سیزده بدر از رسوم قدیمی و ریشه دار ما ایرانی هاست که اگر چه برگرفته از خرافه ی نحس بودن عدد سیزده است ، اما شور و شوق خاطرات زیبای سیزده بدرهایی که کنار خانواده و فامیل و دوستان سپری کرده ایم آن را دوست داشتنی کرده است و به آن معنا داده است. معنی عشق به خانواده و در کنار آن عشق به طبیعت . بخصوص که این روز زیبا روز طبیعت نامگذاری شده است که باعث میشود بیش از پیش لحظه های بودن در طبیعت مهربان و زیبا را قدر بدانیم. ما برای تبریک این روز 60 عکس پروفایل زیبا و عکس نوشته های عاشقانه در مورد سیزده بدر آماده کرده ایم که با عشق تقدیم شما همراهان سایت دلبرانه میکنیم.
پروفایل سیزده بدر | 60 عکس نوشته زیبا و عاشقانه تبریک 13 بدر

پروفایل سیزده بدر
سیزده بدر از زیبایی های عید نوروز : سيزدهبدر يكي از بهترين روزهاي نوروز ميباشد. مردم پس از انجام 12روز برگزاري جشنهاي سال نو، روز سيزدهم را در دل طبيعت ميگذرانند. اين روز يك نمايش ملي است. مردم گروهي معتقدند كه براي دوركردن نحسي اين روز بايد از خانه خارج شوند و سيزده بدر كنند تا نحسي روز در طبيعت به در شود. در اين روز سبزههاي سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بوده به آب روان ميسپارند. خوراكيهاي باقيمانده نوروز، به مصرف ميرسد، بساط بازيهاي دستهجمعي پهن است. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل ميماند.

در ساعت اول روز خيابانها شلوغ و پررفت و آمد است. پاركها مناظر طبيعي اطراف شهر پذيراي ميليونها زن و مردم و جوان و پير و كودك است. خانوادهها با صفا و صميميت در كنار هم مينشينند و گل ميگويند و گل ميشنوند. مردمي كه در طول سال، در هياهوي شهر، پي نام و نان هستند و با هم روباطي سرد و خشك دارند، در اين روز تغييري در رفتارشان روي ميدهد، همه مهربان و شادمان هستند. گويي بهترين روز سال همين روز است. هرچند گروهي آن را نحس ميشمارند، اما در اين روز همه چيز و همه كس رنگ شادي دارد.

سيزده بدر نحس است يا مبارك ؟
گروهي چنين بيان ميدارند كه: روز سيزده هرماه در جدول سي روز ايران باستان، مربوط است به فرشته تير يا تيشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسيار روز خجسته و مباركي است. در مورد فرشته تير و جشن تيرگان كه در سيزدهم «تيرروز» در تيرماه، برگزار ميگردد، در جاي خود سخن به ميان آمده است. پس روز سيزده در اعتقادات مردم ايران باستان به هيچ وضح نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نيز روز سيزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد اين روز معتقد بودند كه جمشيد شاه (بنيانگذار نوروز) روز سيزده نوروز را در صحراي سبز و خرم، خيمه و خرگاه برپا ميكرد و بار عام ميداد. چندين سال متوالي اين كار را انجام داد كه در نتيجه اين مراسم در ايران زمين به صورت سنت و مراسم درآمد.

سیزده در فرهنگ اعراب
در تقويم اعراب، سيزده هرماه روز نحس بود بنابراين بعد از اسلام اين باور اعراب در ايران نيز گسترش يافت و روز سيزده نوروز هم نحس شمرده شد. ابونصر فراهي در مورد نحسي ايام سال چنين سروده است:
هفت روزي نحس باشد در مهي
زان حذر كن تا نيـابي هيچ رنج
سـه و پنج و سيزده بـا شانزده
بيست و يك و بيست چهار و بيست پنج

سیزده بدر در فرهنگ ایرانی
ايرانيان پس از دوازده روز جشنگرفتن و شاديكردن كه به ياد دوازده ماه از سال است، روز سيزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا ميرفتند و شادي ميكردند و در حقيقت بدين ترتيب رسميبودن دوره نوروز را به پايان ميرسانيدند. در تحليل ديگر كه بر مبناي نظرات مهرداد بهار ميباشد چنين بيان ميگردد: اعتقاد به عمر 12هزار ساله جهان نزد زرتشتيان، تحت تأثير نجوم بينالنهرين است كه معتقد بودند هريك از دوازده اختر كه خود به يكي از برجهاي دوازدهگانه حاكم است، هزار سال به جهان حكومت خواهد كرد. بدين روي عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين درهم خواهد شد.

فلسفه زیبای سیزده بدر در میان ایرانیان کهن
به اعتقاد مهرداد بهار، اصل اعتقاد به دوازده هزار سال، و دوازده ماه سال تأثير معتقدات بابلي است. پس از دوازده هزار سال، آشفتگي آغازين باز ميگردد. پس جشنهاي دوازده روز در فروردين آغاز سال، با سال دوازه ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوطه است. انسان آنچه را در اين دوازده روز پيش ميآمد، سرنوشت سال خود ميانگاشت. از پيش از نوروز انواع دانهها را ميكاشتند و هر دانهيي كه در طي اين دوازده روزه بهتر و بيشتر رشد ميكرد، آن دانه را براي كاشت آن سال بهكار ميبردند و گمان داشتند اگر روزهاي نوروزي به اندوه بگذرد همه سال به اندوه خواهد گذشت.

بهار مينويسد:
«12روز فروردين نماد همه سال بود و چون پس از 12هزار سال عمر جهان، آشفتگي نخستين باري ديگر باز ميگشت، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگي نهايي و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كاركردن و نظام عمومي را رعايتكردن نيز از ميان بر ميخاست و شايد عياشيها و اوجي باري ديگر براي يك روز باز ميگشت. نحسي سيزدهم عيد نشان فروريختن واپسين جهان و نظام آن بود».

علف يا سبزه گره زدن
يكي از كارهاي روز سيزدهبدر، علف گرهزدن است. درمورد سابقه اين رسم ميگويند كه مربوط است به فرزندان كيومرث. يعني اولين زوج يا اولين پدر و مادر (مشيه و مشيانه). زرتشتيان معتقدند چون اين دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پايه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد اين رسم معمول گرديد.

سیزده بدر در کتاب مجمل التواریخ
در مجمل التواريخ چنين آمده است:
«اول مردي كه به زمين ظاهر شد، پارسان او را گل شاه گويند؛ زيرا كه پادشاهي او الا به گل نبود، پس پسر و دختري از او ماند كه مشيه و مشانه نام گرفتند و روز سيزده نوروز با هم ازدواج كردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بيپادشاه بماند.

سیزده بدر؛ روز نیایش به درگاه خداوند
روز سیزدهم فروردین سيزدهبدر (آخرين روز جشنهاي نوروزي) ، از دیرباز برای همهی ما ایرانیان، روز خوشی، شادی و گشت و گذار میان دشت و دمن بوده است. سیزده روز پس از نوروز (بزرگترین و خجستهترین جشن و آئین ملی آریایی) نوبت به جشنی دیگر یعنی سیزده بدر میرسد.

آیا سیزده بدر خرافه است؟
برخی از روی ندانستن، سیزده بدر را خرافه میدانند و حتی به تازگی نامی دیگر بر آن نهاده و آن را روز طبیعت نامیدهاند كه دقیقاً ترجمه روز ایلانوت یهودیان و تعطیل رسمی اسرائیل میباشد. با دلایل زیر روشن میشود كه سیزدهبدر خرافه نیست:

سیزده بدر یك جشن است و جشن ذاتاً همراه با شور، نشاط و سرور است. شادمانی عامل تحرك، پویایی و خلاقیت است و افسردگی، غمگینی و سوگواری در جامعه باعث ركود و كسالت میشود. شادی در نزد ایرانیان چنان با اهمیت بوده است كه در اكثر سنگ نبشتههای هخامنشی، آفرینش شادی همتراز آفرینش زمین و آسمان شمرده شده است:
«بزرگ است خدایی كه آسمان و زمین و شادی را برای انسان آفرید.»

شادی در ایران امری خدایی و اهورایی است.
شادی در ایران امری خدایی و اهورایی بوده كه معنای آن «سرزندگی حاصل از صفای باطن و روشنایی روح، از راه ارتباط با مبدأ آفرینش» بوده و هرگز به معنی از خود بیخود شدن و فراموش كردن جهان و آنچه در اوست نبوده است. شادمانی سیزده بدر، تعظیم به خداوند جهان آفرین است كه نه تنها ربطی به نحسی ندارد، بلكه حكایت از زندگی و فرخندگی دارد.

خرافه زدایی یا حقیقت زدایی؟
با كمی تأمل در مییابیم كه تغییر نام سیزدهبدر یا حذف تعطیلی آن نه برای خرافهزدایی بلكه برای حقیقتزدایی و تاریخزدایی است. بعضیها میگویند سیزده نحس نیست تا آن را «در» كنند. این دسته از عزیزان باید بدانند كه واژهی «در» در سیزده بدر به معنای بیرون كردن یا در كردن نیست؛ بلكه مقصود در و دشت میباشد. مانند واژههای كبكدری، حسنكدر و سرخدر (نام 2 روستا در خراسان) و یا شعر فردوسی كه میگوید:
«بینی در و دشت رنگین شده نكوتر ز صورتگر چین شده»

آیا سیزده بدر در فرهنگ ایرانی نحس است؟
اصولاً در فرهنگ ایرانی در آیین سیزدهبدر هیچ سخنی از نحسی نیست. ایرانیان باستان نه تنها سیزده را نحس نمیدانستند بلكه آن را گرامی نیز میداشتند. آنها سیزدهمین روز هر ماه را به نام «تیر روز» یا «تشتر» مینامیدند. تشتر نام فرشه موكل بر باران بوده است. مردم ایران در روز سیزده فروردین همراه با شادمانی و شكرگزاری از خداوند، به نیایش پروردگار پرداخته و با یاد فرشته باران (تشتر) از خداوند طلب باران میكردند تا سالی پربركت و خرم داشته باشند. حتی اهمیت این روز چنان بوده است كه اگر كسی روز سیزده بدر، به در و دشت نمیرفت، نوعی ناسپاسی به درگاه اهورا میكرده است.

نحسی 13 در میان اعراب
از طرفی اگر سیزده فروردین نحس بوده، پس چرا روزهای سیزده دیگر ماهها را ایرانیان بدشگون نمیدانستند؟ پس علت بدشگون دانستن سیزده از كجا سرچشمه میگیرد؟ نحس بودن سیزده، ریشه در فرهنگ اعراب جاهلیت دارد. اعراب، سیزده تمام ماهها به ویژه 13 صفر را بدیمن میدانستند. (البته برخی، 13 رجب را استثناء كردهاند.) غربیها نیز سیزده را به دلیل این كه یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس میدانستند. پس خرافهزدایی در این است كه این خرافه وارداتی (یعنی بدشگونی) را از آیین باشكوه سیزده بدر بزدائیم؛ نه این كه سیزده بدر یا دیگر نمادهای ملی را نابود كنیم یا نامشان را تغییر دهیم.

سیزده بدر، روز رهایی از چنگال اهریمن و روز پیوستن به اهوراست.
در این روز خجسته بایستی پنجرهها را گشود و چشمها را شست … ؛
چرا كه انسانها همراه با زمین و زمان و در و دشت و فرشتگان، به ستایش خدای یكتا میپردازند و بهاران را جشن میگیرند. سيزدهبدرِ روزي براي طلب باران فراوان در سال پيش رو، براي گراميداشت و پاكيزگي طبيعت و مظاهر آن، و زيستبوم مقدس ایرانیان است. مواظب باشیم روز ويراني و تباهي طبيعت نگردد.

ابهام در مورد جشن سیزده به در
بیشتر مردم، با رفتن به دامان طبیعت در جشن سیزده به در، جشنهای نوروزی را به طور رسمی پایان میدهند. به طور کلی در میان جشن های ایرانی جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارد. در کتابهای تاریخی اشارهی مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشدهاست اما در منابع کهن اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.

گفته می شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. می توان گفت معقول ترین موردی که درباره ی سیزده به در گفته می شود همین است.

سیزده بدر و هفت سین رسوم جدید یا کهن؟
اما اگر در کتاب های تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده به در و هفت سین نمییابیم آیا این رسم ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ سیزده به در رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمیتواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد.

علاوه بر این می دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می کرد. ولی سیزده به در، رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد و شاید «نحس» بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود و …

تیر روز
در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه ای دارد. به عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روز و روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی تیشتَریَه خوانده می شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می باشد . با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است .تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می باشد .

نظریههایی پیرامون نحوست سیزده
تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانستهاند. برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمدهاست. بعد از اسلام چون سیزدهم تمام ماهها را نحس میدانند، به اشتباه سیزدهم عید نوروز نحس شمرده شد.

معنای لغوی سیزده به در
مشهور است که واژه ی سیزده به در به معنای « در کردن نحسی سیزده» است . اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود .به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.
چو هر دو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای
یکی از معانی واژه «به» ، « طرف و سوی » می باشد .
مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه».

پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در»
به معنای « سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد
که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.

سیزده به در در کتب تاریخی
در کتابهای تاریخی پیش از قاجار اشارهی مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشدهاست اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشارهای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بیروپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی میکند که این موضوع نزدیک به آیین های سیزده به در می باشد.

تاریخچه سیزده به در دورهٔ قاجار
عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح دادهاست. ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزدهبهدر چنین مینویسد: سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج میشوند و به باغها روی میآورند.

آیینهای سیزده به در
این رویداد دارای آیینهای ویژهای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله میتوان آیینهای زیر را برشمرد.
- گره زدن سبزه
- سبزه به رود سپردن
- خوردن کاهو و سکنجبین
- پختن خوراکهای گوناگون به ویژه آش رشته

آیین سبزه گره زدن
یکی از آیین های این روز سبزه گره زدن است که بیشتر جوانان در این روز این کار را انجام می دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است که هیمشه سبز و شاداب باقی بمانیم.

فلسفه سبزه گره زدن
افسانه ی آفرینش در ایران و مسأله ی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی کیومرث حائز اهمیت زیادی است . در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است . گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات ۲۹ -۲۳ و گفته های آثار الباقیه بر پایه ی همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد.

مشیه و مشیانه!
مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند . در آن زمان چون عقد و نکاهی شناخته شده نبود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی مورد، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را – بویژه دختران و پسران دم بخت – انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند.

رسم چهارده به در
چهاردهبهدر اصطلاحی است که به جای سیزدهبهدر در مواردی به کار میرود و منظور آن گشت و گذار در طبیعت در روز ۱۴ فروردین است. برخی اهالی خرمآباد به جای سیزدهم فروردین، روز چهاردهم را به تفریح در طبیعت اختصاص میدهند آنها ۱۳ فروردین را در خانه میمانند و آن را سیزده غریب مینامند. این به این مفهوم است که در این روز مردم غیر بومی خرم آباد برای تفریح بیرون میروند و خود خرم آبادیها یک روز بعد به دامن طبیعت میروند.

چرا سيزده را بدر می کنیم ؟
آنچه در بالا خواندیم نگاهی تاریخی و ادبی به فرهنگ کهن ایرانی است اما آنچه در ادامه میخوانیم نگاه دیگری به آیین سیزده به در دارد که تلخ و گزنده است اما دانستن آن میتواند به دانش تاریخی ما بیافزاید

پوريم چيست؟
پوريم يا جشن ايراني کشي جشني است که 26 قرن است يهوديان هرسال در روزهاي 13 و 14 و 15 ماه “ادار” به مناسبت قتل عام 70 هزار ايراني در 3 روز در زمان خشايارشاه برگزار مي کنند. اين جشن مصادف است با 13 اسفند يا 13 فروردين بسته به اينکه سال عبري 12 ماهه باشد يا 13 ماهه ! به همين علت است که 13 فروردين براي ايرانيان به عنوان روزي نحس شناخته مي شود (اين در حالي است که همگان نحسي 13 را خرافه اي مي دانند که از اروپا وارد ايران شده !) و ايرانيان در اين روز مجبور به ترک خانه ها و منازل و فرار به صحرا و بيابان شدند (شايد به همين علت باشد که آيين بيرون رفتن از منزل در ميان ايرانيان تا کنون باقي مانده است)

ماجراي پوريم چیست؟
پوريم واقعه ي است که در تورات از آن به سفر استر ياد شده است، بر اساس تورات، خشايار شاه در روز سومين سالگرد تاجگذاري خود در حالت مستي از همسرش، ملکه وشتي، مي خواهد که زيبايي هايش را به نمايش میهمانان بگذارد اما مکله وشتي که زن عفيف و با حيايي بوده از اين کار سر باز ميزند( این از خصايص زن اصيل ايرانيست که عفيف و با حيا بوده و خود را در معرض ديد همگان قرار نمي دهد) . به همين دليل پادشاه خشمگين با صحبت کردن با مشاورانش به اين نتيجه ميرسد که ملکه وشتي را برکنار کرده و زن ديگري را جانشينش کند و به همين علت در ميان زنان زيبا روي ايراني و از میان اسرای يهودی دختري به نام ” استر” جانشين وشتي مي شود. (استر تا قبل از آمدن به قصر نزد پسرعمويش مردخاي زندگي مي کرد ).
پروفایل جدید برای تبریک سیزده بدر
در همين بين استر و مردخاي با کمک هم هامان وزير پادشاه رو برکنار کرده و دستور قتل وي را خشايار شاه صادر مي کند و مردخاي جاي وي را مي گيرد. استر و مردخاي هم پادشاه دستور قتل دشمنان يهود رو در 3 روز مي گيرند و در اين سه روز 70 هزار ايراني قتل عام مي شوند! اين واقعه که در کتاب مقدس يهود نيز آمده جنايت هولناکي است که يهود هر سال آن را جشن ميگيرد و با پوشيدن لباسهاي شخصيت هاي اين داستان اين جنايت را طي نسل ها زنده نگه مي دارد. حال شما قضاوت کنيد ، هولوکاست چیست و کجاست؟ چرا قبور استر و مردخای مورد قداست قرار گرفته است و…؟

اندر حکایت مردخای و استر
در شوش یک یهودی به نام مردخای پسر یائیز زندگی می کرد ، او دختر عموی زیبایی داشت بنام هدسه دختر ابیحایل که به او استر هم می گفتند . زمانی که قرار شد از تمام بلاد دختران زیباروی به حرمسرای پادشاه آورده شوند استر نیز همراه دختران زیبای بیشمار دیگری به حرمسرای قصر شوش آورده شد . به توصیه مردخای استر به هیچ کس نگفته بود که یهودی است . استر بیش از دختران دیگر مورد توجه و علاقه پادشاه قرار گرفت بطوری که پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جای وشتی ملکه ساخت . اما استر مثل زمان کودکی دستورات مردخای را اطاعت می کرد. »

تا اینجای داستان به چند نکته باید توجه کرد :
1. امتناع وشتی از نمایاندن خود ، می فهماند که زن ایرانی راضی نیست ملعبه دیگران قرار گیرد . در ضمیر زن ایرانی حجب ، حیا و عفت از روزگاران دور وجود داشته است .
2. زیبایی استر نیز قابل ملاحظه است چیزی که در طول تاریخ ، یهود از آن بهره برده و امروز نیز یکی از ابزارهای مهم جاسوسی و نفوذ به دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی حکومتها و سازمانهای دولتی و بین المللی ، استفاده یهود از زنانش می باشد . انان برای به انحراف کشیدن نسل ها هم از حربه ی نمایش زنان بهره برده و می برند .
3. واضح است پیمانی که او بعنوان ملکه با پادشاه می بندد بر اساس پنهان کاری است ، او تصمیم به شتر دزدی دارد لکن در ابتدا تخم مرغ دزدی را به اجرا می گذارد . به یهودیانی که برای مقاصدی شوم دین ، عقیده و باور خود را پنهان می کنند و از اسم و رسم مقصد بهره می برند آنوسی می گویند . و استر یک آنوسی است . ظاهرا ملکه ی پادشاه است .

تورات می گوید :
او فرمانبر مردخای یهودی است « مرد خای نیز از طرف پادشاه(خشایارشا) به مقام مهمی در دربار منصوب می شود . با توصیه مردخای ، استر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه کرده و شاه هامان را اعدام و املاک او را به استر می بخشد . بعد از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخای داد . پادشاه به ملکه استر و مردخای گفت : شما می توانید حکمی مطابق میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر کنید و آن را با انگشتر پادشاه مهر کنید.»

نا آگاهی عمومی در مورد این ماجرا
26 قرن از ماجرای استر ، مردخای و هامان می گذرد متاسفانه تاریخ شناسان ایران بیشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات جعلی زمامداران پرداخته اند . و سلسله های پادشاهی را برایمان آرایشگری کرده اند . جوان ایرانی از ماجرای دردناک نخبه کشی و ایرانی کشی که در کتاب استر آمده ، خبر ندارد . استر و مردخای توطئه گر را نمی شناسد .
هامان « وزیرالوزرا » که مورد خشم یهود قرار گرفته است را نمی شناسد . او نمی داند که هامان در هنر دست میکل آنژ بر سقف نمازخانه سیس تین واتیکان چهره معصومی دارد که به صلیب کشیده شده است . آیا میکل آنژ دانسته یا ندانسته نمی خواهد رنج و مصیبت مسیح بدست یهودیان را در صورت هامان بنمایاند ؟ آنانی که دم از ایرانیت ، قومیت و نژاد می زنند از چه طریقی هامان سوزان را که در بسیاری از نقاط جهان برگزار می شود ، به گوش جوان ایرانی رسانده اند ؟

جشن پوریم و سیزده به در !
از یهودیان و حامیانشان می پرسیم ، به چه دلیل مردم سراسر شرق میانه نسبت به این قوم نفرت و در دل کینه داشته اند ؟ آیا سبب دشمنی همیشگی آدمی با یهودیان را نمی توان در رفتار حریصانه و توطئه گرانه این قوم با دیگران دانست ؟
چگونه است که بعد از 26 قرن همچنان ایام پوریم ، سیزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهایی که از هر یازده نفر ایرانی یک نفر کشته شده است را به عنوان روز سپاسگزاری ، روز امحاء دشمنان یهود و روز پوریم جشن می گیرند . بسیاری از یهودیان اروپا و آمریکا به جای پوریم ، این مراسم را جشن ایرانی کشی می نامند . اما ایرانیان از همان زمان سیزدهم فروردین را که مصادف با آن ایرانی کشی وحشیانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به قوم یهود و مزدورانی در دربار هخامنشی ، که سراسیمه از خانه و کاشانه شان فراری شده بودند ، سر به کوه و صحرا می گذارند . و نافرخندگی سیزده ی فروردین را دور از خانه بدر می کنند .

بهار که سیزده شد، مژگانم را از غم به در میکنم و
همچون سبزه به آب میسپارم و امید را در دلم جای میدهم
سیزده به درت مبارک عزیزم

این چه رسمی است؟
چه کسی گفته چنین: با گره سال خود آغاز کنیم؟
از هزاران گره مانده به راه
تو بیا تا گرهای باز کنیم
سیزده به در مبارک

گره ۱۳ از زندگیت باز شود
نغمه عشق به آهنگ دلت ساز شود،
سوسن و سنبل و مریم همه تقدیم شما،
این بهار و صد بهارت با گل آغاز شود.
سیزدتون مبارک.

سلامتی اونایی که حتی یه دونه سبزه هم گره نزدن
ولی یه عمریه دلاشون به هم گره کور خورده !
سیزده بدر مبارک

چو سبزه سبز میگردد ز نوروز
به روز سیزدهم، آن روز پیروز
فزون بر سبزی دشت و چمنزار
به جان و دل بگردیم همچو گلزار
روز طبیعت بر شما مبارک

از جنگل و از کوه، گذر خواهم کرد
سرتاسر دشت را خبر خواهم کرد
تا سبزه گره زنیم با خاطر شاد
من سیزده را با تو بدر خواهم کرد
روز طبیعت مبارک باد

گره بر سبزه زن تا غم برآید
که فردا عشق تو از در درآید
به صحرای پر از گل آرزو کن
تمامِ آرزوهایت برآید …
سیزده بدر مبارک.

باز هم سیزده سال نو از راه رسید
باز هم شادی و سر زندگی از راه رسید
آنــجا که شــمایید اگر ابــری نیــست
تندی بپرید بیرون که اصلا جا نیست
سیزده بدر مبارک

سبزه رو از سفره بگیر
ماهی را با خودت بیار
وقتشه بیرون بزنیم
سیزدهمین روز بهار …
سیزده بدر و روز طبیعت مبارک.

ترنم میزند باران چیک چیک
ز کوک عاشقی ساعت به تیک تیک
بزن مطرب بهارانست شاد باش
بدر کن سیزده را هم به پیک نیک
روز طبیعت مبارک.

چو سبزه سبز میگردد ز نوروز
به روز سیزدهم، آن روز پیروز
فزون بر سبزی دشت و چمنزار
به جان و دل بگردیم همچو گلزار

بعد از تو
سالهاست زندگی نحس است
چگونه سیزده را به در بکنم؟!
من سالهاست سبزهای گره نزدم
شرم بر من بعد از تو آرزویی اگر بکنم

13 تا بدی 13 تا بلا
13 تا زشتی 13 تا نحسی
13 تا غصه 13 تا ناکامی
13 تا مریضی از وجودتون دور بشه
و درعوض 1398 دونه شادی؛ زیبایی؛ لطافت
و خوشی های پایدار تقدیم وجودتون
سیزده بدر مبارک

کوچه باغی و صفایی و کمی خاطره و
سر من، شانه تو، پای همین پنجره و
شب و عهد من و تو سیزده فروردین
سبزه پای درخت و زدن یک گره و

رو پیچ و تاب سبز سبزه عید
گره از بخت ما هم کورتر شد
دروغ سیزده هر ساله ما
عجب عیدی به نیکویی به سر شد!

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده است
سیزده بدر بر شما و خانواده گرامی مبارک باد.

آمیخته شد نگاه من با نوروز
با هر گل این بهار آتش افروز
تا سال دگر دست به دستت باشم
صد سبزه گره زدم به یادت امروز!
روز طبیعت مبارک.

باز هم سیزده سال نو از راه رسید
باز هم شادی و سرزندگی از راه رسید
آنــجا که شــمایید اگر ابــری نیــست
تندی بپرید بیرون که اصلاً جا نیست
سیزده بدر امسالتون به شادی.

اگر هر سین امسالت به سر تاجی پر از گل زد
اگر تقدیرت از نحسی به سمت روشنی پل زد
به تن کن رخت خوشبختی نگو باور نمیکردم
که من خود این سعادت را برایت آرزو کردم
سیزده بدر مبارک

گره ۱۳ از زندگیت باز شود
نغمه عشق بـه موزیک دلت ساز شود
سوسن و سنبل و مریم همه تقدیم شما
این بهار و صد بهارت با گل آغاز شود.
سیزده بدر مبارک.
