شعر کودکانه مذهبی؛ شعرهای شیرین و آموزنده برای بچه‌ ها

در این مطلب از دلبرانه مجموعه‌ ای زیبا و دلنشین از شعر کودکانه مذهبی را گردآوری کرده‌ایم؛ شعرهایی ساده، روان و آموزنده که کودکان می‌توانند با خواندن آنها با مفاهیم ارزشمند دینی، اخلاقی و معنوی آشنا شوند. این اشعار مذهبی کودکانه با زبان شیرین و قابل‌ فهم برای کودکان، انتخابی مناسب برای آموزش مفاهیم اسلامی، آشنایی با خدا، پیامبران و اهل‌ بیت (ع) و همچنین استفاده در مهدکودک، مدرسه و برنامه‌ های مذهبی هستند.

شعر کودکانه مذهبی

باغ جانماز

از باغ جا نمازم

آهسته پر کشیدم

رفتم به سوی باغی

یک باغ سبز و خرم

دیدم که گل در آن باغ

روییده دسته دسته

دیدم کنار گل ها

یک شاپرک نشسته

آن شاپرک مرا دید

پر زد به سویم آمد

او با خودش گل آورد

گل را به چادرم زد

گفتم: به شاپرک جان

این گل چه خوب و ناز است

او شادمان شد و گفت:

این گل، گل نماز است

 

خروس پر طلایی
با پاهای حنایی
قوقولی قوقو میخونه
تو کوچه و تو خونه
اذان میگن دوباره
از مسجد و مناره

 

بابام پامیشه از خواب
میره لب حوض آب

می شوید او دست و رو
با اب میگیره وضو

تمیز و پاکیزه باز
میاد سر جا نماز
من هم کنار بابا
نماز می خوانم حالا

 

اتل متل پروانه
نشسته روي شانه

صدا مياد چه نازه
ميگه وقت نمازه

به اين صدا چي ميگن
اذان و اقامه ميگن

شيطونه ناراحته
دنبال يه فرصته

ميگه آهاي مسلمون
نماز رو بعدا بخون

هر كسي كه زرنگه
با شيطونه مي جنگه

وقت نماز كه مي شه
هر كاري تعطيل مي شه

نماز چقدر شيرينه
اول وقت همينه

 

حالا بشید مهیا می خوایم بریم کربلا
شهر امام حسینه امام سوم ما
کربلا شهر ماتم شهر مصیبت و غم
دوستان من گوش کنید تا ماجراشو بگم
حدود سال شصتم از شهر کوفه مردم
نامه زیاد نوشتن گفتن امام سوم
ما مرد کارزاریم اما امام نداریم
اگر بیای به کوفه اطاعت از تو داریم
وقتی امام قبول کرد رو سوی کوفه آورد
تنها گذاشتن اونو دروغگوهای نامرد

 

اصول دين پنج بُوَد

دانستنش گنج بُوَد

توحيد اولين است

نبوت دومين است

معاد سومين است

اين سه اصول دين است

دو اصل ديگر آن

كه نزد ما شيعيان

راه سعادت بُوَد

عدل و امامت بُوَد

شعر مذهبی کودکانه من بچه شیعه هستم

من بچه شیعه هستم
خدا را می پرستم

خدای پاک و دانا
مهربان و توانا

پیامبرم محمّد
که با او قرآن آمد

دین را به ما رسانده
او ما را شیعه خوانده

دختر او زهرا بود
فاطمه کبری بود

فدای دین شد جانش
لعنت به دشمنانش

در روز عید غدیر
بر ما علی شد امیر

امیر مؤمنین است
امام اولین است

امام دوم ما
بخشنده بود و تنها

نام ایشان حسن بود
صبور و خوش سخن بود

حسین که شاه دین است
امام سومین است

شهید کربلا شد
تربت او شفا شد

وقتی که آب می خورم
بر او سلام می کنم

چهارم امام سجاد
به ما دعاها یاد داد

هریک از آن دعاها
پر معنا است و زیبا

پنجم امام باقر
که علم از او شد ظاهر

شاگردها تربیت کرد
اسلام را تقویت کرد

ششم امام جعفر
برای شیعه رهبر

صادق و راستگو بود
خدا هم یار او بود

هفتم امام کاظم
صبور بود و عالم

اگر چه در زندان بود
معلم جهان بود

امام هشتم ما
امام رضای والا

امید شیعیان است
چقدر مهربان است

نهم امام جواد
رحمت حق بر او باد

کریم و بخشنده بود
ماه درخشنده بود

دهم امام نقی
پاک دل و متقی

هادی راه دین بود
یاور مؤمنین بود

یازدهم عسکری
از همه عیب‌ها بری

در خانه بود زندانی
شهید شد در جوانی

یازده امام معصوم
شهید شدند چه مظلوم

ولی به امر خدا
امام آخر ما

از چشم مردم بد
غایب شد و نیامد

هزار و چندین ساله
شیعه در انتظاره

بالاخره یه روزی
می شه وقت پیروزی

مهدی ظهور می کنه
دشمن رو دور می کنه

جهان می شه پر از گل
نرگس و یاس و سنبل

ما بچه های شیعه
دعا کنیم همیشه

با هم بگیم: خدایا
بیار امام ما را

 

مامان می گه که اینجا بهشت رو زمینه

روزی هزار کبوتر رو گنبدش می شینه

هزار هزار تا عاشق زائر اینجا می شه

از راه دور و نزدیک مهمون آقا می شه

یه گنبد طلایی که توی آسمونه

نشونی خونه ی یه مرد مهربونه

این آقای مهربون که نور دیده ی ماست

برای ما شیعه ها امام هشتم ، رضاست

 

واسه خدا عزیزن ، بچه های نماز خون

خبر دارَن از کار ِ ، شیطون ِ پستِ نادون

خوب میشناسن شیطونُ ، وسوسه و حیله رو

گوش نمیدن به حرف ِ ، احمقی مثل ِ شیطون

وقتِ نماز همیشه ، میاد صدای اَذون

از روی ِ گلدسته ها ، تو خونه ها وُ ایوون

یعنی آهای با خبر ، شد دیگه وقتِ نماز

بیاین بِریم به مسجد ، آی کوچولو آی جوون

شعر کودکانه مذهبی ماه رمضان

بهار قرآن رمضان

عطر دل و جان رمضان

بزرگترا روزه دارن

سحرها از خواب بیدارن

از صبح تا شب بی آب و نون

روزه دارن با دل و جون

شب که میشه وقت اذون

می خوریم با هم افطاریمون

روزه مایه­ی سلامت

هست بهترین عبادت

آی بچه ها اما خدا

روزه نخواسته از شما

باید بازم بزرگ بشید

رشد کنید و قد بکشید

وقتی شدی بزرگتر

روزه بگیر گل پسر (گل دختر)

حالا که تو کوچیکی

روزه­ بگیر گنجیشکی

شاعر : مجید ناصری

شعر کودکانه حضرت فاطمه

یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میون

باغچه مهربونی

می گفت سفر که رفتم

یه روز و روزگاری

این بوته یاس من

می مونه یادگاری

هر روز غروب عطر یاس

تو کوچه ها می پیچید

میون کوچه باغا

بوی خدا می پیچید

اونایی که نداشتن

از خوبیها نشونه

دیدن که خوبی یاس

باعث زشتی شونه

عابرای بی احساس

پا گذاشتن روی یاس

ساقه هاشو شکستن

آدمای ناسپاس

یاس جوون بعد اون

تکیه زدش به دیوار

خواس بزنه جوونه

اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه

شبونه یاسو برداشت

پنهون ز نامحرما

تو باغ دیگه ای کاشت

هزار ساله کوچه ها

پر می شه از عطر یاس

اما مکان اون گل

مونده هنوز ناشناس

 

بابام پامیشه از خواب

میره لب حوض آب

می شوید او دست و رو

با اب میگیره وضو

تمیز و پاکیزه باز

میاد سر جا نماز

من هم کنار بابا

نماز می خوانم حالا

 

نماز رکن دین است

مونس مؤمنین است

نماز خواندن ما

چه خوب و دلنشین است

نماز ما مرتّب

تو صبح و ظهر و هرشب

خدا از ما راضیه

نمره‌هامون عالیه

دلهرة دشمن از

نماز خواندن ماست

نماز خواندن ما

ضامن ماندن ماست

نماز اساس دین است

مسلمانی در این است

با خدا صحبت کنیم

به هم محبت کنیم

شعر کودکانه قرآنی

آی بارک الله به تو

بچه خوب و دانا

تو عاشق قرآنی

صاحب گنجی زیبا

قرآن کتاب راهه

تو شب مانند ماهه

هر کی که دورشه از اون

عاقبتش تو چاهه

تو جای جای قرآن

قصه هایی است فراوان

هم قصه های موسی

هم حضرت سلیمان

قصه اصحاب کهف

یا قصه های عیسی

قصه هایی که هر یک

یه دنیا درس بر ما

 

بگم چیه نبوت                  پس گوش بدید با دقت

بچه باید بدونه                 خدا که مهربونه

فرستاده تو دنیا               چند رسول و نبی را

بودند آدم های خوب        هم بی گناه و محبوب

تا خوبی رو یاد بدن         زشتی رو بر باد بدن

از توی این چند هزار       پنج تای اونها پر کار

هر یک دارن کتابی          با دستورات نابی

دین آنها جهانی              قدرتشون نهانی

اولوالعزمند همین ها       یاد بگیر اسم اونها

نوح،ابراهیم،موسی        چهارمی هست عیسی

پنجم پیامبر ماست          که خاتم الانبیاست

 شعر کودکانه در مورد امام زمان

سلام من به مهدی و        به قلب آسمانیش

سلام من به پاکی و         به لطف و مهربانیش

سلام من به لحظه­ای       که می رسد ظهور او

سلام من به لحظه­ای       که می­رسد عبور او

سلام من به بوسه­ای       که می­رسد به دست او

سلام من به حضرتی       که داده مهر و آبرو

سلام من به قد او           سلام من به قامتش

سلام من به دست او      به قدرت امامتش

 

مانند خورشید          در پشت ابری

هم باشهامت           هم کوه صبری

هم پاک و زیبا           هم مهربانی

یعنی امام و             صاحب زمانی

هر روز و هر شب       در یاد مایی

هم با محبت            هم با دعایی

آن چهره ات را          می­دیدم ای کاش

مهدی(عج)خوبم       در قلب من باش

 

سفره ساده ما
می شودپهن کم کم
وقت افطاردورش
می نشینیم باهم

بوی شیرین حلوا
می دهد سفره ما
می گذاریم درآن
نان وسبزی وخرما

می رود باز بالا
دست خالی مامان
باز لب های بابا
می دهدبوی قرآن

پیش مامان وبابا
شاد وخندان نشستیم
خوب شد مثل آنها
باز هم روزه هستم

 

من صاحب زمانم
من یار مهربانم

اگر می خوای بدونی
امام شیعیانم

حضرت عسگری بود
بابای مهربانم

سَیده نرجس خاتون
مادر خوش نشانم

آورده است به دنیا
در نیمه شعبانم

من مهدی و قائمم
حجّت این زمانم

 :: مطالب مرتبط ::

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.