دلنوشته غمگین | 130 دلنوشته غمگین کوتاه و بلند عاشقانه و جدید
در این نوشته از دلبرانه قصد داریم تعداد 130 دلنوشته غمگین را برای شما عزیزان درج نماییم
ممکن است بخواهید از یک دلنوشته غمگین برای کپشن پست یا استوری خود استفاده کنید
برای اینکار ممکن است دنبال یک متن زیبا با ایان موضوع بگردید. که ما در ادامه برای شما جمع آوری کرده ایم
امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد
در ادامه با ما همراه باشید
دلنوشته غمگین | 130 دلنوشته غمگین کوتاه و بلند عاشقانه و جدید

برای امروز عهدی میبندم
تا زیباترین ها را برایت به ارمغان آورم
چرا که خداوند زیباترین طلوعش را
همراه با شادابی طبیعت خالصانه نثارم کرده است
و این زیبا نوید بخش بخششی دیگر است.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
زن ها گاهي اوقات چيزي نميگويند
چون به نظرشان لازم نيست كه چيزي گفته شود
با نگاهشان حرف ميزنند
به اندازه يك دنيا حرف ميزنند
هرگز نبايد از چشمان هيچ زني ساده گذشت…
ان هنگام که گوشه لبش را گاز میگیرد
تا از راز چشمانش با خبر نشوی…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
به من ايمان بياور
در يک لحظه ميتوانم
تنها يک لحظه
خورشيد را به آغوشت بياورم
و ماه را به اتاقت
به من ايمان بياور
معجزه من
آغوش زني است به طعم درياها
چيزي که هيچ بهشتي ندارد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
وقتى تو ميايى
به سرزمينى خوشبخت بدل مى شوم
به سرزمينى پر از آواز پرنده
وقتى تو مى روى
سر در گريبانم
مثل مردمى كه
كسى را از دست داده اند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تو يك مردی
شبيه تمام مردهایی كه مي شناسم
قدم مي زني
آواز مي خواني
تنها تفاوت تو با مردهای ديگردر تو نيست
در من است
تو مردی هستي كه من دوستت دارم
تو مردی هستي كه درشعرهاي من هستي
آغوش مرا دوست داري
تو خواب نيستي
رويايي دست نيافتني
تو را من خلق كرده ام
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین جدید
در برابر آينه يك جور زيبايي
در رختخواب جورِ ديگر
گوش به شايعات نده
سرمه بر چشمانت بزن
گرگ و ميش غروب به قهوهخانه بيا
تا دل حسودان بسوزد
مردم حرفشان را خواهند زد
خيالت نباشد
مگر عاشق نيستيم ما
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
سر بر سينهام بگذار
با تپشهاي قلبم آرزوهايت را شماره کن
رشتههاي سپيد مويم
ردِ رنجهايي است که زندگيام را سياه کرد
با اين همه در سرزميني که مرگ پايان رنج هاست
هرگز هيچکس تابوت عشق را
بر شانههاي من نخواهد ديد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بیا برویم
توی خیابانهای خالی ازعشق
قدم بزنیم
با هم که باشیم
بوسه و باران حتما خودشان را می رسانند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
آدمـــا نمیـــدونن بعضـــــــی وقتهــــا
خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :” نــــذار برمـ ”
یعنی بــرمـ گــــردون
سفــــت بغلمـ کـــن
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــه ات و
بگــــــو :
بیخــــــود کــردی میگی خداحافـــــظ
مگـــــه میـــذارمـ بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه ؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تو مرد غمهاي عميقي
شعرهاي غمگين
کلمات جانگداز
با چشمانت مي توان عزاداري کرد
باگيسوانت ، لباس سياهي براي هميشه پوشيد
با دستانت ، جام زهر نوشيد
تو مرد تاريخ مني
يک تاريخ تلخ
يک تاريخ سياه
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین عاشقانه
عشق
کودتايي ست
در کيمياي تن
و شورشي ست شجاع
بر نظم اشياء
و شوق تو
عادت خطرناکي ست
که نمي دانم چگونه از دست آن
نجات پيدا کنم
و عشق تو
گناه بزرگي ست
که آرزو مي کنم
هيچ گاه ” بخشيده ” نشود
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
اي پرنده زيبا
زخم بالت را که ميبستم
عاشقت شدم
نبايد اينقدر بيرحمانه دور ميشدي
بي پر و بالم من
آسمان به آسمان
چگونه دنبالت بگردم ؟
اي پرنده زيبا
اسير زيباييات شدهام
مرا به قفس عشقت انداخته اي
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تو نهایت آرامش منی
دستانت تجسم عشق و نوازش اند
نگاهم که میکنی
لبخند که میزنی
از سقف سرد شب
روشنی می چکد..آری
تو نهایت آرامش منی
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من چشم دارم
چرا که تو را ميبينم
گوش دارم
چرا که تو را ميشنوم
و دهان
چرا که تو را ميبوسمآيا چشمها و گوشهاي من است
آنگاه که تو را
نميبينم
نميشنوم
و آن
دهان از آن من است
آنگاه که تو را
نميبوسم ؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من عاقبت از اينجا خواهم رفت
پروانه اي که با شب مي رفت
اين فال را براي دلم ديد
ديري است
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهيان و تنهايي خودم
پر کرده ام ولي
مهلت نمي دهند که مثل کبو تري
در شرم صبح پر بگشايم
با يک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم
اما
من عاقبت از اينجا خواهم رفت
پروانه اي که با شب مي رفت
اين فال را براي دلم ديد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای پروفایل
اگر يک نفر
هر آنچه که
از درونش برمي آيد را بنويسد
بي شک از درون او
کسي رفته است
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
این روزها در اندرون خویش
مشغول بلعیدنِ
احساسی هستم
که نه از جنس شادی ست
و نه از جنس غصــــــه
بلکه یک بهــــــت است
به بلندای
تمامِ عمرِ
سپری شده ام
هرچه می روم، نمی رسم…
فکر می کنم نکند من…
کلاغ آخر قصه ها باشم ….!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها…
تهی از موج و سراب…
دورتر از رفقا…
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
حالا مدتیست
ذهنم را خالی کرده ام
از خیال
و دلم را از امید
نشسته ام لب ایوانِ روزمرگی
نگاه میکنم
به این روزها
که برای خودشان میروند
رسیده ام به بیحسی
به بی تفاوتی…
رسیده ام به حس برگی که میداند
باد از هر طرف که بیاید
سرانجامش
افتادن است …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تا کجا باید دوید تا تورا بدست آورد؟
جز تو چه کسی می تواند زنگار غم را از دلم بزداید؟
با این همه گناه جز تو چه کسی پذیرای من است؟
من محتاج توام.
همانگونه که پاییز بدون برگ هایش بی معناست،
من نیز بدون تو هیچم .
و همانگونه که کویر در انتظار باران است ،
من نیز تشنه ی رحمت توام .
ای خالق شب
تا به کی منتظر سپیده دم باید ماند؟
بیا و سحری نو بساز
در میان گیسوان شبت برای هر کس چراغی نهادی
ای خدای مهربانی،
پس ستاره ی من کجاست؟؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین کوتاه
حَســـــرت !
یَعنــــی رو به رویَم نشستــــه ای . . .
وَ باز خیســــیِ چَشمانَم را . . .
آن دَستمــــالِ خُشکـــِ بی اِحساس پاک کند . . .
حَســــرَتـــ !
یَعنـــــی شانه هایَتــــ دوشــ به دوشَــــمـ باشَـــد . . .
اَمــا نتوانَمـ از دِلتَنگـــی به آنــ پَنـــاه ببرَمـ . . .
حَســــرَتـ !
یَعنـــــی تو که دَر عیـــنِ بودَنَتـــ . . .
داشتَنَتــــ را آرزو میکنَم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر… پر از خار… پر از برگ لطیف…
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
فرقی نمی کند، زمستان است یا بهار
بی تو
هیچ زمانی
قشنگ نیست!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
آدمی را دیدم به سایه ی خود درد و دل میکرد!!!
چه رنجی میکشد او وقتی هوا ابری است….
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین دلتنگی
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ،
وقت دلتنگی خود دارم و بس . .
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تا کجا باید دوید تا تورا بدست آورد؟
جز تو چه کسی می تواند زنگار غم را از دلم بزداید؟
با این همه گناه جز تو چه کسی پذیرای من است؟
من محتاج توام.
همانگونه که پاییز بدون برگ هایش بی معناست،
من نیز بدون تو هیچم .
و همانگونه که کویر در انتظار باران است ،
من نیز تشنه ی رحمت توام .
ای خالق شب
تا به کی منتظر سپیده دم باید ماند؟
بیا و سحری نو بساز
در میان گیسوان شبت برای هر کس چراغی نهادی
ای خدای مهربانی،
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
برای این که تنهایم تو را نمیخواهم …
برعکس …
برای این که میخواهمت …
تنهایم … !!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گفتم : تو شـیرین منی. گفتا : تو فرهـادی مگر؟
گفتم : خرابت می شـوم. گفتا : تو آبـادی مگـر؟
گفتم : ندادی دل به من. گفتا : تو جان دادی مگر؟
گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتا :تو آزادی مگـر؟
گفتم : فراموشم مکن. گفتا : تو در یادی مگر؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من از بازی نور
در وادی بی قلب ظلمت ها
نمیترسم
من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها میترسم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین مرگ
آخر پاییز شد!
میشمارم:
اشک های ریخته را…
سیگار های سوخته را!…
جای زخم هایم را!…
تکه های شکسته ی غرورم را!…
بغض های فرو خورده ام را!..
“دوستت دارم” ها و “عاشقتم” گفتن های روی دلم مانده را!…
شبهای مردنم را!…
در آخر هم مهمترین دارایی ام را میشمارم!…
دوست داشتنت را..!!!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گرگ هم که باشي
عاشق بره اي خواهي شد
که تو را به علف خوردن وا مي دارد
و رسالت عشق اين است
شدنِ آنچه نيستي !
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
لبخند ، شروع عشق است
محبت ، باغ عشق است
ناکامی ، داغ عشق
چشم ، راز عشق
وعده ، امتحان عشق
خاموشی ، درد عشق
و رسوایی ، شرمندگی عشق . .
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
اگـــــه بـهش زنـــگ میزنی و رد میکنه
اگـــــه بهش میگی دوسـت دارم و اون فقــــط میخنده
اگـــــه شـــــبآ بدون شب بخیر گفتن تــــو خـوآبش میــبره
یعنی تــــاریخ انقضـآی تو، توی دلــــش تموم شده!
این یـه قـــــآنونه!
بــــآ قـآنونِ آدمـــآ نجــــنگ!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گاهی وقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه:
بـــــــــــــرو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره … همین که
نپرسه چجوری روزا
رو به شب میرسونی… همین که کار و زندگی رو بهونه
میکنه… همین که
دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه و همین که حضور دیگران
توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه …
هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه!!!
پس برو قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین تنهایی
این روزها …
روح و روانم بشدت افسرده است …
غم دوریت از یک سو …
غم نداشتنت از دیگر سو …
اما دلیل آشفتگیم فرای این ماجراست !!!
آری !!!
ترس از دل دادنت به دیگری ..
مرا اینگونه پریشان نموده است
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
به تقویم نگاه میکردم
روزهای آخر مهـر ماه…
نیامدی و نماندی برایم، مهربانم؛
این مهــر هم
خانه ام از عطر تو خالی بود…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه ….
يعني واقعن عاشقشه
اما ….
وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه
یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه
دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن …
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن …
چون به قلب همدیگه زخم زدن …
نمیتونن دشمن همدیگه باشن …
چون زمانی عاشق بودن …
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
داریـــم جایی زندگی میکنیم که هـــرزگی مــُـد…
بی آبرویـــی کـــلاس ؛
مستی و دود تفریـــح …
دزد بودن و لـــاشخوری و گـــرگ بودن رمزِ موفقیت …..
وقتی به اینا فکر میکنم میبینم جهنم همچین جای بَدی نیست…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
سرخ میشوی وقتی می شنوی دوست دارم
زرد میشوم وقتی می شنوم
دوستش داری….
چهارشنبه سوری راه انداخته ایم
سرخی تو از من زردی من از تو!
همیشه من می سوزم…و همیشه تو می پری….
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای استوری
خلاصه بهارى ديگر
بى حضور تو
از راه مىرسد
و آنچه كه زيبا نيست زندگى نيست
روزگار است
گُل نيلوفر مردابه اين جهانيم
و به نيلوفر بودن خود شادمانيم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
باران که میبارد
دلم برایت تنگ تر میشود
راه می افتم
بدون چتر
من بغض میکنم
آسمان گریه
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
عشقبازی به همین آسانی است…
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
وبپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر… پر از خار… پر از برگ لطیف…
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند…!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
همی گویی غمش را در دل نگهدار
نصیحت گو! نمی گویی دلت کو؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای بیو
کلاغ جان!
قصه من به سر رسید…
سوار شو!
تو را هم تا خانه ات می رسانم…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تــو میگذری ..
زمان ..
می گـــــذرد !..
چه كنم با دلــــی ..
كه از تو ..
توان گذشتنش ..
نیست…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بـیـهـو د ه و ر ق مـی خـو ر نـد
تـقـو یـم هـا ی ِ جـهـا ن ;
ر و ز هـا ی ِ مـن هـمـه یـک ر و ز نـد . . .
شـنـبـه هـا یـی کـه فـقـط
پـیـشـو نـد شـا ن عـو ض مـی شـو د
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دلهای دگر باشد شادزندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
درگذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
باهمه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جای می مانند…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
آنقدر برای تو بوده ام….
كه دیگر “من” برایم غریبه است…
اینگونه است كه وقتی می روی..
می میرم…
چون نه تو را دارم و نه خودم را
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای کپشن
کلاغ پر…
نه کلاغ را بگذاریم برای آخر…
نگاهت پر…
خاطراتت هم پر…
صدایت پر…
جوانی ام پر…
من هم پر…
حالا تو مانده ای و کلاغی…
که هیچ وقت به خانه اش نرسید…!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تا ديروز
هرچه مي نوشتم عاشقانه بود……
از امروز
هرچه بنويسم صادقانه است…..
عاشقانه دوستت دارم..!!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلتنگي يعني…..
ذهنم پر از تو….
و خالي از ديگران است…..
اما…..
کنارم خالي از تو….
و پر از ديگران است….
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت!
خط تيره گذاشت و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هیچ کس با من نیست
مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام در قفس تنهایی
در قفس می خوانم
چه غریبانه شبی است
شب تنهایی من
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای استوری
از صبوري خسته ام
…از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند
از اشك هايي كه با خنده نمایان شد…
و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را
…در پشت هزاران دروغ پنهان کنی
این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام…
برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من بلد نيستم دوستت نداشته باشم
بلد نیستم حرف دلم را نگویم
حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت
بلد نیستم نخندم وقتي باتوام
حتی اخم کنم وقتی ناراحتم
من هیچ کار مهمي را بلد نیستم جز دوست داشتن تو
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تورا مثل قانون…
كسي رعايت نمي كند…
چرا غمگيني دلم؟…
تو را براي شكستن سر رشته اند!…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گاهی دلم میخواهـم …
کفش هایم راپا به پــا بپوشم ..
تا ببینم هنوز کسی حواسش به مــن هست؟!…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
تعداد
صورت مسأله را تغيير نمي دهد
حدس بزن
چند بار گفته ايم و شنيده نشده ايم
چند بار شنيده ايم و
باورمان نشده است
چند بار ؟پدرم مي گفت :
پدر بزرگ ات ، دوستت دارم را
يک بار هم به زبان نياورد
مادر بزرگ ات اما
يک قرن با او عاشقي کرد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلنوشته غمگین برای توییتر
خدایا… میخواهم اعتراف کنم
دیگرنمیتوانم ، خسته ام
من امانت دار خوبی نیستم
” مراازمن بگیر”
مال خودت
من نمیتوانم نگهش دارم…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
عاشقانه چشمهایم را میبندم و
تو را در خیالم تصور میکنم نمی دانم که
چقدر خیال تو برایم لذت بخش است
از هر چیز در این دنیا برایم شیرین تر هستی
پس چشمهایم را میبندم و با تمام وجود احساست
می کنم …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
باید بازيگر شوم
آرامش را بازی کنم
باز باید خنده را به زور بر لبهايم بنشانم
باز باید مواظب اشك هایم باشم
باز همان تظاهر همیشگی: خوبم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
می دانی . . ؟
آدم های ِ ساده…
ساده هم عاشق می شوند…
ساده صبوری می کنند…
ساده عشق می وَرزَند…
ساده می مانند…
اما سَخت دِل می کنند…
آن وقت که دل ِ می کنند…
جان می دَهند…
آدم های ِ ساده…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دیگر از این شهر
میخواهم سفر کنم
چمدانم را بسته ام
اگر خدا بخواهد امروز میروم
نشسته ام منتظر قطار
اما نه در ایستگاه
روی ریل قطار…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من را
همه…
کوتاه می پندارند
اما چه می دانند
در پس این دیوار کوتاه
زمینش عمق فراوان دارد…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
وقتی دلم گرفت ، زیرِ باران گریه کردم …
وقتی اشکهایم میان قطره های باران گم شدند ، تازه فهمیدم غمِ من
چقدر کوچک است و غمِ آسمان چقدر بزرگ …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
حرف هایدلم را هرگز کسی نمیفهمد ، فقط روزی
مورچهها خواهند فهمید !
روزی که در زیر خاک گلويم را به تاراج میبرند …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند…
نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم…
می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد….
پس بگذار که نداند بی او تنهایم…
دور میمانم که نزدیک بماند…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆+
مرگ همچو خاموش شدن تلویزیون است…
که با خاموش شدنش دیگر خوبی ها وبدی هارا نشان نمی دهد اشک هاولبخند ها که هیچ…
ای دوست!!! سعی کن درد هارا با لبخند نشان دهی
آه ای زندگی چرا؟…
خدایا چرا مارا بادرد آفریده ای؟
شاید درد ها راهی برای رسیدن به تو باشد یا این دردها راهی برای آزادی.
یارب مرا از این زندگی رها گردان زندگی پوچ و بی حاصل زندگی بی دلیل…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گاهي خوابت را ميبينم
بيصدا
بيتصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب ميزند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگي
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
خوشبختی برای من یعنی تو
اینکه کنارم دارمت ..
لمست می کنم، می بویمت
و در آغوش می گیرمت!!
خوشبختی برای من یعنی
زمان دلتنگی
سر بچرخانم و تو باشی..!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
چشمهایم را
که هر بار از خود دزدیدم
تا بارها بیشتر نگاهت کرده باشند
به مردمک ام رسیدند…
فریاد میخواهم
فریاد میخواهم
کاش کسی بگوید
صدای ام کجاست؟
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
من خواب یک چلچله
در مزارع باروتم
وقتی آتش به جانش افتاده
که نفس را ، برای کشیدن
و تو را ، برای زیستن
ندارد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
غمگین ام
دنیا کنار ِ اسلحه
جای امنتری ست
و مین های خنثیٰ نشده
کینه ایست
که از پدرانمان به ارث برده ایم.
غمگین ام
آفتاب در دهکده ها
زودتر طلوع می کند
و شهر زخمی ست
که روی دستِ مردم متمدن مانده.
غمگین ام
چون بیابانی بی انتها
تنهایم
چون رودخانه ای
که سلطهی هیچ پلی را
نمی پذیرد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
اشکی از سر شادی
و
لبخندی از سر بغض …
دنیای من
این روزها عجیب تر شده است ….
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
این روزها،
دنیایم،
غروب جمعه های بی حوصلگی است؛
و کلاغ هایی که خبر
سکوت مرا در خیابان ها جار می زنند…
این دنیا معجزه می خواهد،
بیا بانو!
بیا صبح شنبه ای باش
پر از صدای شادمانی گنجشکان!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
آن عصرپنج شنبه اي
زمين ازحركت مانده بود
وقتي تو
برايوان درازكشيده
براي هميشه خفته بودي
باگل سرخي شكفته برسينه ات.
آن عصرپنج شنبه اي
زمين ازحركت مانده بود
وديگر
هيچ اتفاق خاصي نيفتاده بود!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
می آیی
با انار و آینه در دست هایت
یک دنیا آرامش در چشم هایت
و قناری کوچکی در حنجره ات
که جهان را
به ترانه های عاشقانه میهمان می کند.
می دانم تاپلک به هم بزنم
می آیی
و با نگاهت
دشت ها را کوه
کوه ها را پرنده می کنی
به قول فروغ:
من خواب دیده ام!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بهار …
و این همه دلتنگی؟!
نه،
شاید فرشته ایفصلها را به اشتباه
ورق زده باشد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
چون سیب رسیده ای
رها شده در رؤیا
با رود می روم
کاش
شاخه ای که از آب می گیردَم
دست تو باشد
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلت را گوش دار ای خسته از دهر
ببین اینجا امید زندگی را ؟!
ببین دیوار فرتوت کهن را
چه سان یک پنجره مسرور کرده ؟!
فقط نظاره کن گلدان گل را
گواهی می دهد که با دوصد شوق
به هستی عشق دارند ساکنانش
دلت گر گوش نیست،پس دیده بگشا
ببین اینجا امید زندگی را ؟!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
زندگی موسیقیِ گنجشک هاست
زندگی باغِ تماشایِ خداست…
زندگی یعنی همین پروازها،
صبح ها،
لبخندها،
آوازها…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
قلم بنویس دردم را
هوای قلب سردم رابگو با اینه ارام
#دلیل روی زردم راقلم بنویس امیدم را
#دلیل ناامیدم راقلم بنویس صبرم را
دلیل تیره ابرم را
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هرگاه از شدت تنهایی ،به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند
خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
در می آورم ، می بوسمش
اندکی نمک به رویش میپاشم
دوباره بر سرجایش می گذارم
من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم!!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گرگ همان گرگ است
شغال همان شغال
بین این همه حقیقت …
تنها آدم است که آدم نیست !
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلم پر است!پر از یک بغض مبهم
و چند قطره اشک و شاید هم پر از سکوت
نگاهی که هیچ نگفتن را دوست دارد
نگاهی که رو ایینه هم سنگینی میکنه
دلم پر است اخر پر از بغضی که در گلو تر می شود
و با این حال و هوادوست دارم بالا بیارمت بغض پیر!
دلیلی برای اشک ریختن ندارم ،چون تو مرا بی دلیل تنها گذاشتی
و هیچ با خود فکر نکردی که بعد از تو چگونه تنها شدم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دل است دیگر …نمیتوان دلتنگی را از او گرفت …
مگر میشود خیسی را از آب گرفت ؟
گاهی …میریزد و خرد میشود …گاهی هم …ترک برمیدارد
اما باز دل میماند …
گاهی هم آدم را ناقص اُلخلقه میکند …
مثل من که دیگر هیچ دل و دماغی ندارم …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه
نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای
می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
ندانم این نسیم بال بسته
چه خواهد کردبا جان های خسته
پرستو میرسد غمگین و خاموش
دریغ از آن بهاران خجسته !
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
خوبم …!
باور کنيد …؛
اشک ها را ريخته ام …
غصه ها را خورده ام …؛
نبودن ها را شمرده ام …؛
اين روزها که مي گذرد …
خالي ام …؛
خالي ام از خشم، دلتنگي، نفرت …؛
و حتي از عشق …!
خالي ام از احساس …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
آن شب …
که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را …
تماشا می کرد …
آن شب که شب پره ها …
عاشــقـــانه تر …
نــــور را می جســـتند …!
و اتاقم …
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !
دانستم…
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی…!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
مدتیست خواب با چشمانم قهر کرده
هر چه کردم آشتی شان دهم نشد که نشد
امشب …
اتفاقی بحثشان را شنیدم
خواب میگفت ؛ این وقت شب به جای من ، باز هم او را میبینی؟
به گمانم که …
تو را میگفت
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دنیا ارزش پا کوبیدن به شکمت را نداشت، ببخش مرا مادر…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
یعنی بشینی با یادش…
و به خاطراتون فکر کنی……..
اون وقته که…
یه لبخند میاد رو لبت…….
ولی چند لحظه بعد…
شروع اشک های لعنتی……
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …
ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ , ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ , ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــﺎﻥ
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫـــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ….
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــدنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــﻦﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گـاهی وقتـــــــــا خودمو میزنم به بیخیالی…
رفــــــتـ؟ به درکــــــناراحت شد؟ به جهنم
برنمیگرده؟ فدای سرم
پشت سرم حرف زد؟بزار واق واق کنه
خرابم کرد؟ بیخود کرد
خودشو گرفته واسم؟خومعلومه مگس میره دنبال عنی مث خودش
دل کسیو شکستم؟ مهم نی
میــــــــــزنم به بیخیالیــــــــــــــــــــــــ و تو یه دنیای خودم
تو اتــــــــــــــاق تاریکم
سیگارمو دود میکنمــــــ
اخ چه حالی داره
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
میـدونی بن بسـتــــــ| زنـدگی کـجـاست ؟؟؟
جــایــی کـه …
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
یــادتــــ بخیــرعـمــوخســرو.گفتے:
حــال همــه ی مـاخـوبــــ استــــ امـاتــو بــاورنـکـن!
امـاحـال مـن خـوبــــ نیستـــ تــوبـاورکـن
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هر چه مغرورتر باشی,تشنه ترند برای باتو بودن…
و هرچه دست نیافتنی باشی,بیشتر به دنبالت می ایند…
امان از روزی که غروری نداشته باشی…
و بی ریا به انها محبت کنی,انوقت تورا هیچ نمی بینند…
ساده از کنارت عبور می کنند…!!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بدترین حسه دنیا اینه که بدونی
کسی که خیلی دوسش داری
به همون اندازه کسه دیگه ای رو دوست داره
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر
من تمام خواستن را وجب کردم
هیچکس…
هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هَر چه میخواهد دٍل تـَنـگـت….
ســــاکـــت!
کسی دَرک نَخواهد کرد…..
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
به سلامتی اونـــایــی کــه دوسـ ـ ـ ـمـون داشـتـن…!،دوسـ ـ ـ ـشـون داشـتـیـم…!
اما نـــه مــا بــه اونــا گـفـتـیـم نــه اونــا بــه مـــا…!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .
در برابـــرش مسئولـــی . . .
در برابـــر اشکهایش . . .
شکستن غرورش . . . .
لــحظه های شکستن در تنهایی . . . .
و اگر یـــادت بـــرود ! !
در جایـــی دیگر سرنوشــــت به یادت خواهـــد آورد . . . !!!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
میشه مثل یه قطره اشک بعضیارو از چشمت بندازی ولی هیچوقت نمیتونی جلوی اشکی روبگیری که با
رفتن بعضیا از چشمت جاری میشه …
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بعضی ها را هرچقدر هـم که بــــخواهی،
“تــــــــــــــــــمام” نـــــــــــــــــــــمی شوند …
هــــــــــمش به آغــــــــــوششان بــــــــــدهکار میمانی !
حضورشان”گــــــــــــــــرم” است ؛ سکوتشان خالی مــــــــــیکند دل ِآدم را …
آرامش ِ صـــــــــــــــــــــدایشان را کــــــــــــــــــــم می آوری !
هر دم هر لحظه “کـــــــــــــــــم” مـــــــی آوریشان …
و اینجا مــــــــــــــــــــن کــــــــــــــم دارمــــــــــت
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
شنــــــیدم اونی کهــــــ منــــــ
بخاطــــــر رفتــــــنش گریــــــــــــه کردمــــــ
رفتهــــ و واسهــــ دوســــــتاش تعریفــــــ کردهــــ
و کلـــــــــــ ـ ـی خندیــــــــــدن
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
اعتـــــراف مـــی کُــنــم. . ..
بــــرای”داشـــ ــتــنِ”تـــو هــــیــچ کـــاری نکـــردم. . .
امــــا برای “فرامــوش” کــردنـــت
هــرکـــآری مــی کُنـــم
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گاهی آدم آن قدر خسته میشود که حتی دلش نمیخواهد توضیح بدهد چرا خسته است…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بعضی زخمها، حتی بعد از سالها هم با یک یادآوری کوچک، دوباره سر باز میکنند.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هیچچیز سختتر از این نیست که بغضت را با لبخند بپوشانی و وانمود کنی خوب هستی.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بعضی نبودنها را نمیشود به نبودن آدمها نسبت داد
بعضی وقتها یک نفر هست، اما انگار نیست…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلم یک آغوش میخواهد، نه برای عشق، فقط برای اینکه لحظهای این درد لعنتی را فراموش کنم.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
عجیب است، بعضی وقتها آدم از زندگی خسته نمیشود، از خودش خسته میشود…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلتنگی درد دارد، اما دلتنگ کسی شدن که دیگر نیست، مرگ تدریجی است.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
همیشه میگفتند “زمان همهچیز را حل میکند”، اما نگفتند که زمان خودش هم درد دارد…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
کاش بعضی آدمها هیچوقت نمیآمدند
یا اگر میآمدند، هیچوقت نمیرفتند.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
شبها، وقتی همه خوابند
آدم میفهمد چقدر تنهاست
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بعضی دردها را فقط باید در دل نگه داشت
چون گفتنش چیزی را عوض نمیکند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
گاهی دوست داری یکی بیاید، دستت را بگیرد و بگوید: “میفهممت”، همین!
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دلم میخواست زندگی دکمه عقب داشت، بعضی لحظهها را نمیخواهم زندگی کنم.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
شاید اگر میدانستی بعد از تو چقدر شکستم، هرگز نمیرفتی…
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
هیچچیز بدتر از این نیست که ببینی یک نفر کمکم از تو فاصله میگیرد و تو نمیتوانی هیچ کاری کنی.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
کاش میشد بعضی خاطرهها را از ذهن پاک کرد
درست مثل یک صفحه کاغذ که پارهاش میکنی.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
سکوت گاهی فریادی است که هیچکس آن را نمیشنود.
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
نمیدانم کجای این مسیر اشتباه کردم که حالا اینقدر تنها شدهام
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
دل بعضی آدمها شبیه خانهای متروکه است
پر از خاطراتی که دیگر زنده نیستند
◆◆◆◆..—✘—..◆◆◆◆
بعضی نبودنها را نمیشود با هیچچیز پر کرد
بعضی جای خالیها تا همیشه خالی میمانند