن بههم سبقت میگیرند.
او آغازگر راهی است که به حقیقت میرسد. در کنار پیامبر، همراز وحی بود و پس از او، تکیهگاه مؤمنان.
میلادش، یادآور این است که حق همیشه زنده است، حتی اگر در ظاهر تنها بماند.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
علی (ع) نه تنها یک انسان والا، بلکه مکتبی از عشق و معرفت است.
میلادش در کعبه، نشانه آن است که راه حق، از آغوش خدا آغاز میشود.
امشب، فرشتگان مژده میدهند که مولودی آمده که چراغ هدایت را تا ابد روشن خواهد کرد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
امشب، شب ولادت نخستین مؤمن به اسلام است.
علی (ع) همان که در کودکی همراه پیامبر شد، در جوانی یاورش بود، و در تمام عمر، بزرگترین پشتیبان حقیقت. میلادش، میلاد وفاداری است؛
وفاداری به خدا، به پیامبر، و به انسانیت.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
خانه خدا به برکت ولادت علی (ع)، به زیباترین خانه عالم بدل شد.
چرا که او، آینه صفات الهی بود.
در محراب، نجوای عاشقانهاش بلند بود و در میدان، شمشیر عدالتش.
امشب، جهان میداند که قهرمانی بیمانند به دنیا آمده است.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
میلاد علی (ع) نه فقط یک واقعه، بلکه معجزهای جاودانه است.
هیچ نوزادی جز او در کعبه زاده نشد، و این خود نشانهای آشکار است که او برگزیده خداست.
امشب، شب شادی دلهای مؤمنان است؛ شبی که ستارهها نیز به احترامش درخشانتر میتابند.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
علی (ع) مردی است که عدالت را در قامت خود معنا کرد.
میلادش، آغاز راهی شد که به حقیقت و ایمان میانجامد.
امشب، زمین نجف و آسمان کوفه، همزمان در جشن و سرورند.
چه مبارک شبی است این شب، که به نام علی روشن شده است.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
کعبه به خود میبالد که میزبان مولودی شد که نامش تا ابد بر تارک تاریخ میدرخشد.
علی (ع) آمد تا چراغ هدایت باشد؛ آمد تا انسانها را با عشق خدا آشنا کند.
میلادش، میلاد نوری است که هرگز خاموش نخواهد شد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
میلاد علی (ع) یعنی روزی که خداوند نشان داد بندگی چگونه به اوج میرسد. در سیمای او، ایمان، در قلب او عشق، و در شمشیر او عدالت نهفته بود.
امشب، شب پیوند زمین و آسمان است؛ شبی که کعبه، گهواره خورشید عدالت شد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
در ولادت علی (ع)، تمام تاریخ به احترام ایستاد.
او همان است که در سختترین میدانها، پناه پیامبر شد.
همان که با دستهای پرمهرش نان را میان یتیمان تقسیم میکرد.
میلادش، یادآور مهربانی و ایثار است؛ یادآور آنکه انسانیت با علی معنا مییابد.
⟣┈┈┈┈┈┉┉⊏•⊐┉┉┈┈┈┈┈⟢
امشب، شبی است که خورشید ولایت در آغوش کعبه طلوع کرد
علی (ع) آمد تا عدالت را پاس دارد و عشق را در جانها بپرور
میلادش، نه فقط جشن یک امام، که جشن همه فضیلتهای انسانی است
او آغازگر مسیری است که به خدا میرسد، و این شب، زیباترین شب تاریخ است
مطالب مرتبط»»