اشعار و دل نوشته شاعران مختلف برای رئیس جمهور شهید آیت الله رئیسی

همراهان گرامی دلبرانه به مناسبت شهادت رئیس جمهور و همراهان گرامی ایشان مجموعه ای از اشعار و دلنوشته شاعران را برای شما عزیزان

گردآوری کرده ایم امید است مطالعه این مجموعه تسلی بر غم شما عزیزان گردد

از شما دعوت مبشود با دلبرانه همراه باشید

اشعار و دل نوشته شاعران مختلف برای رئیس جمهور شهید آیت الله رئیسی

کاور اشعار رئیس جمهور(۱)

­ماییم و پی حادثه‌ای دربه‌دری‌ها
هر لحظه خبر می‌رسد از بی‌خبری‌ها
دل طاقت این داغ جگرسوز ندارد
برگرد و رهامان کن از این خون‌جگری‌ها
برگرد که ما خاطرهٔ خوب نداریم
از آن شب تاریک و از آن بی‌پدری‌ها
هم‌صحبت ما بودی و هرگز نشنیدی
اخبار وطن را فقط از دور و بری‌ها
در سیل بلا‌ها عوض کاخ‌نشینی
دیدیم تو را خاک‌نشین با کپری‌ها
دیدیم صفای تو و صافی تو، وقتی
خون بود دل ملتی از حیله‌گری‌ها
حسن زرنقی

──────── • ✤ • ────────

من و تو بار‌ها دیدیم در تاریخ، در تقویم
مسیرِ آتش از بهرِ سیاووش است و ابراهیم.
به استقبالِ مرگت رفتی و فهمید استکبار
کسی جرأت ندارد تا شهادت را کند تحریم.
به پایان می‌بری، چون مصطفی شصت و سه سالت را
و جانت را به سلطانِ خراسان می‌کنی تقدیم.
اگر مرد است و دارد در دلش شوقِ شهادت را
نباید تا شهادت منصرف گردد از این تصمیم؛
و کارت در کویرِ تشنه‌ی دنیا که پایان یافت
نشستی در کنارِ صاحبانِ کوثر و تسنیم.
به من گفتی: حروفِ عشق را از هم جدا بنویس
نوشتم من “الف، با، را، الف، ها، یا، در آخر میم”.
بهارِ هشتمین نورِ امامت هشت و پیشِ آن
درختی این‌چنین باید فرود آرد سرِ تعظیم
احمدشهریار شاعر پاکستانی

──────── • ✤ • ────────

غرق دردیم، بگو داغ مکرّر برسد!
که مقرّب شده را رنج، فزون‌تر برسد!
دلمان کاسه خون است و به آغوش وطن
هر دم از مشهدِ مرغانِ حرم، پَر برسد!‌
ای خوشا جانِ شهیدی که شود شاهدِ حق!
در ره دوست، طوافی که به آخر برسد!
سندِ زنده آزادگی و پیروزی ست
با بهاران اگر آلاله پرپر برسد!
خدمتِ خلق کن و عاقبت ِ خیر طلب
این حدیثی ست که از قولِ پیمبر (ص) برسد!
سیدِ خادم ما رفت و به یاران پیوست
پیکرش باز به این خاکِ مطهّر برسد!
صبر آموخته مکتبِ نوریم، آری…
کوهِ عزمیم، خوشا امر ز رهبر برسد!
حق گواه است در این بیشه عاشق پرور
نوبتِ غرّش شیران وطن گر برسد!
باز با پنجه خیبرشکنان می‌آییم
ذوالفقاریم اگر رخصتِ حیدر (ع) برسد!
انقلابی که پر از عطرِ شهید است، سزاست…
پرچمِ آن به کفِ منجیِ داور برسد!
مصطفی جلیلیان مصلحی

shahadat raeisi01 (26)

در ما قیامت کن قیامت سید ابراهیم‌
ای صاحب جود و کرامت سید ابراهیم
ما را خبر‌ها بی‌خود از خود کرده می‌دانی
اما تو راحت باش راحت سید ابراهیم
تو شاد از دیدار با ما مردم دلتنگ
ما خسته از دنیای غربت سید ابراهیم
از ابتدا هم تو شهید زنده‌ای بودی
شد قسمتت آخر شهادت سید ابراهیم
یاد رجایی، باهنر، را زنده کردی باز
دیدار ما روز قیامت سید ابراهیم
علیرضا قزوه

──────── • ✤ • ────────

هر چند اسیر داغ و محنت باشیم
مستغرق بهت و غرق حیرت باشیم
مانند تو ای سید مظلوم خوش است
در راه وطن شهید خدمت باشیم
سیدمسعود علوی‌تبار

──────── • ✤ • ────────

با عناد و ناجوانمردی و با تحریم ما
دشمنت هرگز نخواهد دید ترس و بیم ما
“تا شهادت با ولایت” راه و رسم کوثری ست
مادر سادات فرمود این روش تعلیم ما
زخم بر زخم است آری، داغ بر داغ است آه
آری اما عاقبت غم می‌شود تسلیم ما
می‌رسد مردی که بار آسمان بر دوش اوست
می‌کند دنیا بهاری جاودان تقدیم ما
روز میلاد علی موسی الرضا جان سالهاست
روز پرواز کبوتر بوده در تقویم ما
در میان کوه‌های کشورت آسوده‌ای
با عناد و ناجوانمردی و با تحریم ما
دشمنت هرگز نخواهد دید ترس و بیم ما
“تا شهادت با ولایت” راه و رسم کوثری ست
مادر سادات فرمود این روش تعلیم ما
زخم بر زخم است آری، داغ بر داغ است آه
آری اما عاقبت غم می‌شود تسلیم ما
می‌رسد مردی که بار آسمان بر دوش اوست
می‌کند دنیا بهاری جاودان تقدیم ما
روز میلاد علی موسی الرضا جان سالهاست
روز پرواز کبوتر بوده در تقویم ما
در میان کوه‌های کشورت آسوده ای
آه ابراهیم، ابراهیم، ابراهیم ما
نغمه مستشارنظامی

shahadat raeisi01 (23)

هرچه صدا کردیم: ابراهیم
اسم تو حتی برنگشت از کوه
آنقدر روحت بی‌قراری کرد
جسم تو حتی برنگشت از کوه
اردیبهشت اردی‌جهنم شد
هر صفحه تقویم را سوزاند
این بار آتش سرد شد اما
وقتی که ابراهیم را سوزاند
گشتیم دنبال پر و بالت
گفتند دیگر وا نخواهد شد
جز بالگرد سوخته چیزی
پیدا نشد، پیدا نخواهد شد
تو کوه دردی بودی و رفتی
ای کوه درد! ای کاش برگردی
آن بالگرد ای کاش برگردد
با بالگرد ای کاش برگردی
چشم انتظار دیدنت گشتند
حتی شهیدان خدایی هم
آن سو “بهشتی” بی‌قرار تو
آن سوتر انگاری “رجایی” هم
این ملت تنها تو را دیروز
در شادی و غم انتخابت کرد
ای انتخاب مردم ایران!
حالا خدا هم انتخابت کرد
رضا یزدانی

──────── • ✤ • ────────

آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم
آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم
ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می‌گردیم
با پای خود سر در نیاوردیم از این اطراف
با پای خود یک روز اما باز می‌گردیم
چون ابرها صحرا به صحرا برد ما را باد
چون رودها صحرا به صحرا باز می‌گردیم
این زندگی مکثی ست مابین دو تا سجده
استغفراللهی بگو، ما باز می‌گردیم
بین جماعت هم نماز ما فرادا بود
عمری ست تنهاییم و تنها باز می‌گردیم
ما عاقبت “انا الیه راجعون” بر لب
از کوچه بن بست دنیا باز می‌گردیم
آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم
ما اهل آنجاییم از اینجا باز می‌گردیم
محمدمهدی سیار

──────── • ✤ • ────────

در خدمت خلق بی‌ریا باید بود
لبریز محبّت و صفا باید بود
راضی به رضای دوست می‌باید شد
مانند تو خادم‌الرّضا باید بود
محمدرضا ترکی

shahadat raeisi01 (15)

«بخواب و استراحت کن به اندازه تمام سال‌ها و شب‌ها و روزهای بی قراری‌ات برای مستضعفان
خسته‌ای، خدا هم نخواست اینقدر خودت را به آب و آتش بزنی برای مردمی که ولی و امامشان را یادشان رفته و شب‌ها و روزها وسال‌ها را بی اضطرار طی می‌کنند.
بخواب و استراحت کن و ما را حلال کن
که آنچه حقت بود در مورد تبیین اهداف و آرمان و اعمالت بیان نکردیم.
سلام ما را خدمت آقا علی ابن موسی الرضا برسان و تولدشان را در کنار هم در نزد اولیا الله جشن بگیرید و ما راهم دعا کنید تا خدا صبرمان دهد از این داغ و فراق.
بشکست اگر دل من
به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت
شکند اگر سبوئی»
محمدرضا سرشار

──────── • ✤ • ────────

بمان برادر من، وقت، وقت رفتن نیست
بمان، شتاب مکن، وقت، وقت مردن نیست
هنوز جنگ من و جنگ ما تمام نشد
هنوز فرصتِ این‌گونه رخت‌بستن نیست
اگرچه قصه‌ی ما، قصه‌ی شهادت ماست
اگرچه مرگ در این راه گَردِ دامن نیست
مباد خاطر ما بشکند بدون شما
مباد گریه بیاریم، وقت شیون نیست!
یکی برفت و هزاران دوباره برخیزد
سپاه می‌رزمد گر در آن تهمتن نیست
شهیدِ خدمت مردم‌شدن سزای دل است
که هیچ خوشه چنین در تمام خرمن نیست
به خاک دفن شدن، لذتِ مبارزه است
مباد این‌که بمانیم، و خاک میهن نیست
بمان برادر من، تا نهایتِ این راه
نرو که طاقت لبخندهای دشمن نیست
سروده نجیب بارور

مطالب مرتبط :

عکس استوری برای تسلیت شهادت رئیس جمهور آیت الله ابراهیم رئیسی


ممکن است شما دوست داشته باشید
2 نظرات
  1. نفیسه ورکیانی پور می گوید

    خانه ای بود در کشور ما
    خانه ی عشق نامیده میشد
    موی سرسبز یاس سپیدی
    پشت دیوار آن دیده میشد
    روزی از روزها از کشور ما
    مردی از جنس مردم سفر کرد
    عبا بر پشت و کفش گلی به پا داشت
    از درون کشور ما گذر کرد
    ساعتها باغم گذشتند
    کشور از سیدابراهیم بی خبر بود
    چشمهای صبور و نجیبش
    چندساعتی خیره به در بود
    تا که یک صبح یک صبح غمگین
    بر در کشور ما خیمه بستند
    نغمه ی شهادت آمد و از دیوار کشور
    شاخه ی یاسها را شکستند
    بعد از آن روز دیگر ندیدم
    کشورم شاد باشد بخندد
    بعد از آن روز دیگر ندیدم
    خنده بر لبان عاشقان نقش بندد
    ردپای یک عشق در اینجاست
    پا به قلبمان آهسته بگذار
    وقتی از کشور ما گذر می کنی تو
    حرمت رئیس جمهورمان را نگهدار…..
    دکتر نفیسه ورکیانی پور

  2. علی کاهه می گوید

    درودوسلام برمردخدا برمردی که اخرین پروازش خاطره تلخی در قلب همه دوستدارانش گذاشت وچه غریبانه هجرت کرد دران روزکه اسمان هم پرده سیاه برخودکشیده بود ودران شب ظلمانی ودرانتهای خطوط مرزی درمیان کوهای سربه فلک کشیده چه زود پرکشید وچه زود دیرشد کاش چرخ گردون این حادثه را جوری دیگرتمام میکرد ولی باهمه افسوس ها اواکنون به سوی معبودش هجرت کرد چه هجرت بزرگی روحش شاد درملوت اعلا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.