انشا در مورد پاییز | 25 انشا ادبی درباره پاییز (با مقدمه و نتیجه گیری)
انشا در مورد پاییز همیشه جزء موضوع انشا های مورد علاقه معلمین عزیز انشا در پایه های مختلف تحصیلی بوده است
ما هم در دلبرانه برای کمک به دانش آموزان و اولیای آنها 25 انشا با موضوع فصل پاییز آماده کرده ایم ،
انشا در مورد پاییز | 25 انشا ادبی درباره پاییز (با مقدمه و نتیجه گیری)

موضوعات پیشنهادی انشا در مورد فصل پاییز
در مورد فصل پاییز موضوعات انشای زیادی میتوان پیشنهاد کرد ولی ما این چند موضوع را گردآوری کرده ایم که برای شما ایده بخش باشد .
- فصل پاییز را توصیف کنید
- یک متن ادبی در مورد پاییز بنویسید
- فصل پاییز با مقدمه و نتیجه گیری
- در فصل پاییز چه اتفاقاتی در طبیعت و زندگی شما می افتد ؟ توضیح دهید .
- یک منظره پاییزی را توصیف کنید
- در مورد زیبایی های فصل پاییز بنویسید.
- پاییز را دوست دارم
- پاییز را دوست ندارم زیرا…
- زیبایی پاییز راهی برای نزدیک شدن به خدا
- توضیحی :اتفاقات ، رویداد های طبیعی ، خوراکی ها و میوه های پاییز
انشا در مورد پاییز هفتم

انشا در مورد پاییز شماره یک
موضوع انشا : من فصل پاییز را دوست دارم ( متن ادبی کودکانه در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :کودکان
مقدمه :
به نام خداوند مهربانی که این همه زیبایی برای آفریده است ، انشای خود را آغاز میکنم .
متن انشا:
من خیلی فصل پاییز را دوست دارم .
هم چون مدرسه ها در پاییز شروع میشوند و دوباره دوستانم را میبینم و با آنها بازی میکنم و شروع به درس خواندن و تلاش برای ساختن آینده خود میکنم . البته شاید بعضی ها از شروع شدن مدرسه خوشحال نشوند و دلشان بخواند همیشه بازی کنند و در خانه استراحت کنند. ولی بعد از مدتی حوصله شان سر میرود و دوست دارند دوباره به مدرسه بیایند و دوستان و معلمان مهربان را ببینند.
متن ادبی پاییز به زبان کودکانه
یک دلیل دیگر هم که من پاییز را خیلی دوست داریم این است که فصل پاییز خیلی زبیا است . همه برگ ها که در بهار و تابستان سبز بوده اند به رنگ های زرد و نارنجی و قرمز و قهوه ای در میایند و انگار همه جا رنگارنگ و زیبا و چشم نواز میشود. وقتی به پارک میرویم هر درختی به یک رنگ در آمده است و همه جا بخصوص جنگل ها و پارک ها خیلی قشنگ شده است .
انشا در مورد پاییز به زبان کودکان
در پاییز خرمالو ها میرسد و لیمو شیرین و پرتقال و انار به بازار می آید . بعضی وقتی ها مادرم انار ها را دان میکند و به آنها گلپر و نمک میزند و در کاسه های کوچک میریزد و به ما میدهد که من خیلی خوشم می آید. در پاییز لبو فروش ها در روی گاری های قدیمی لبو های شیرین و قرمز میپزند و به ما می فروشند من گاهی با دوست هایم از آنها لبو داغ میرخر مو در راه رفتن به خانه با هم میخوریم که خیلی کیف دارد .
انشا پاییزی به زبان ساده
من به خاطر باران هم خیلی پاییز را دوست دارم ، چون عاشق باران هستم و روزهای بارانی دوست دارم زیر باران بروم و بازی کنم . البته باید مراقتب باشیم در زیر باران سرما نخوریم . ولی حتی اگر سرما بخوریم ماردمان برای ما سوپ خوشمزه و شلغمی میپزد . ما کنار بخاری می خوابیم تا خوب شویم . تازه پاییز خیلی هوا خوب است نه خیلی گرم است نه خیلی سرد به خاطر همین میتوانیم به راحتی در خیابان و حیات و پارک بازی کنیم و تا خسته شویم .
نتیجه گیری
پاییز خیلی خوبی ها و قشنگی ها و خوراکی های خوشمزه دارد ، که من آنها را خیلی دوست دارم و همیشه دوست دارم زودتر پاییز شود .
من در فصل پاییز خدا را به خاطر این همه قشنگ و زیبایی که برای ما آفریده است شکر میکنم . این بود انشای من .
انشا در مورد پاییز با مقدمه بدنه و نتیجه
انشا در مورد پاییز شماره دو
موضوع انشا : پاییز زیبا و دوست داشتنی ( متن ادبی در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان
مقدمه :
با نام خداوند هستی بخش زیبایی آفرین انشایم را در مورد پاییز آغاز میکنم .
متن انشا:
چطور میتوان پاییز را دوست نداشت ؟؟
با این این همه مهر و زیبایی و زلالی که این فصل مظلوم و مهربان دارد.
انگار خود پاییز هم عاشق است . ، عاشق ما !
مگر نه چه دلیلی داشت در برابر سرما مقاومت کند و برای ما بهشتی از رنگ های شگفت انگیز بسازد.
که هر چه نگاه کنی سیر نشوی از دیدن زیبایی هایش !
انشا و متن ادبی درباره پاییز
پاییز فصل سرد و گرمی در کنار هم است ،
سردی هوا در کنار گرمی رنگ های برگ ها ( زرد و نارنجی و قرمز.. )
مگر میتوان پاییز را دوست نداشت ،
فصل قدم زدن روی برگی های خشک با آن نغمه دل انگیز خش خش کردن زیر برگ ها .
مگر میتوان پاییز را دوست نداشت ، تنها به این گناه که سرد است ؟!!
انشا درباره پاییز
سرما که علاجش یک بسته قرص سرماخورگی است
و سوپ های پر مهر مادرم که انگار تک تک اجزایش طعم عشق میدهند.
اصلا من پاییز را دوست دارم که سرما بخورم !!!
بعد مادرم بیاید دست بگذارد روی پیشانی ام
و برایم شلغم درست کند و با غرغر تکه تکه در دهانم بگذارد .
اصلا من پاییز را دوست دارم که برویم زیر بارن بستنی بخورم !!
که شال گردن های رنگی ام را از چمدان بیرون بیاورن و آن رو دور گردنم ببندازم
و همه پارک های شهر را با قدم بزنم ، یخ کنم و لی خسته نشوم !
بعد برگردم خانه و دستانم را با چایی که مادرم دم کرده گرم کنم .
پاییز سرد است اما به مهربانی های ما گرم میشود.
و من عاشق مهربانی پاییزم .
متن ادبی عاشقانه در مورد پاییز

انشا در مورد پاییز شماره سه
موضوع انشا : پاییز را دوست دارم ( متن ادبی در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان
مقدمه :
عشق بی دلیل است … محتاج استدلال نیست …
دل دلیل و برهان وجود عشق است و من بی هیچ بهانه ای عاشق پاییزم
متن انشا:
پاییز را دوست دارم…
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
نتیجه گیری :
بدون دلیل دوست داشته باش ، عاشق شو و چون پاییز رنگارنگ و رها زندگی کن .
انشا در مورد پاییز با مقدمه و نتیجه گیری

انشا در مورد پاییز شماره چهار
موضوع انشا : چرا پاییز ار دوست دارم
برای پایه تحصیلی :پنجم – ششم – هفتم – هشتم – نهم
مقدمه :
به نام خداوند آفریننده زیبایی ها . راستش را بخواهید از زمانی که یادم می آید پاییز فصل مورد علاقه من بوده است شاید یه این خاطر که خودم در فصل پاییز به دنیا آمده ام . اما این موضوع دلایل دیگری هم دارد . امروز میخوام در این انشا به شما بگویم چرا عاشق فصل پاییز هستم.
متن انشا :
فصل پاییز برای من یک فصل جادویی است . همه چیز از آب و هوا گرفته تا رنگ ها برای من زیبا و خیره کننده هستند . با این که همه مناظر و زیبایی ها هر سال و هر سال تکرار میشوند ولی برای من تازگی دارند و انگار هر سال با دیدن زیبایی ها و رنگارنگی فصل پاییز دوباره جادو میشوم .
اما قبل از هر چیز پاییز برای من حسی از بندگی خداوند دارد خداوندی که در بهار همه جا را سبز و تازه و درخشان میکند در تابستان پر از گرما و نور و انواع میوه ها می نماید و در پاییز درختان را خشک میکند . اما نه یک خشک شدن ترسناک و سرد و زشت. برعکس خداوند زیبایی آفرین حتی فصل خشک شدن و خواب زمستانی زمین را نیز به بهترین و قشنگ ترین صورت رنگ آمیزی میکند و در نهایت در زمستان با پوشاندن زمین با برف پاک و سفید هنر نمایی اش را به اتمام میرساند. به این خاطر است که پاییز حس میکنم به خدا نزدیک ترم و دیدن برگ های رنگارنگ و باران حسی از سپاس گزاری و شکر نعمت را گاهی در هیاهوی زمانه فراموش میکنم در من زنده میکند.
همه چیز فصل پاییز برای من زیبا و دوست داشتنی است …
از جمله میوه های خاص و شگفت انگیزش … چه کسی باور میکند وقتی همه درخت ها کم کم به خواب زمستانی میروند و درختان خشک شده و برگ هایشان را زمین هدیه میکنند . طبیعت بتوانید این میوه های درخشان و خوشمزه را به ما هدیه کند. میوه هایی مثل انار، خرمالو ، پرتغال ، لیمو شیرین و نارنگی های آبدار… من عاشق انار و خرمالو های رسیده هستم. انقدر که دوست دارم همه سال خرمال بخورم و پرتغال ها را با آن رنگ نارنجی زیبایشان در دست بگیرم و از ته دل بو کنم و به خودم بگویم چه کسی گفته میوه های خوشمزه فقط متعلق به بهار و تابستان هستند؟
نتیجه گیری :
همه این موارد از زیبایی های طبیعت هوای خنک و لطیف ، باران دوست داشتنی و میوه های خوشمزه باعث میشود من عاشق فصل پاییز باشم و خداوند را بابت این زیبایی شگفت انگیز شکر کنم. خداوند مهربان دوستت دارم.
انشا در مورد پاییز با مقدمه
2020
انشا در مورد پاییز شماره پنج
موضوع انشا : انشا کوتاه ادلب در مورد پاییز
برای پایه تحصیلی : همه مقاطع
مقدمه :
پاییز از راه نرسیده قلم نقاشی اش را برداشت و شروع کردبه رنگ زدن بر بوم زمین.
من هم قلم خود را برمیدارم و با نام خالق پاییز این همه زیبایی را توصیف میکنم.
متن انشا:
هرچند که پاییز با آمدنش سرما را به ماهدیه می دهد
اما با نقاشی فوق العاده اش روح انسان را گرم نگه می دارد.
او را به فصل دلتنگی می شناسند،اما این لقب غمگین برای او کم لطفی است،
اما اگر شیشه عینک نگاهشان راپاک کنند ،متوجه زیبایی ها و روح متنوع طلب پاییز می شوند.
میگویید چگونه؟ گوشتان بامن باشد تا برایتان بگویم،
همچون بهار هزار رنگ است و در زیبایی ستودنی،
مانند تابستان پر میوه و رنگارنگ است
از هوای سرد و بارانی اش که مانند زمستان هست هم نمی شود غافل شد.
رقص پرندگان در آسمان، بهنگام کوچشان ،دلبری ست مخصوص جناب پاییز .
چه زیباست این فصل هزار رنگ ک خدا به ما هدیه داده
ب قلم خانم حنانه گلشاهی
نتیجه گیری :
پاییز فصل هزار رنگ و هزار نقش دلفریب را قدر بدانیم از کنار این همه زیبایی ساده نگذریم….
انشا در مورد پاییز کلاس هفتم
انشا در مورد پاییز شماره شش
موضوع انشا : فصل پاییز را توصیف کنید (متن توصیفی- توضیحی در مورد پاییز و ویژگی هایش به زبان ساده)
برای پایه تحصیلی :کودکان
مقدمه :
انشای خود را به جای مقدمه با این شعر زیبا در مورد پاییز زیبا آغاز میکنم .
شاخه هایت پر از کلاغ شدند*ای چنار قشنگ پاییزی
عکس خود را ببین در آیینه*واقعا که شگفت انگیزی
وقت تاریک و روشنای غروب*از کلاغان خسته سرشاری
توی فصلی که فصل بی برگیست*برگ دادی دوباره انگاری
می نشینم دوباره در ایوان*خسته و سرد و خواب آلودم
خوب می شد کلاغ من هم از*برگ های کلاغی ات بودم
متن انشا:
پاییز فصل قشنگی است. در پاییز برگ درختان زرد میشود.
در روز اول پاییز كه اول مهر ماه است ما به مدرسه میرویم و همکلاسیهای خود را میبینیم.
پاییز فصل تلاش بیشتر دانشآموزان است. در پاییز روزها کوتاهتر و شبها بلندتر میشود. از میوههای پاییز انار و نارنگی است.
در پاییز برگ درختان میریزد و هنگامی که ما بر روی آنها راه میرویم صدای خشخش میدهند.
در پاییز هوا سرد میشود و اگر مراقب نباشیم سرما میخوریم. در پاییز باد میوزد و باران میبارد. ماههای پاییز مهر، آبان و آذر هستند.
انشا در مورد پاییز
پاییز فصلی است که در آن برگهای درختان به زردی میگرایند اما بعضی از برگها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوهای میشوند.
بسیاری از میوهها در فصل پاییز میرسند. اناره ساوه، خربزه، سیب، پرتقال، به، سنجد و…
نتیجه گیری :
همه فصل های خدا زیبا هستند و هر کدام زیبایی های خود را دارند پاییز هم فصل بسیار زیبایی و دوست داشتنی است .
انشا در مورد پاییز شماره هفت
موضوع انشا : فصل پاییز چه خوب های و بدی هایی دارد ؟
(متن توصیفی- توضیحی در مورد پاییز خوبی ها و بدی های آن/ در فصل پاییز ما باید چه کار هایی انجام دهیم ؟)
برای پایه تحصیلی :کودکان
مقدمه :
به نام آنکه هست کننده و نیست کننده ماست! انشا کوتاه خود در مورد فصل پاییز را آغاز میکنم .
متن انشا:
فصل فصل پاییز است
و هوا دارن سرد میشوند گویا فصل سرد زمستان نزدیک شده است.
برگها رو به زردی شده و مانند گلهای که در فصل بهار از درختان به زمین پروازکنان حرکت میکند،
به سوی زمین میپرد و این بار این درختان دیگر جز شاخه خشک و ساقه چیزی دیگری در آن نخواهد ماند.
درختانیکه قبلا ً دارای برگهای سبز بودند، شاخچه های گل که دارای شگوفه های زیبا بودند و طبیعت را با خود آراسته نموده بودند.
ماه قبل طبیعت را همه سبزه پوشانیده بودند و هر طرف را که چشم می انداختیم، لذت خاصی داشت؛
اما اکنون دیگر آن لذت ها باقی نمانده،
بل زردی علفها، گیاهان، درختان، سردی هوا، کم شدن زمان نورانی طبیعت
و افزایش مدت زمان تاریکی ( کوتاه شدن روز ) همه جاگزین آن خوبیهای فصل بهاری شده
که همه آن خوبی ها را از طبیعت گرفته اند.
این فصل پاییزی برای ما درس میدهد که لباسهای گرم خودرا بدوزیم و یا آنرا از بازار خریداری نماییم
تا در فصل سردتر از این ( زمستان ) که به دنبال پاییز آمدنی است بتوانیم خودرا از سرما حفاظت نماییم.
این فصل مارا وا میدارد که هیزم های زمستانی را آماده سازیم که در روزهای برفباری با سوختاندن آن خانه مارا گرم سازد.
نتیجه گیری :
بیایید ای هموطنان که درسهای این فصل را بیاموزیم
و به سخنان آن گوش دهیم و مواد لازمه که برای فصل زمستان نیاز است آماده سازیم
تا بتوانیم از سرمای بیش از حد آن خودرا حفاظت کنیم.
انشا در مورد پاییز پایه هفتم

انشا در مورد پاییز شماره هشت
موضوع انشا : مقایسه پاییز با دیگر فصل ها (متن ادبی با کنایه و استعاره در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان
متن انشا:
این همه ی باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان رابه او میزنند.
خودمانیم …
تقصیر خودش است ؛
بلد نیست مثل ” بهار” خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و
با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد …
سیاست ” تابستان ” را هم ندارد
که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند
بیچاره …..
بخت و اقبال ” زمستان ” هم نصیبش نشده
که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه ی خواهان داشته باشد !
او ” پاییز ” است
رو راست و بخشنده …
ساده دل
فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای
آدم ها بریزد،
روزی ؛
جایی ؛
لحظه ای ؛ از خوبی هایش یاد میکنند …
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش رابه پای محبتش نمیگذارند … یکی به این پاییز بگویید
آدم ها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای …
دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی
برگ هایت می گذراند و میگذرند .
تنها یادگاری که برایت میماند ” صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست ” ..
انشا جدید در مورد پاييز

انشا در مورد پاییز شماره نه
موضوع انشا : مقایسه پاییز با دیگر فصل ها (متن ادبی با کنایه و استعاره در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان
مقدمه :
پاییز سرد و غمگین را با همه زیبایی های اسرار آمیزش انتظار نمیکشم ، من عاشق نورم و گرما …
ای پاییز زیبا پر از خاطرات دلتنگی من انتظار آمدنت را نخواهم کشید….
متن انشا:
پاییز بار دیگر از راه رسید
پاییز با همه ابرهای تیره اش که کشیده می شود روی آبی آسمان در بیشتر روزها شاید
پاییز پر از باران هایی که یادت می آورند هزاران خاطره ایی را که نباید یا شاید هم می بارند که یادت بیاورند تمامشان را …
من اما نمی دانم چرا این فصل بی نظیر دلم را با خودش نمی برد
چرا انتظارش را نمی کشم هیچ وقت
چرا آمدنش دلم را تیره می کند
چرا این فصل پاییز پر از تحول حتی با تمام رنگ های برگ هایش هم نمی تواند دلم را با خودش ببرد
نمی دانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم
نمی دانم …
انشا در مورد پاییز
نمی دانم چرا صدای خش خش برگ ها زیباترین موسیقی این روزهای من نمی شود
آری پاییز که می آید خورشید از من رو بر می گرداند
گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست
چشم هایم سبزی برگ های درختان را هر روز بهانه می گیرند
آغوشم درختان خفته را نمی خواهد
پاییز انگار می آید تا بسراید دلتنگی را
پاییز انگار می آید تا تمام شادمانی ها و آرزوهای لحظه سال تحویلت را با باران هایش بشوید
و تحویل بادهای پاییزیش دهد
پاییز انگار می آید تا …
پاییز که می آمد اما یک چیز مسلم بود
نوشتن انشایی درباره پاییز
و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات …
پاییز خود انبوهی است از حرف ها، حس ها و …
پاییز که بر زبانت جاری می شود دل مخاطبت ضعف می رود برای حال و هوایش
اصلا بدون آن که حرفی زده باشی او زیر باران های پاییز خیس خواهد شد
و غم غریبی بر دلش خواهد نشست
برگ های ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری که تو می توانی صدای خش خش برگ ها را به وضوح بشنوی
شاید نام پاییز را که بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نم نم باران که بوسه می زند بر بی رنگی شیشه،
بر چتر هایی که دو عاشق زیر آن ها پناه گرفته اند
بر موهای شاعری که می خواهد زیر باران بدون چتر قدم بردارد
نام پاییز را که بیاوری نا خود آگاه کیف های رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانش آموزان سوار شده اند، مقابل دیدگانت صف می کشند
نام پاییز را که بیاوری چشم های پر از اشتیاق دانش آموزانی را تصور خواهی کرد که سال ها به انتظار چنین روزی روز شماری کرده بودند
انشا در مورد پاییز
فصل پاییز فصل دل انگیز که با آغازش درخت یادگیری جوانه می زند
و عطر کتاب های جلد شده، مداد و پاک کن های نو فضا را پر خواهد کرد
آری پاییز خود انبوهی است از واژه ها و من همیشه می ترسیدم به او بر بخورد که توصیفش می کنیم
که آن چه را که باید با گوشت و پوست و احساس خود حس کنیم دیگر گفتنی نخواهد بود
اصلا رسمش نیست که تو بگویی و دیگران بشنوند
پاییز را باید نفس کشید
پاییز را باید لمس کرد
پاییز …
آه
پاییز که می آمد یک چیز مسلم بود
نوشتن انشا در مورد پاییز
و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات…
که می آمد یک چیز مسلم بود
نوشتن انشا در مورد پاییز
و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات…
انشا در مورد پاییز هفتم صفحه 20

انشا در مورد پاییز شماره ده
موضوع انشا : شما در فصل پاییز چه کار هایی انجام میدهید ؟
(متن توصیفی در مورد پاییز/فصل پاییز چه ویژگی هایی دارد ؟ / در مورد میوه ها و خوراکی های فصل پاییز بگویید .)
برای پایه تحصیلی :کودکان -به زبان ساده
مقدمه :
این شعر پاییزی را به جای مقدمه به شما تقدیم میکنم
حال و هوای سردِ غم رو ***بههمزدن چه حالی میده
تو کوچههای سرد پاییز *** با برگ و باد، میآم و میرم
دیگه بهم گیر میده کوچه *** دلم میخواد! میآم و میرم
تو کوچههای سرد پاییز *** کنار آتیشِ تو گرمم
تو قوم و خویش آفتابی! *** چهقد خوشم، پیش تو گرمم
تو کوچهها سری به اشک و*** به غم زدن چه حالی میده
تو کوچههای سرد پاییز *** قدمزدن چه حالی میده
انشا زیبا در مورد پاییز
وقتی پاییز می شود مدرسه ها باز میشوند و ما به مدرسه میرویم٬
و دوستان قدیمی را میبینیم شاید دوستان جدید هم پیدا کنیم٬ما هنوز در حال و هوای تابستان هستیم
وقتی معلم اولین درس را میدهد و اولین تکلیف را به ما میدهد کم کم باور میکنیم سال تحصیلی شروع شده.
در پاییز هوا کم کم سرد میشود و با تغییر ساعت ناگهان روزها یک ساعت کوتاه میشوند و شبها یک ساعت بلند تر می شوند.
در پاییز صدای غار غار کلاغها بیشتر به گوش میرسد و فکر کنم به این دلیل باشد که روزها کوتاه تر شده اند
و ما در حالی به خانه برمیگردیم که نزدیک غروب است و کلاغها دوست دارند در این موقع روز غار غار کنند.
هیچ کس فصل پاییز را جدی نمیگیرد٬وقتی پاییز میشود هیچ کس انتظار زمستان را نمیکشد ٬
اما وقتی زمستان می آید همه منتظر اند که سرما تمام شود و عید نوروز از راه برسد.
انشا در مورد پاییز
فصل پاییز فصلی است که برگهای درختان زرد میشود و اگر یکی یکی نریزند٬مناظر زیبایی به وجود می آید.
پاییز فصل کار و تلاش رفتگرهای پارک است که برگهای خشک را جارو میکنند.
با شروع پاییز زاویه تابش آفتاب کم کم تغییر می کند و وارد خانه می شود
و خیلی خوب است که در روزهای تعطیل نزدیک ظهر توی خانه در زیر آفتاب استراحت کنیم.
پاییز فصل آمپول و شلغم است ٬ فصل لیمو شیرین و نارنگی٬
وقتی در پاییز به هندوانه نگاه میکنیم سردمان میشود.
سیب قرمز و هلو پاییزه به ما یاد آوری میکنند که لباسهای زمستانی را از گوشه گنجه بیرون بیاوریم و یک تکانی بدهیم.
پاییز فصل برف پاک کن و بخاری است٬توی خیابان خیلی ها را میبینیم که لوله بخاری خریده اند و به طرف خانه در حال حرکت اند.
من دوست ندارم در فصل پاییز زیاد از خانه بیرون بروم٬
دوست دارم در کنار خانواده تلویزیون تماشا کنم و تخمه گل آفتابگردان بشکنم ٬
و با هم صحبت کنیم و لبووی داغ بخوریم تا از دلگیر بودن پاییز کم کنیم.
شبهای پاییز برای شب نشینی خیلی خوب است ٬
اما باید زود به خانه برگردیم تا فردایش بتوانیم راحت از خواب بیدار شویم.
در شبهای پاییز ستاره ها کمتر در آسمان دیده میشوند چون هوا معمولا ابری است
و آلودگی تابستان هنوز در هوا است٬که بارانهای پاییزی آن را تمیز میکند.
پاییز فصل انار است ٬ فصل گردو و شیره انگور نیز هست در پاییز میتوانیم برای صبحانه ارده شیره بخوریم
چون خیلی مقوی است و ما را گرم میکند.
انشا در مورد پاییز
در این فصل گندم ها جوانه میزنند و زمین های کشاورزی که در آن گندم کاشته اند سبز هستند.
وقتی که باران پاییزی و برف زمستانی روی گندم زار ها میبارد٬آدم فکر میکند آنها از سرما یخ میزنند٬
ولی این اتفاق نمی افتد و آنها سالم می مانند و در سال بعد خوشه های گندم میدهند.
در پاییز گنجشک ها با پر های پف کرده و در دسته های سه تا پنج تایی روی شاخه های بید می نشینند
و همراه باد پاییزی تکان میخورند و سرشان توی لاک خودشان است.
ما باید در این فصل و مخصوصا فصل زمستان برای پرندگان دانه بریزیم تا آنها راحت تر بتوانند فصل سرما را سپري کنند
و با فرارسیدن بهار جوجه های زیادی بیاورند.
در پاییز باید مواظب باشیم که سرما نخوریم و از لباسهای گرم استفاده کنیم و
اگر بیمار شدیم در خانه بمانیم و استراحت کنیم تا زودتر خوب بشویم.
آرزو میکنم در چهار فصل سال زندگی شما بهاری باشد و همیشه آفتاب گرم امید در وجودتان تابستانی باشد.
نتیجه گیری:
در اینجا انشایم را به پایان میرسانم و در آخر اینطور نتیجه گیری میکنم :
فصل پاییز زمین را برای بهاری دیگر آماده می کند.
انشا درباره پاییز قشنگ

انشا در مورد پاییز شماره یازده
موضوع انشا : پاییز را توصیف کنید ؟ ( متن توصیفی- ادبی زیبا روان و با احساس در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان-ساده
مقدمه :
پاییز ، فرش راهت میکند، دستهای نارنجیاش را ، سرخ و زرد میشود، از شوق ، و اشک میریزد، وقت دیدار ،اگر در دنیایش گام برداری
متن انشا:
پاییز فصلی است که در آن برگ های درختان به زردی می گرایند ؛
اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند.
پاییز همان فصلی است که در آن برگ درختان می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند.
پاییز شاید همان فصل غفلت است و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر است؛
چه فرقی می کند که در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن است که پاییز کار خودش را می کند.
به دقت و حوصله دست به کار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین به زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها ؛
به قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و به باد که می وزد.
پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه رویایی اش می خوانند
همان فصلی که می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق به درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی.
پاییز همان دل انگیزانه ایست که گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند.
پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست که به ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند،
و تو سریع تر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی به افتخار من افتاد
انشا در مورد پاییز
پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست _همان برگ های خرامان_ که این بار هوس می کنی
کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند.
پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو است که سرخی خرمالوهایش ر ا به همه عرضه می دارد.
همان فصل قاصدک های شیطون که برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ،
خبر هایی که هیچ وقت نمی رسند وتو باز هم آنها را بر می داری و فوت می کنی
و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند.
آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال من …
ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه را ، همه را خوب خوب می دانم؛
دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام .
انشا در مورد فصل پاییز با مقدمه و نتیجه گیری

انشا در مورد پاییز شماره دوازده
موضوع انشا : انشا کوتاه در مورد پاییز
برای پایه تحصیلی :نوجوانان-ساده
گوش کن …
صدای نفس های پاییز را میشنوی ؟
و این زیباترین فصل خدا می آید تا به هزاران حرف و سخن بیاموزد.
بیاموزد که حتی اگر بی نهایت غمگینی میتوانی غم و اندوهت را به برگ درختان آویزان کن که چند روز دیگر میریزند.
حتی اگر دلت پر از خشم و کینه و عصبانیت نسبت به آدم های اطرافت است میتوانی دلت را به باران پاییزی بسپار تا برایت بشوید و پاک و زلال تحویلت دهد.
اگر کسی یا چیزی که دوست داشته ای را از دست داده ای و امیدت برای شروع دوباره زندگی از دست رفته است به پاییز نگاه کن. نگاه کن که چگونه برگ های زیبا و عزیزش را دانه ، دانه به زمین میبخشد و سبک میشود و دوباره در بهار زندگی را با امید از سر میگیرد.
اگر فکر خیلی خسته ای و فکر میکنی دیگر هیچ کار مفیدی از تو ساخته نیست به درختان خرمالوی پاییزی نگاه کن که چگونه حتی وقتی برگ هایش در حال ریختن هستند دست از میوه دادن آن هم میوه های شیرین و آبدار و سرخ و خوشمزه برنمیدارد.
صدای نفس های پاییز می آید.
این فصل زیبا و شگفت انگیز می آید که به ما چیزهایی یاد بدهد.
آری پاییز می آید که بگوید حتی میتوان در سرد ترین روزهای زندگی زیبا و شکوهمند بود . میتوانی همه چیزت را از دست بدهی ولی باز هم شاد و مفید باشی و این که هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست . و مهم تر این که خداوند را بابت همه نعمت هایی که به تو داده آنقدر که گاهی فراموششان میکنی شکر گزار باش.
انشا درباره پاییز

انشا در مورد پاییز شماره سیزده
موضوع انشا : پاییز فصل نزدیک شدن به خدا (متن توصیفی- ادبی و اعتقادی در مورد پاییز)
برای پایه تحصیلی :نوجوانان
مقدمه :
دلم چون برگهای زرد پاییزی پر از درد است
صدای خش خش برگها…
به همراه تپیدنهای قلبم می شود آغاز و…
متن انشا:
فصل خزان در نزد كائنات مظهر غم و اندوه بوده و حتي شاعران نيز براي نمايش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاييز ياد مي نمايند.
ليكن فصل پاییز ،فصل زيبايي است.
فصل ريزش نعمت هاي آسماني مي باشد و همان قطرات ريز باران است كه به تهذيب زمين مي پردازد.
نمايان شدن قوس قزح پس از باران نيز جلوه اي از جمال اين فصل مي باشد. كلمه برگ ريزان تنها مختص پاييز است.
بدين معنا كه در اين سه ماه درختان خود را مي تكانند و برگ هاي زرد و سرخ خود را رها كرده
و بر دامان زمين به امانت مي گذارند وشاخه هاي خشك شان نيز برهنه وار منتظر مي مانند
تا در فصل ديگر الماس هاي آسماني در ماتم كمبود مكان نمانند و بر شاخه هاي آنان قرار گيرند.
اين فصل را بانام خش خش نيز مي شناسيم. همان گونه كه پا بر روي خاك هاي ترك برداشته قدم مي گذارد
و آهنگ زيبا مي سازد صداي خش خش برگ ها نيز همين احساس را در دل ما مي نهد.
اين صدا پس از شنيدن به ماوراي درون ما مي رود و روح ما را تا آسمان ها به بالا مي كشاند.
پاييز را مي توان فصل مهاجرت قلم داد كرد .
بدين معنا كه پرندگان در اين فصل از كاشانه خود رهايي جسته و در كرانه هاي آسمان به جست و خيز مي پردازند تا لانه مناسب پيدا كنند.
نظاره بر حركات پرندگان در آسمان پاييز احساسي وصف ناشدني در دل ايجاد مي نمايد.
نتیجه گیری :
نكته اصلي در مورد پاییز اين است كه پاييز در مقابل اين همه زيبايي كه در اختيار ما مي گذارد از ما چيزي نمي خواهد جز اين كه به تفكر بنشينيم و به خدا نزديك شويم . به تعبير زيباي حافظ
مراد دل ز تماشاي باغ عالم چيست؟ به دست مردم چشم، از رخ تو گل چيدن.
انشا در مورد پاییز شماره چهارده
انشا ادبی درباره پاییز
متن انشا:
امروز برای سر زدن از الهه فصل ها رفته بودم جمعمان با تابستان ، گرم و دلپذیر بود . شربت زعفرانی حسابی در کنار تابستان چسبید او آمده بود گزارشی از کارهایش دهد و حرف هایش را برای الهه فصل ها یعنی مادر مهربانش بیان کند .
تابستان که چمدانش را جمع کرد کوله باری از خاطراتش را برایمان به یادگار گذاشت او رفت و دقایقی بعد نشانه هایی از سوز سرما بوی خاک نم خورده آمد فهمیدیم که پاییز در راه است .
برایش چایی دارچینی روبه راه کردیم اخر در کنار او حسابی میچسبید لباس های زیبای نیمه گرمِ خود را برای خوش آمد گویی از این مهمان ناخوانده به تن زدیم .
الهه فصل ها به من اجازه نداد که او را ترک کنم او گفت دوست دارم هنگام خوش امد گویی از سومین فرزندش من هم در کنارش باشم تا جمال و جبروت هنرهای پسرش را به من نشان دهد.
پاییز از راه رسید او مهاجران را تا ورودی خانه با خود همراه کرده بود چکاوک و درنا و فلامینگو و لهجه جنگل هم به چشم میخوردند بجای صدای در زدن صدای آن ها برخاست و پاییز را به منزل مادرش همراهی کردند .
پاییز که امد ردپای تابستان را پاک کرده و با یک پلک زدن رنگِ پرتقالی اناری زمینه خانه کرد. آنگاه زانو زد و چمدانش را باز کرد برایمان سوغاتی آورده بود ،
جعبه ای از میوه ها نظیر انارِ تاج به سر،گلابی و سیبِ خنده به روی و انجیر که گل سرسبد ماجرا بود او
جعبه ای دیگر باز کرد برایمان چتر و شال گردنو آورده بود در مشت دستش هم کیسه قرص های سرماخوردگی ماسک و آمپول هم بود .
او پاییز بود همیشه دستش پر بود و در باروبندیلش ابرهای سیاهو ، خورشید پنهان شده پشت ابر و پرندگان مهاجرم به چشم میخورد .
صدای قُل قُل آب چایی ها به گوش رسید او برایمان چایی دارچینی ها را در فنجان هایی قاجاریِ الهه فصل ها ریخت و با چند پرچم از گل های زعفرانی که باخود سوغاتی اورده بود زینت داد.
پاییز بر زیر کرسی نشست و سفره دلش را بر عزیزش باز کرد .
حرف های او به درازی سه ماه بود هرچه که صفحات خاطراتش پر میشد او به زبان می اورد و گریه و خنده مستانه به سر میداد.
انشا در مورد پاییز شماره 15
انشا توصیفی درباره پاییز
متن انشا:
بايد اعتراف كرد كه در نهان تمام خاطراتي كه به بن بست پاييز مي رسند،راز خوابيده در دل غروب هاي دل گيرش بي تقصير نبوده و نيست…
چه كسي مي داند پشت خش خش هاي ملتهب و مرموزش،چه سوزي پنهان است و در عمق تاريكي شب هايش، پناهگاه چه عابراني با احساس غريب خطر و امنيت بوده است؟!
راستش پاييز داستان غريبانه اي است از دلتنگي هاي عاشقانه و نيامدن هاي تنها معشوقه خورشيد نامش…
بايد اعتراف كرد.
پاييز،روايت غرور درختان تنومندي است كه با نهايت اقتدارشان،احساساتي را به پاي رهگذران ريخته اند كه زير پا له شده است…
و امان از غرور شكسته ي پاييز.
پاييز يك روز در انتهاي كوچه ي تابستان،دل داد به موهاي هميشه طلايي او؛و در حاشيه ي دل بي قرار آسمان چشم دوخت به درخشندگي غروب هاي با اباهتش…
خورشيد اما.
با تاجي طلايي رنگ روي سرش،نگاهي از جنس غرور تحويل پاييز داد و پنجره نگاهش را به روي او بست…
بيچاره پاييز.
تمام عقل و هوشش را پيش عشق طلايي رنگش جا گذاشت و قلب معصومش، انبوهي از ياد و خاطرات خورشيد را در خود جاي داد.
پاييز،رنگي به مانند رنگ معشوقش،به برگ ها هديه داد و هوايش تا ابد بوي بلاتكايفي به خود گرفت؛چرا كه خورشيد،مملو بود از گرماي لذت بخشي كه با نگاهش فرسنگ ها فاصله داشت؛نگاه دلبر درخشنده ي پاييز،بر عكس وجودش,پر بود از سرما…
و حالا چه قدر هواي بلاتكليف پاييز،شبيه هواي دست هاي عابرانش است؛نه سرد،نه گرم؛هميشه بلاتكليف.
پاييز، صداي ضجه هاي بادهايش را مديون غروب هاي دلتنگيست؛همان زمان كه كه در پس شهادت غريبانه ي برگ ها و خم شدن تن عريان درخت هاي بي بار و خودزني ابرها،بغض هايش باران خواهد شد.
پاييز همان عاشقي است كه سوداي شكفتن در سر داشت؛اما زخم خورده ي تابستان شد و پايبند به بغض هايي كه در پياده روهاي يك دست نارنجي رنگش،با بوي خاك باران خورده مي شكند.
پاييز پايبند تمام دوستت دارم هايي است،كه روي شيشه هاي بخار گرفته نوشته شد و ثانيه اي بعد،جز قطره هايي اشك مانند،اثري باقي نماند.
همان قطره هايي كه شبيه اشك هاي پاييز است.
اشك هايي كه در غروب هاي دل گيري،براي عشق جواني اش كه حالا در پس ابرها پنهان شده است،مي ريزد.
پاييز انعكاس نورهايش روي آسفالت هاي باران خورده را،از تنها نور چشمي اش،يعني خورشيد،تقليد مي كند و هر بار،نا اميدتر از قبل به نورهاي زيبا اما كم سوي خيابان هايش خيره مي شود.
بايد اعتراف كرد كه در نهان تمام خاطراتي كه به بن بست پاييز مي رسند،داستان عشق بي پايان پاييز به خورشيد پنهان است.

انشا در مورد پاییز شماره 16
انشا درباره پاییز
متن انشا:
مقدمه : پاییز سومین فصل سال است که با سه ماه مهر و ابان و اذر که هرکدام نمادی پرمعنا دارند شروع می شود و به اتمام می رسد.مهر یعنی محبت و عشق،ابان یعنی اب و اذر یعنی اتش که سه عنصر بسیار مهم در زندگی بشراست و تشکیل دهنده ی جهان است.
بدنه انشا : پاییز است و برگ ریزان،صدای نم نم باران،بوی خوش گل ها و بوی نم باران تازه نشسته برروی گل و برگ ها که یکی از زیباترین نقاشی های خدا در دفتر زندگی است که ترسیمی کوچک از عظمت لایتناهی پروردگار عالمیان می باشد.
پاییز فصل برگ های رنگارنگ که هم چون پروانه های رنگی همراه بانسیم خوش پاییزیاز سمتی به سمت دیگر به رقص در می ایند و به زمین می نشینند و ما با گذر ازاین مسیر که هم چون فرشی طلایی زیرپایمان پهن شده قدم می زنیم و از صدای خش خش ان چیزی جز زیبایی نعمت خداوند به ذهنمان خطور نمی کند.
پاییز معروف است به غروب های دلگیرش،شب های طولانیش،به سیب سرخ و انار سرخ ترکخورده اش که انگار لبخندزنان مارا مشتاق چشیدن ان می کند.
پاییز همیشه باشروع مدارس همراه است،به صدای خنده و هیاهوی دانش اموزان در کوچه پس کوچه های شهر که با هم بازی ها و دوستان خود دست در دست هم به سمت مدرسه و عام و پیشرفت پرواز می کنند تا هم چون پروانه ایی زیبا از پیله ی خود بیرون بیاییند و پرهای خود را می گشایند و به سمت ارزو ها و اهداف خود پرواز می کنند.
نتیجه گیری : پاییز فصلی است که در ان مهر متولد می شود و از همان اغاز خود به همگان ندای مهر و محبت را می رساند.

انشا در مورد پاییز شماره 17
انشا ادبی پاییز
متن انشا:
گر تو بيني پاييز زيبا سرسري غم بخور،زيرا كه خيري نبري آيينه جمال است اين فصل خزان بي تامل از فصل ثالث مگذري فصل خزان در نزد كائنات مظهر غم و اندوه بوده و حتي شاعران نيز براي نمايش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاييز ياد مي نمايند.ليكن اين فصل،فصل زيبايي است.
فصل ريزش نعمت های آسماني مي باشد و همان قطرات ريز باران است كه به تهذيب زمين مي پردازد.
نمايان شدن قوس قزح پس از باران نيز جلوه ای از جمال اين فصل مي باشد. كلمه برگ ريزان تنها مختص پاييز است.
بدين معنا كه دراين سه ماه درختان خودرا مي تكانند و برگ های زرد و سرخ خودرا رها كرده و بر دامان زمين به امانت مي گذارند وشاخه های خشك شان نيز لخت وار منتظر مي مانند تا در فصل ديگر الماس های آسماني در ماتم كمبود مكان نمانند و بر شاخه های آنان قرار گيرند.
اين فصل را بانام خش خش نيز مي شناسيم. همان گونه كه پا بر روي خاك های ترك برداشته قدم مي گذارد و موزیک زيبا مي سازد صداي خش خش برگ ها نيز همين احساس را در دل ما مي نهد.اين صدا پس از شنيدن به ماوراي درون ما مي رود و روح ما را تا آسمان ها به بالا مي كشاند.
پاييز را مي توان فصل مهاجرت قلم داد كرد .بدين معنا كه پرندگان دراين فصل از كاشانه خود رهايي جسته ودر كرانه های آسمان به جست و خيز مي پردازند تا لانه مناسب پيدا كنند.
نظاره بر حركات پرندگان در آسمان پاييز احساسي وصف ناشدني در دل ايجاد مي نمايد.نكته اصلي اين است كه پاييز در مقابل اين همه ی زيبايي كه در اختيار ما مي گذارد از ما چيزي نمي خواهد جز اين كه به تفكر بنشينيم و به خدا نزديك شويم

انشا در مورد پاییز شماره 18
انشا شاعرانه با موضوع پاییز برای مقاطع بالای تحصیلی
متن انشا:
پاییزی دیگر از راه رسید پاییزی با همه ی ابرهای تیره اش که کشیده میشود روی آبی آسمان در بیشتر روزها شاید پاییزی پر از باران هایي که یادت می آورند هزاران خاطره ایی راکه نباید یا شاید هم می بارند که یادت بیاورند تمامشان را …
من اما نمیدانم چرا این فصل بی نظیر دلم رابا خودش نمیبرد ؛ چرا انتظارش را نمیکشم هیچوقت ؛ چرا آمدنش دلم را تیره میکند؛ چرا این فصل پر از تحول حتی با تمام رنگ های برگ هایش هم نمیتواند دلم رابا خودش ببرد ؛ نمیدانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم
نمیدانم …
نمیدانم چرا صدای خش خش برگ ها زیباترین موسیقی این روزهای من نمیشود ؛ آری پاییز که میآید خورشید از من رو برمی گرداند ؛ گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست ؛ چشم هایم سبزی برگ های درختان را هرروز بهانه میگیرند ؛ آغوشم درختان خفته را نمیخواهد ؛ پاییز انگار میآید تا بسراید دلتنگی را ؛ پاییز انگار میآید تا تمام شادمانی ها و آرزوهای لحظه سال تحویلت رابا باران هایش بشوید و تحویل بادهای پاییزیش دهد
پاییز انگار میآید تا …پاییز که می آمد اما یک چیز مسلم بود ؛ و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات …
پاییز خود انبوهی است از حرف ها، حس ها و …پاییز که بر زبانت جاری میشود دل مخاطبت ضعف میرود برای حال و هوایش ؛ اصلا بدون ان که حرفی زده باشی او زیر باران های پاییزی خیس خواهد شد و غم غریبی بر دلش خواهد نشست ؛ برگ های ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری که تو میتوانی صدای خش خش برگ ها رابه وضوح بشنوی ؛ شاید نام پاییز راکه بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نم نم باران که بوسه میزند بر بی رنگی شیشه، بر چتر هایي که دو عاشق زیر ان ها پناه گرفته اند
بر مو های شاعری که میـــخواهد زیر باران بدون چتر قدم بردارد ؛ نام پاییز راکه بیاوری نا خود آگاه کیف های رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانش آموزان سوار شده اند، مقابل دیدگانت صف میکشند ؛ نام پاییز راکه بیاوری چشم های پر از اشتیاق دانش آموزانی را تصور خواهی کرد که سالها به انتظار چنین روزی روز شماری کرده بودند ؛ فصلی دل انگیز که با آغازش درخت یادگیری جوانه میزند و عطر کتاب های جلد شده، مداد و پاک کن های نو فضا را پر خواهد کرد.
آری پاییز خود انبوهی است از واژه ها و من همیشه می ترسیدم به او بر بخورد که توصیفش میکنیم که ان چه راکه باید با گوشت و پوست و احساس خود حس کنیم دیگر گفتنی نخواهد بود اصلا رسمش نیست که تو بگویی و دیگران بشنوند
پاییز را باید نفس کشید؛ پاییز را باید لمس کرد
پاییز …
آه

انشا در مورد پاییز شماره 19
انشا پاییز، فصل رنگ ها و احساسات
متن انشا:
مقدمه : پاییز، یکی از زیباترین و شاعرانه ترین فصل های سال است. این فصل با تغییرات چشمگیرش در طبیعت و هوا، دنیایی از احساسات و خاطرات را با خود به همراه می آورد. هر سال، با آغاز پاییز، قلبم پر از شور و شوق می شود و احساس می کنم که زمان بازگشت به خانه ای پر از گرما و محبت رسیده است.
بدنه : اولین نشانه های پاییز با برگ های رنگارنگی که به آرامی از درختان می افتند، نمایان می شود. این برگ ها، مانند تابلوهای نقاشی رنگارنگی هستند که هنرمندی ناپیدا آن ها را با دست های خلاق خود به زمین فرستاده است. هر رنگ برگ، داستانی از زندگی درخت را بازگو می کند و نشان می دهد که چگونه طبیعت به طور هماهنگ با تغییرات فصل ها زندگی می کند.
هوای خنک پاییز، بادی ملایم و لطیف به صورتم می زند و من را به دوران کودکی ام می برد. زمانی که با دوستانم در پارک های محله مان بازی می کردیم و صدای خنده هایمان تا آسمان بلند می شد. بوی خاک خیس و بوی باران، حس آرامشی به من می دهد که در هیچ فصلی دیگر نمی توانم پیدا کنم. هر قطره باران که از آسمان می بارد، مانند یک نغمه ی آرامش بخش است که به من یادآوری می کند که هر چیزی در این دنیا یک آغاز و پایانی دارد.
پاییز، فصل بازگشت به مدرسه نیز هست. بوی کتاب های تازه، دفترهای تمیز و مدادهای نو، همه و همه به من یادآوری می کنند که زمان درس و تحصیل دوباره فرا رسیده است. هر روز صبح وقتی به مدرسه می روم، هوای خنک پاییزی صورتم را نوازش می دهد و احساس می کنم که آماده ام تا روزی پر از یادگیری و هیجان را آغاز کنم.
علاوه بر این، پاییز فصل جشن های مختلفی هم هست. شب یلدا یکی از این جشن هاست که در آن خانواده ها دور هم جمع می شوند و با خوراکی های خوشمزه و داستان های قدیمی شب را به صبح می کشند. این جشن، یادآور اهمیت خانواده و ارزش های فرهنگی ماست و به من یاد می دهد که همیشه باید قدردان کسانی باشم که در زندگیم حضور دارند.
نتیجه گیری : پاییز، فصلی است که با خود رنگ ها، احساسات و خاطرات زیادی را به همراه می آورد. این فصل به من یادآوری می کند که زندگی همیشه در حال تغییر است و ما باید از هر لحظه آن لذت ببریم. هر سال با آغاز پاییز، قلبم پر از شور و شوق می شود و احساس می کنم که زمان بازگشت به خانه ای پر از گرما و محبت رسیده است. پاییز برای من، فصلی است که همیشه در خاطرم خواهد ماند و هر بار که به آن فکر می کنم، لبخندی بر لبانم نقش می بندد.

انشا در مورد پاییز شماره 20
انشا با موضوع توصیف زیبایی های فصل پاییز
متن انشا:
پاییز یکی از زیباترین فصل های سال است. فصلی که در آن طبیعت لباس رنگارنگ به تن می کند و همه چیز دگرگون می شود. از همان ابتدای ورود پاییز، هر گوشه و کناری تغییر می کند. برگ های درختان به رنگ های زیبا و متنوعی چون زرد، نارنجی، قرمز و قهوه ای درمی آیند. هر برگ که از درخت می افتد، انگار یک داستان قدیمی را به یادم می آورد. صدای خش خش برگ ها زیر پاهای آدم ها، موسیقی ای است که فقط در این فصل شنیده می شود و دل هر کسی را می رباید.
پاییز تنها فصلی است که می تواند همزمان حس های مختلفی را در ما بیدار کند. در یک صبح پاییزی، وقتی که خورشید به آرامی از میان ابرها بیرون می آید و نور طلایی خودش را بر روی زمین می ریزد، احساس آرامش و سکون در دل هایمان جاری می شود. هوای خنک و تازه صبحگاهی که با بوی خاک مرطوب از باران شب گذشته ترکیب شده، احساسی می دهد که نمی توان در هیچ فصلی دیگر یافت. این حس به من یادآوری می کند که زندگی با تمام پیچیدگی هایش، زیباست و هر لحظه اش ارزشمند است.
وقتی به پارک های شهر می روم و زیر درختان بلند راه می روم، احساس می کنم که در یک نقاشی زیبا و متحرک قرار گرفته ام. هر درخت، با برگ های رنگارنگش، یک تابلو هنری زنده است. بچه ها با خنده و شادمانی، برگ ها را به هوا پرت می کنند و در آن ها غرق می شوند. این صحنه ها نشان از شادی و خوشحالی بی پایان پاییز دارد. هر بادی که می وزد، برگ ها را به رقص درمی آورد و این رقص زیبا، طبیعت را زنده تر می کند.
پاییز فصلی است که به من یاد می دهد ارزش زمان را بدانم و از هر لحظه اش استفاده کنم. در این فصل، مدرسه ها شروع می شود و همه چیز دوباره از نو آغاز می شود. هر صبح که به مدرسه می روم، بوی کتاب های جدید و دفترچه های تمیز همه جا را پر می کند. این بوی خاص، یادآور شروعی تازه و فرصتی نو برای یادگیری و رشد است. معلم ها با لبخند و انرژی مثبت، به ما خوش آمد می گویند و این حس را به ما می دهند که در مسیر درستی هستیم.
در خانه، خانواده ها دور هم جمع می شوند و از لحظات با هم بودن لذت می برند. شب های پاییزی، بهترین زمان برای جمع شدن در کنار شومینه و شنیدن داستان های قدیمی از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ هاست. بوی چای داغ و سیب های پخته شده با دارچین، همه را به یاد خاطرات خوش گذشته می اندازد. این لحظات گرم و صمیمی، قلب هایمان را به هم نزدیک تر می کند و نشان می دهد که خانواده چقدر ارزشمند است.
پاییز همچنین فصلی است که به من یاد می دهد چطور با تغییرات کنار بیایم و آن ها را بپذیرم. هر برگ که از درخت می افتد، نشان می دهد که زندگی در حال حرکت است و هیچ چیز برای همیشه ثابت نمی ماند. این تغییرات طبیعی به من یادآوری می کند که باید هر لحظه از زندگی مان را قدر بدانیم و از آن لذت ببریم. هر روز که می گذرد، یک فرصت جدید برای یادگیری و رشد است.
یکی از زیباترین تجربیات پاییز، تماشای باران های آرام و پیوسته است. صدای قطرات باران که بر روی پنجره می خورد، یک موسیقی دل انگیز و آرام بخش است. این صدا به من حس آرامش می دهد و باعث می شود که به عمق افکارم فرو بروم. در این لحظات، می توانم به همه چیز فکر کنم و تصمیم های مهم زندگی ام را بگیرم. باران پاییزی، زمین را زنده تر و پاک تر می کند و همه چیز را تازه می کند.
پاییز فصلی است که در آن می توان به تفریحات مختلفی پرداخت. یکی از این تفریحات، رفتن به جنگل و پیاده روی در میان درختان است. این تجربه به من حس نزدیکی به طبیعت می دهد و نشان می دهد که چقدر این دنیا زیبا و بزرگ است. هر قدم که برمی دارم، حس می کنم که با طبیعت بیشتر آشنا می شوم و از زیبایی های آن بیشتر لذت می برم.

انشا در مورد پاییز شماره 21 : پاییز، نقاش بزرگ
مقدمه:
پاییز یکی از زیباترین فصلهای سال است که با آمدنش همهچیز رنگ تازهای به خود میگیرد. این فصل، همچون نقاشی ماهر است که با قلم خود برگها را به رنگهای گوناگون درمیآورد.
بدنه:
وقتی پاییز میآید، درختان لباس سبز خود را کنار میگذارند و رختی زرد و قرمز به تن میکنند. کوچهها پر میشود از خشخش برگهایی که زیر پای رهگذران صدا میدهند و فضایی رویایی میآفرینند. آسمان گاهی ابری میشود و بارانهای نمنم، زمین تشنه را سیراب میکند. در این روزها نسیم خنکی میوزد و هوای دلپذیر پاییزی، روح آدمی را تازه میکند. صدای پرندگان مهاجر از دور به گوش میرسد و خبر از سفر آنها به سرزمینهای گرم میدهد. پاییز، فصل مدرسه هم هست؛ بچهها با شور و شوق به مدرسه میروند و در کلاسها دوباره صدای خنده و یادگیری بلند میشود. بوی کتاب نو، لذت شروع دوبارهی تلاش و امید را به دلها مینشاند. شبهای پاییز نیز زیبایی خاصی دارند؛ سکوت شبانه و صدای باران روی سقف خانهها، موسیقی آرامی است که دلها را آرام میسازد. انگار پاییز به ما یاد میدهد که در زندگی تغییر، بخشی از زیبایی است و باید با آن همراه شد.
نتیجهگیری:
پس پاییز فقط یک فصل نیست، بلکه درسی از زندگی است. درسی از تغییر، زیبایی و تلاش دوباره. هر برگ پاییزی برای ما پیامی دارد و آن پیام، امید به فرداهای روشن است.

انشا در مورد پاییز شماره 22 : پاییز و بارانهای عاشقانه
مقدمه:
هر فصلی از سال زیبایی خاص خودش را دارد، اما پاییز با بارانهای دلنشین و برگهای رنگارنگش، جایگاه ویژهای در دل همه دارد.
بدنه:
در روزهای پاییزی، وقتی باران شروع به باریدن میکند، همهچیز بوی تازگی میگیرد. بوی خاک نمخورده در هوا میپیچد و نسیم خنک، صورتها را نوازش میکند. برگها یکییکی از شاخه جدا میشوند و همچون پروانهای در هوا میرقصند. بچهها با شادمانی در کوچهها به دنبال هم میدوند و صدای خندهشان با صدای باران درهم میآمیزد. درختان برهنه میشوند، اما زیبایی خود را از دست نمیدهند؛ بلکه شکلی شاعرانه پیدا میکنند. این روزها دل آدمها هم بیشتر به یاد هم میافتد. شبهای پاییز فرصتی است برای دور هم نشستن، چای نوشیدن و شنیدن قصههای قدیمی. گاهی یک شعر پاییزی، تمام حال و هوای دل را عوض میکند. وقتی به آسمان ابری نگاه میکنم، احساس میکنم که پاییز با همهی غمها و شادیهایش آمده تا دلها را آرام کند.
نتیجهگیری:
پاییز فصلی است که با بارانهایش عشق میبخشد و با رنگهایش دل را میبرد. اگر خوب به آن نگاه کنیم، میبینیم پاییز شبیه زندگی است؛ پر از رنگ، پر از تغییر و پر از امید.

انشا در مورد پاییز شماره 23 : پاییز، فصل دلتنگیها
مقدمه:
پاییز فصلی است که گاهی دل را شاد و گاهی غمگین میکند. این فصل پر از راز و رمزهایی است که باید آنها را کشف کرد.
بدنه:
وقتی پاییز میآید، هوا کمکم خنکتر میشود و خورشید دیگر آنقدر گرم نمیتابد. درختان برگهای خود را از دست میدهند و کوچهها و خیابانها پر از برگهای خشک میشود. این منظره گاهی دل را غمگین میکند، چون حس خداحافظی در هواست. پرندگان مهاجر دستهدسته پرواز میکنند و راهی سفر میشوند. انگار همه چیز در پاییز آمادهی رفتن است. اما در دل این دلتنگیها، زیباییهای بسیاری وجود دارد. صدای خشخش برگها، آرامش باران، و آسمان ابری همه باعث میشوند تا روح انسان به تفکر فرو رود. پاییز ما را به یاد ارزش روزهایی میاندازد که باید قدرشان را بدانیم.
نتیجهگیری:
پس پاییز تنها فصل غم نیست، بلکه فصلی است برای اندیشیدن و قدر دانستن. پاییز به ما یاد میدهد که زندگی همیشه یکرنگ نیست، گاهی باید دلتنگی را هم پذیرفت تا معنای شادی را بیشتر بفهمیم.

انشا در مورد پاییز شماره 24 : پاییز، فصل مدرسه
مقدمه:
هر سال با آمدن پاییز، شور و نشاطی تازه در دل دانشآموزان زنده میشود. پاییز آغاز تلاش و یادگیری دوباره است.
بدنه:
وقتی نسیم خنک پاییزی میوزد، همه میدانند که زمان مدرسه فرا رسیده است. کوچهها پر میشود از صدای خنده بچهها، کیفهای رنگی و بوی کتابهای تازه. معلمان با عشق به استقبال شاگردان میآیند و کلاسها از نور امید پر میشود. در کنار تمام زیباییهای طبیعی پاییز، مدرسه نیز نماد تلاش و ساختن آینده است. برگهای زردی که بر زمین میریزند، گویی برگههای خاطرات کودکی ما هستند که سال به سال جمع میشوند. در این روزها، کودکان با شور و شوق درس میخوانند و پدر و مادرها با دیدن تلاش آنها خوشحال میشوند. پاییز با همهی خنکیاش، گرمای مهربانی معلمان را به همراه دارد. هر بار که زنگ مدرسه به صدا درمیآید، یاد روزهای شیرین کودکی در ذهنمان زنده میشود.
نتیجهگیری:
پاییز تنها فصل طبیعت نیست، بلکه فصل مدرسه، علم و دانایی است. این فصل به ما یاد میدهد که مثل برگهای تازه، هر سال نو شویم و رشد کنیم.
انشا در مورد پاییز شماره 25 : پاییز و برگهای رنگارنگ
مقدمه:
هیچ تصویری زیباتر از خیابانهای پوشیده از برگهای پاییزی نیست. این برگها مانند قالیچهای رنگارنگ زمین را میپوشانند.
بدنه:
وقتی به درختان در پاییز نگاه میکنم، احساس میکنم که نقاشی زندهای پیش چشمم است. رنگ زرد، نارنجی و قرمز در کنار هم هارمونی بینظیری میسازند. قدم زدن در کوچههای پر از برگهای خشک لذتی دارد که هیچوقت فراموش نمیشود. صدای خشخش برگها زیر پا مثل موسیقی آرامی است که با هر قدم نواخته میشود. حتی اگر روزی دلت گرفته باشد، کافی است در میان برگهای پاییزی قدم بزنی تا آرام شوی. هر برگ که از درخت جدا میشود، داستانی برای گفتن دارد. آنها به ما نشان میدهند که در زندگی هم باید گاهی رها شد تا دوباره به شکلی تازه بازگردیم. برگهای پاییزی مانند نامههایی از دل طبیعت هستند که پیام تغییر و دگرگونی را به انسان میرسانند.
نتیجهگیری:
پاییز با برگهای رنگارنگش، یادگاری ماندگار از زیبایی است. این برگها به ما میآموزند که حتی در جدایی هم زیبایی و معنا وجود دارد.
در پایان کلیپ زیبایی از فصل پاییز برای کودکان تقدیم شما دانش آموزان و اولیا و معلمین عزیز میکنیم با این امید که مجموعه انشای های گردآوری شده و نگارش شده بالا برای شما مفید بوده باشد. :
همچنین بخوانید :
انشا تابستان | 20 انشا در مورد فصل تابستان + تابستان خودرا چگونه گذراندید
انشا در مورد روز بارانی | 40 انشا درباره توصیف یک روز بارانی + صدای باران
انشا یک روز برفی | 6 انشا در مورد برف و توصیف یک روز زیبای برفی
انشا در مورد زمستان | 28 انشا درباره فصل زمستان برای پایه های مختلف
انشاء در مورد اول مهر |15 انشاء زیبا با موضوع اول مهر و شروع مدارس
انشا روز دانش آموز | 10 انشا و تحقیق در مورد 13 آبان روز دانش آموز
انشا در مورد شب یلدا ، شب چله + متن انشا و مـقـالـه کامل برای یلدا
انشا آزاد | 20 انشا با موضوع آزاد ( مختلف ) به انتخاب خود دانش آموز







Soon, you may perform the first shuvit as well as perhaps even a pop shuvit.
Skateboards possess a rigid body because decks are glued and laminated together.
Skateboarder should always select the preferred shoes that
are specially engineered for skateboarding.
WHAT : )
VREEY BAD
سپاس ! ولی کاش میگفتید کدوم انشا و چرا ؟
انشا اول و دوم رو خیلی خیلی دوست دارم
: )
What’s up mates, good piece of writing and nice urging commented here, I am genuinely enjoying by these.
tnx
Very nice
ممنون از لطف شما
تمام انشا ها زیبا بودند اما ای کاش این ها را انتشار نمی کردید چون دانش آموزان رونویسی می کنند و حق کسایی که مثل من خوب انشا مینویسن و خودشون انشا مینویسن ضایع میشه
ممنون زیبا میبنید.
اینها برای ایده دادن هستند نه کپی کردن … چون بهرحال سر جلسه امتحان که دوستان نمیتونن کپی کنن
تو که خوب مینویسی پس چرا اومدی تو سایت؟
سلام خیلی مطلب های عالیه ممنون
لطف دارید شما
ممنون چقدر کامل و متنوع بود
لطف شماست
خیلی خوب بود ممنون
خوب میبینید عزیزم .
خیلی عالی بود ممنونم
فقط کاش ادبی تر بود من ۱۴ سالمه ولی فقط از دو جمله تونستم در انشام استفاده کنم ولی در کل
خوب بود(:
سپاس گزار با این ز درسته
ممنون از تذکر بجای شما .
این کلمه در انشای چهارم اصلاح شد.
من همیشه تو مدرسه متهم میشم به اینکه انشاهامو از تو سایتا نوشتم ولی وقتی جلوی دبیرا انشا مینوشتم باورشون میشد.
خیلیم دوست دارم انشاهامو تو سایتا بزارم که بقیه هم ببینن.
چجوری میتونم این کارو بکنم؟؟
از قسمت تماس با ما سایت برای ما ارسال کنید
چه چسبید سر جلسه امتحان
یعنی تا این حد تقلب راحت شده ؟ سر جلسه ؟ زمان ما اینطوریام نبود !
بنظرم باید یکی میزدی تو دهنشون که اینقد تهمت میزنن
خیلی خوب بودن ممنون از شما
متنوع بود خیلی خوب بود یه دنیا تشکر
خداروشکر میکنیم که دوست داشتید. الحمدلله .
سلام عالیه این سایت
لطف شماست.
لطفا انشا در مورد چاقو هم بزارید
در مورد چاقو؟؟؟
واقعا زیبا انشا های خیلی قشنگ در نورد پاییز هست واقعا ممنونم
لطف دارید.
خیلی خوبه ممنون :-)
اگه میشه انشا درمورد زمستان هم بزارید عالی میشه
به هر خال خوب
tank for you is the best❤️❤️
انشا در مورد زمستان هم داریم برید تو صفحه اصلی و سرچ کنید انشا زمستان مطلب براتون میاد
ضمن این که انش در مورد آدم برفی و روز برفی هم داریم که شاید دوست داشته باشید.
ممنون از کامنت تون.
سلام ممنون عین شون نوشتم انشاالله نمره خوب میگیرم
سپاس از زحمات شما
عالی بود لطفا یک جک بگو آقا سعید بخندیم