نقاشی شب قدر ؛ نقاشی های کودکانه ساده مخصوص شب های قدر
در این نوشته از دلبرانه قصد داریم مطلبی شامل 45 نقاشی شب قدر مخصوص کودکان را خدمت شما ارئه نماییم.
اگر دنبال یک نقاشی ساده با موضوع شب های قدر برای کودک خود می گردید که بتواند رنگ آمیزی کند ما را تا آخر پست همراهی کنید.
در اینجا تعداد زیادی نقاشی شب قدر مخصوص رنگ آمیزی و ایده گرفتن برای کودک شما را جمع آوری کرده ایم.
امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد …. از اینکه ما را انتخاب کردید از شما سپاسگزاریم….
نقاشی ساده و کودکانه شب های قدر
آن شب زیبا و نورانی و آن شب قشنگ و پرستاره که در آن قرآن بر پیامبر نازل شد، شب قدر نام گرفت. در آن شب تمام فرشته ها به زمین می آیند.
آدم های خوب در شب قدر که یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است تا سحر بیدار میمانند،دعا میکنند، قرآن میخوانند و با خدای مهربان حرف میزنند.
فرشته ها هم در شب قدر به دستور خدا سلامتی و شادی را به آدمهای خوب هدیه میدهند.
شب قدر به اندازه ای بزرگ و مهم است که خداوند در سورهای به نام قدر گفته که آن شب از هزار شب بالاتر و برتر است.
اما سالها بعد در یکی از شبهای قدر، مرد بسیار بدجنس ، که تحمل یک انسان بزرگ و مهربان را نداشت تصمیم گرفت کار بسیار نادرستی را انجام بدهد. او یک مرد آسمانی مهربان را به نام حضرت علی ع را در مسجد شهید کرد.
ما هم هرسال در شب قدر بیدار می مانیم،دعا میکنیم ،نماز و قرآن میخوانیم و راه و یاد حضرت علی ع را گرامی میداریم.
شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان
شناخت ويژگيهاي کودکان براي آموزش دين به کودکان اولين چيزي که بايد مد نظر داشت و نسبت به آن آگاهي پيدا کرد شناخت روحيات و ويژگيهاي کودکان و همچنين شناخت مراحل رشد آنهاست
بايد توجه داشت که وجود گرايش ديني در کودکان غير قابل انکار است . آنها سرشت خداجوي دارند و مفاهيم اساسي دين اسلام نيز اموري هستند که با سرشت کودک سازگاري بوده و اکتسابي نيستند و وظيفه تعليم و تربيت شکوفا کردن اين گرايشات فطري است.1
پس تمايلات فطري کودک کمک کننده است و بايد به تفاوتهاي فردي کودکان نيز توجه داشت که برخي در يادگيري مطالب سريع تر بوده و برخي کندتر و سطح تفکر کودکان نيز مختلف است ، برخي در پاسخ به سئوالي به تفکر شهودي برمي گردند و برخي در سطح عمليات عيني قرار دارند.2 دو دوره کلي آموزش : در آموزش کودکان دو دوره کلي وجود دارد :
سنين 5 تا 9 سال و 9 تا 13 سال . در دوره خردسالي ( 5- 9 سال ) بايد خام بودن تفکر وي را در ارتباط با مفاهيم ديني تصفيه نمود به اين صورت که در برخورد با برداشتهاي خام و پاسخگويي به سئوالات کودکان درباره خدا و ساير موجودات مجرد و مفاهيم فوق طبيعي به گونه اي عمل شود که جلوه هاي خام و مادي تصور خردسالان نفي گردد اما چون آنها ظرفيت درک مفاهيم انتزاعي را ندارند نبايد به ويژگيها و صفات اين مفاهيم پرداخت
مثلا در برخورد با کودکي که خدا را مثل انسان تصور مي کند بايد گفت که خدا مثل ما نيست ، دست و پا ندارد ، مثل ما زندگي نمي کند … . و در سنين بالاتر مي توان ديده نشدن خداوند را به برخي تجربه هاي آنها از حقايق موجود ولي ناديدني مثل فکر ، جريان برق و … تشبيه کرده ضمنا بايد توجه داشت که دين کودک بايد کودکانه باشد و اينکه هدف عمده در اين مرحله جذب براي آموزش است نه صرف آموزش.3 کودک در دوره دوم ( 9- 13 سالگي ) در مرحله عمليات عيني قرار دارد
از اين رو نمي توان مفاهيم انتزاعي شود و آنها را به احساسات و تجربيات خود ارجاع داد . اما خاميهاي تفکر کودکان رابايد زدود و از طريق جنبه هاي اثباتي به حقيقت نزديک کرد؛ مثلا وقتي خدا را از داشتن والدين منزه مي کنيم مي توانيم به آنها تذکر دهيم که وجود همه چيز از خداست اما وجود خدا از آن خود اوست همان گونه که رطوبت همه چيز از آب است اما رطوبت آب از آن خودش مي باشد.
عوامل موثر بر تربيت ديني
محبت : از عوامل موثر بر تربيت ، محبت است که نياز اساسي کودکان و غذاي روح آنها مي باشد . کودک به محبت کننده علاقه مند شده خود را شبيه وي ساخته و از او حرف شنوي دارد . حضرت امام (ره) به کودکان بسيار محبت مي نمودند :
بچه ها به خدا نزديک ترند و پاکيزه تريند » و مي فرمودند : « بچه جديد العهد و ملکوتي است و به مبدأ نزديک تر.»5 معلم: معلم از جمله کساني است که کودک تأثير پذيري بسيار از او دارد و دو عامل اصلي جذب او براي کودک مقبوليت و محبوبيت است که از اين دو عنصر مي توان استفاده مطلوب نمود.6 تشويق و تنبيه : عوامل ديگري چون تشويق و تنبيه نيز مؤثرند که هر يک بايد اصولي و با طي نمودن مراحل مخصوص آن مورد استفاده قرار گيرد
مراقبتهاي پدر و مادر : مراقبات مادر هنگام بارداري و شير دهي از عوامل بسيار تأثير گذار بر سرنوشت کودک است . گناه بر بچه اثر مي گذارد ؛ غذاي حرام يا غيبت کردن مادر و … مي تواند از عوامل زمينه ساز شقاوت کودک در آينده باشد تقواي مادر در دوران شيردهي ، با وضو شير دادن ، زمينه ساز سعادت فرزند مي باشند . مادر و پدر نقش مهمي در تربيت ديني فرزند دارند که به علت گسترده بودن اين بحث شما خوانندگان عزيز را به دو کتاب دکتر علي قائمي که بسيار مفيد فايده است ، ارجاع مي دهيم.

اصول تربيت دينی
هر مطلب علمي داراي اصولي است که بدون آن ورود در آن علم بي اثر يا کم اثر است، علم تربيت نيز اصولي دارد که موارد زير از آن جمله اند : 1ـ اصل سهولت : طبق اين اصل از سخت گيري و خشونت نسبت به کودک بايد پرهيز نمود چرا که آسان گيري کودک را علاقه مند و سخت گيري او را به اصل دين بدبين مي کند . 2ـ اصل تدريج : همان طور که خداوند نيز آيات و احکام را تدريجا نازل فرموده در آموزش به کودکان نيز اصل تدريج بايد رعايت شود تا کودک متناسب با رشد و شکوفايي استعدادش مطالب را درک کند . 3ـ اصل مداومت و استمرار: آموزش در اسلام امري مستمر و مداوم است . اهميت آموزش به کودک از سويي و طولاني بودن دوره ساختار ذهني و رواني کودکي از سوي ديگر استمرار و مداومت در آموزش را مي طلبد و بايد به موازات رشد عقلي و تحول رواني کودک مفاهيم اعتقادي را به وي انتقال داد و از شتاب و فشار پرهيز نمود . 4ـ اصل آگاهي بخشي : هدف تعليم بايد رشد فکري و يادگيري دانش آموز باشد که براساس تفکر و فعاليت فکري ، سودمندتر از تکرار و مرور آن است . 5ـ اصل تفاوتهاي فردي : در آموزش کودکان نمي توان به طور يکسان عمل کرد و بايد متناسب با ويژگيهاي شناختي عاطفي ، انگيزش و سوابق خانوادگي از روشهاي گوناگون و موثر استفاده کرد ، برخي با شعر، بعضي با داستان و برخي با پرسش و پاسخ بهتر درک مي کنند ، برخي زودتر و بعضي ديرتر . پس بايد تفاوتهاي فردي را در نظر داشت.

نمونه اي از روشهاي تربيتي قرآن
قرآن كريم كتاب انسان سازي است. اين بحر بيكران علم و معرفت و كتاب جاويد حضرت حق تعالي، سرشار از روشهاي متعدد تربيتي براي كمال انسان است .
مفهوم تربيت
تربيت به معناي پرورش انسانها در راستاي ايجاد و تصحيح رفتارهاي اجتماعي است. از اين رو، هرچند كه از برخي جهات ارتباط تنگاتنگي با حوزه اخلاقي نيز پيدا مي كند كه ايجاد فضايل و منش هاي پسنديده عقلاني و عقلايي و شرعي در خود شخص است ولي توجه به ديگري و اجتماع و رفتارهاي اجتماعي در آن اصالت مي يابد
از اين روست كه تربيت را به معناي پرورش ديگري و فعليت بخشيدن استعدادها و قواي دروني دانسته اند . مربي مي كوشد تا با توجه به استعدادها و قواي موجود در شخص از راه به كارگيري روش هاي خاص آن را به فعليت برساند
خداوند در آيات بسياري خود را به عنوان رب العالمين معرفي مي كند كه به معناي پرورش دهنده است. خداوند افزون بر آفريدگاري به نقش پروردگاري نيز توجه مي دهد؛ زيرا پروردگاري به معناي تربيت و پرورش هر آفريده اي به گونه اي است تا به كمال شايسته و لايق خويش دست يابد
اين روش ها شامل مجموعه اي از كنش ها و واكنش هاي تكويني و يا آموزه هاي دستوري است. روش هايي كه مي توان آن را از حوزه فتنه ها و بلاها و ابتلائات تا حوزه هاي امتحان و آزمايش و مانند آن ردگيري و شناسايي كرد .

كمال طلبی انسان
انسان ها به طور طبيعي مي كوشند تا خود را از نقص برهانند و به كمال برسانند. حتي نوجواناني كه به نظر رفتارهاي شكننده و خطرسازي را در پيش مي گيرند در راستاي دست يابي به كمال گام برمي دارند هرچند كه ممكن است كه در شناخت مصداقي امر كمالي و يا غيركمالي اشتباه كرده و به خطا روند
انسان در حوزه اخلاقي مي كوشد منش هاي خويش را به گونه اي درآورد كه از نقص به دور و فضيلت هاي انساني را در خود نهادينه كند. بخشي از امور اخلاقي و فضايل منشي انسان اختصاصي و مربوط به ذات آدمي است و به نظر مي رسد كه بازتاب اجتماعي آن كم باشد ولي برخي از آن ها ارتباط با حوزه اجتماعي مي يابد كه بيشترين اصول و فضايل اخلاقي را دربر مي گيرد
از اين روست كه عالمان علم اخلاق و تربيت از مجموعه اي همانند سخن مي گويند و تنها اختلاف ميان فضايل اخلاقي و تربيتي در آن است كه شخص در علم اخلاق مي كوشد تا فضايل را شناسايي و آن را در خود نهادينه كرده و به شكل منش خويش درآورد
از اين روست كه مي توان گفت كه در حوزه خودسازي قرار مي گيرد. اما اصول تربيتي ناظر به رفتارهاي اجتماعي آدمي است و از اين روست كه ديگر سازي و يا مسايل و اصول اخلاقي مرتبط با جامعه و رفتاري مراد و منظور در علوم تربيتي است .
دانش رشدی
در قرآن داستان هايي از پيامبران گزارش شده است كه آنان براي آموزش رفتارهاي اجتماعي و كمال يابي به سراغ ديگراني رفته اند كه به نظر ايشان الگوهاي عيني و عملي بودند. اكتسابي بودن رفتارها و هنجارهاي اجتماعي عامل مهمي است كه مردمان را به سوي استاداني رهنمون مي سازد كه مي توانند آدمي را در ايجاد و يا تصحيح رفتارهاي درست اجتماعي ياري رسانند
هنگامي كه سخن از آموزش به ميان مي آيد تنها دانش هاي نظري مراد نيست بلكه دانش هايي نيز مراد و منظور است كه آدمي را به رفتارهاي درست رهنمون مي سازد . از اين دانش به دانش رشدي و كمالي نيز ياد مي شود
حضرت موسي(ع) براي دست يابي به رفتارهاي درست اجتماعي همراه و همگام با عالم رباني مي شود كه از دانش رشدي و لدني برخوردار بوده است
آن حضرت(ع) نشان مي دهد كه تغيير رفتاري تنها اختصاص به زمان خاصي ندارد و انسان در هر سن و يا سطح علمي باشد نيازمند بهره گيري از دانش هاي رفتاري و مربيان و استاداني است كه بتوانند با كنترل و نظارت نزديك رفتاري آن را شناسايي و ارزيابي و تحليل خود را از رفتار بيان دارند
به سخن ديگر هر چند كه آدمي در برخي از سنين به سادگي و آساني مي تواند رفتارهاي خويش را بازسازي و تصحيح نمايد و يا در سطوح علمي و سني پايين تر نيازمندي بيش تري به آموزش و تربيت دارد ولي نياز به استاد و آموزش و پرورش اختصاصي به سن و يا سطح خاص علمي ندارد و انسان همواره مي بايست نيازمندي خويش را به آموزش و پرورش تقويت كند .

رابطه علم و عمل
استاد علامه حسن زاده آملي مي فرمايد: انسان حد يقف ندارد و هيچ زمان و سني و سطح علمي نمي بايست به اين باور برسد كه به پايان راه رسيده است و ديگر نيازي به بالا رفتن ندارد. به نظر ايشان كسي كه به اين باور رسيده باشد كه ديگر نيازي به آموزش و پرورش ندارد به بيماري كم اشتهايي و بي اشتهايي معنوي دچار شده است و مي بايست او را درمان كرد؛ زيرا انسان آفريده و عمل خداوندي است كه او بي نهايت است و حد و اندازه اي را نمي توان تصور كرد كه در آن پاياني است.
خداوند مي فرمايد: كل يعمل علي شاكلته؛ هر كسي براساس شخصيت و ذات خويش عمل مي كند كه اين حكم و قانون شامل خداوند نيز مي شود و از آن جايي كه خداوند بي نهايت است عمل او كه وجود انساني است نيز بي نهايت است و آدمي مي بايست همواره در جست وجوي بيش تر كمالات علمي و عملي باشد و حديقفي را براي خود تصور نكند
اميرمؤمنان علي(ع) به فرزند خويش محمد حنفيه مي فرمايد: ارق فارق؛ بخوان و بالا رو؛ به اين معنا كه عمل كتبي خداوند كه قرآن است را بخوان و بر درجات شناختي و ذاتي خويش بيافزا؛ زيرا قرآن نيز عمل خداوندي است كه بي نهايت است و انسان مي تواند با خواندن آن هر دم به معنا و درجه و مرتبه اي برسد كه پيش از آن نرسيده است . اين خواندن و خوانش مي بايست همراه با عمل باشد؛ زيرا عمل است كه دانش را به شكل علم حضوري جزو ذات بشر مي سازد. هرگاه دانشي ذاتي شود و از راه عمل صعود كند: العمل الصالح يرفعه، در آن زمان دريچه ديگري از معرفت و شناخت به روي او گشوده مي شود و به معرفت تازه اي دست مي يابد و اين گونه است كه با هر دانش و عمل به آن در حوزه رفتاري مي توان دريچه اي ديگر از دانش گشود و به زاويه تازه اي دست يافت كه پيش از آن بر آن نايستاده بود. به سخن ديگر هر دانشي با رفتار و عمل است كه آدمي را به درجه اي بالاتر مي برد و در آن جاست كه آدمي مي تواند امور ديگري را ببيند و بشناسد .
رابطه ابتلا با پرور استعدادها
در حقيقت هرگونه بلا و ابتلايي را نمي بايست شر دانست و با آن معامله شر نمود؛ بلكه از جمله بلايا و ابتلائات آن دسته از بلايايي هستند كه در راستاي پرورش استعدادها و ظهور و بروز آن انجام مي شود. چنان كه اين مسئله براي حضرت ابراهيم(ع) پيش آمده و خداوند در آيه 124 سوره بقره به آن اشاره كرده است
بسياري از مردم نسبت به آزمون ها برخورد منفي و سلبي داشته و واكنش درستي در برابر آن انجام نداده و موضع گيري منفي بروز مي دهند؛ زيرا به نظر ايشان هرگونه آزموني در راستاي خوار و ذليل كردن وي است كه در سوره فجر به اين نگرش منفي مردمان نسبت به آزمون ها اشاره شده است. درهمين سوره بيان مي شود كه برخي آزمون هايي را كرامت و تكريم خويش مي شمارند كه آن ها نيز اين گونه نيست
زيرا هدف از آزمون ها حتي اگر به شكل خير و كرامت باشد و يا به شكل از دست دادن نعمتي صورت گيرد به قصد اهانت و يا تكريم نيست بلكه هدف اصلي از آزمون دست يابي اشخاص به كمالات و بروز و ظهور قوا و استعدادهاي ايشان است. به نظر مي رسد كه حتي آن دسته از بلايا كه در دنيا به شكل مجازات و تنبيهات مي باشد نيز براي بازگردان شخص به مسير تكاملي است . براين اساس است كه خداوند تنبيهات و مجازاتي را به عنوان مجازات پرورشي ياد مي كند. از اين رو نمي توان هرگونه مجازاتي را مجازات تعذيبي شمرد بلكه مي توان آن را در دسته تنبيهات و تذكرات الهي دسته بندي كرد . هر مربي مي بايست در هنگام خطا تربيت شونده او را آگاه و متنبه كند كه مجازات محدود و متعين يكي از راه هاي بيدار كردن و هوشيار نمودن شخص است . روش تشويق از ديگر روش هايي است كه قرآن براي تربيت افراد از آن بهره مي گيرد و به ديگران مي آموزد كه از آن بهره گيرند . در روش هاي تربيتي قرآن تشويق بر تنبيه و انذار مقدم است. (انعام آيه 147 و فصلت آيه 43) از مربيان نيز مي خواهد كه نسبت به تربيت شوندگان در عمل رفتاري را نشان دهند تا آنان از آن پند گيرند. در حقيقت آموزش و پرورش عملي بسيار مفيد و سازنده است .

پرورش عملي
اگر به روش خضر(ع) نيز توجه شود اين گونه بوده است كه وي به جاي اين كه آموزش رشدي خويش را به مجموعه اي از دانش هاي مفهومي و انتقال آن به شكل علم حصولي اكتفا و بسنده كند، حضرت موسي(ع) را با خود به ميان جامعه مي برد و در عمل هم خود كارها و رفتارهاي خاص آموزشي را در پيش مي گيرد و هم شاگرد را به كار عملي وادار مي سازد
در داستاني كه قرآن گزارش مي كند حضرت موسي(ع ) ناچار مي شود كه تن به كار سپارد و كارگري مجاني و رايگان بكند و بي مزدي به دستور استاد ديواري را بنا گذارد. اين پرورش عملي بو دكه روش خضري(ع) و حضرت موسي(ع) از آن به آموزش و پرورش رشدي و الهي ياد مي كند . آموزش ها در هر علم و دانشي مي بايست افزون بر دانش هاي نظري كه از راه گفت وگو و جدل احسن و استدلال انجام مي شود به شكل عملي صورت گيرد. آن چه دانشي را پايدار و به شكل علم حضوري و ذاتي در مي آورد شكل عملي آن است
به نظر مي رسد كه در حوزه ها و مراكز آموزشي كنوني كم تر به آموزش هاي عملي توجه مي شود. آن چه در دانشگاه ها و حوزه هاي كنوني تدريس مي شود علم اخلاق و علم تربيت است نه پرورش اخلاقي و تربيتي افراد. استاد علامه حسن زاده آملي همواره هنگام تدريس شرح فصوص الحكم ابن عربي و مصباح الانس به شاگردان خويش تاكيد مي كردند آن چه در اين كلاس ها آموخته مي شود مفاهيم عرفاني است كه دانش تعليمي است و آن چه بايد تحقق يابد و انسان را محقق به عرفان كند دانش رشدي و پرورشي است كه مي بايست زير نظر استاد انجام شود .

روشهای تربیت دینی
مقصود از روشها ، فنون ، شیوه ها و دستور العملهای جزئی است که اهداف آموزش را به ثمر می رسانند .برخی از این روشها عبارتند از :

1ـ روش غیر مستقیم
نتایج استفاده از روشهای غیر مستقیم بسیار مفید تر از روش مستقیم است چرا که در روش مسقیم تذکرات زیاد و متوالی سبب لجاجت و مقاومت منفی می شود و بیان ایرادات و نصایح . احساسات کودک را جریحه دار می کند
علاوه بر این احساس غرور ، خودخواهی و احساس خفت ناشی از پذیرش خطا سبب مقاومت روحی فراگیر می شود.9 روش الگویی ، روش استفاده از مثال ، قصه گویی ، یادآوری نعمات الهی ، نمایشی از جمله روشهای غیر مستقیم هستند.10 در سیره بزرگانی چون آیت ا… بهجت نیز روش غیر مستقیم بسیار دیده می شود
ایشان هیچ گاه به طور مستقیم به شخص نمی فرمایند این کار را بکن یا نه . بلکه در ضمن داستان یا حدیثی قصور و اشتباه اطرافیان را گوشزد می نمایند.

2ـ استفاده از روشهای فعال
در این روش مشارکت کودکان مد نظر است و مزیت آن تأثیر عمقی آن است ، فعالیت گروهی بچه ها ، واگذاری مسئولیت به ایشان ، وضع قوانین توسط آنها و نظارت و قضاوتشان در مورد افراد خاطی از موارد مهم و موثر است.

3ـ روش تربیت تلقینی
تلقین مثبت به خود و دیگران از روشهای مورد استفاده در تربیت اسلامی است ، حضرت امام خمینی (ره ) در این مورد می فرمایند :
یکی از چیزهایی که برای انسان مفید است تلقین است … یک مطلبی که باید در نفس انسان تاثیر بکند با تلقینات و تکرارها بیشتر در نفس انسان نقش پیدا می کند به همین جهت اگر استفاده از روش تلقین در تعلم و تربیت به صورت منفی و تحمیل نباشد بلکه به شیوه مثبت ، آگاهانه و آزادانه انجام پذیرد بسیار مطلوب و موثر خواهد بود.

آموزش برخی مفاهیم دینی
مفهوم دین : در سالهای اول دبستان از پرداختن به معنا و مفهوم واژه دین باید اجتناب کرد زیرا کودکان در این دوره علاقه ای به طرح این مباحث ندارند و فقط باید به تعریف ساده ای بسنده کرد .
مفهوم دعا : در مورد دعا باید چند نکته را در نظر داشت :
دعاها باید متناسب با سن و حوزه درک کودک باشد تا لذت بیشتری ببرد .
همچون دعاهای کوتاه و دسته جمعی مثل سرود و مناجات که در روح کودکان موثر است . دیگر اینکه دعاها هر چند وقت یکبار عوض شوند تا تازگی و تأثیر داشته باشند.
در ضمن باید عوامل عدم استجابت دعا را برای کودکان بیان کرد تا شبهه ایجاد نشود که چرا دعایشان مستجاب نمی شود .

مفهوم نماز
زمینه نماز در روح پاک کودکان و فطرت سلیم آنها موجود است و باید آن را باور کنیم . از سنین نخست دبستان باید کودکان را به تدریج با نماز آشنا کرد و آنها را به گزاردن نماز تشویق و ترغیب نمود . قبل از تعلیم باید مفهوم خدا و دعا برای کودک تبیین شده باشد و علت نماز خواندن را نیز بداند
برای این کار می توان از آموزشهای ساده استفاده کرد البته پرداختن به آموزش برخی دیگر از مفاهیم دینی شیوه های خاص خود را دارند که باید از نظم خاصی برخوردار باشند
آموزش اصول دین و دلایل ساده ای برای آنها، پرداختن به خداشناسی،معاد، وقوع و ضرورت آن ،نبوت و نیاز انسان به آن از مسائل مهم علاقه مند کردن کودک به خدا و پیامبران و امامان است.15

نتیجه
هر چه والدین ، معلم یا مربی که تربیت یا قسمتی از تربیت کودک را بر عهده دارند با ویژگیهای کودکان ، نکات روانشناسی و تربیتی آنان آشناتر باشند در امر آموزش موفق تراند . شیوه های آموزش باید اصولی و علمی کاربردی باشند
در آموزش مفاهیم دینی باید عوامل تأثیر گذار را شناخت و آنها را در راستای بهتر شدن امر آموزش جهت داد و از سخنان معصومین ـ علیهم السلام ـ بهره جست ؛ چرا که اگر دیر شود قلب او مشغول به چیزهای دیگر شده و سخت می گردد و دیگر تربیت او امکان پذیر نبوده یا بسیار مشکل و کم اثر خواهد شد
الگوهای رفتاری کودک باید در درجه اول خودشان مسائل اخلاقی و دینی را رعایت کنند چرا که کودکان الگو پذیران خوبی هستند و معمولا از پدر و مادر خود الگو می گیرند
در آموزش بیشتر باید از روشهای غیر مستقیم استفاده کرد تا موجب مقاومت روحی در کودک نشود و همچنین روشهای فعال بسیار موثر هستند . زهرا مستمند

کاربرگ رنگ آمیزی مذهبی با موضوع شب قدر

نقاشی با موضوع شب های قدر برای رنگ آمیزی کودکان

نقاشی شب قدر کودکانه

نقاشی در مورد شب های قدر برای رنگ آمیزی

نقاشی شب قدر و احیا گرفتن کودکانه زیبا و آسان برای رنگ آمیزی

نقاشی شب قدر و شب احیا برای رنگ آمیزی و مدرسه

انواع نقاشی شب قدر برای کودکان

کاربرگ رنگ آمیزی نقاشی به مناسبت شب قدر

آموزش نقاشی شب قدر و شب احیا کودکانه برای مدرسه

برگه رنگآمیزی نقاشی شبهای قدر

نقاشی شب قدر آسان

کاربرگ رنگ آمیزی مذهبی با موضوع شب قدر

نقاشی با موضوع شب های قدر برای رنگ آمیزی کودکان

نقاشی شب قدر کودکانه

نقاشی در مورد شب های قدر برای رنگ آمیزی

نقاشی شب قدر و احیا گرفتن کودکانه زیبا و آسان برای رنگ آمیزی

نقاشی شب قدر و شب احیا برای رنگ آمیزی و مدرسه

انواع نقاشی شب قدر برای کودکان

کاربرگ رنگ آمیزی نقاشی به مناسبت شب قدر

آموزش نقاشی شب قدر و شب احیا کودکانه برای مدرسه

برگه رنگآمیزی نقاشی شبهای قدر

نقاشی شب قدر آسان

کاربرگ رنگ آمیزی مذهبی با موضوع شب قدر

نقاشی با موضوع شب های قدر برای رنگ آمیزی کودکان

نقاشی شب قدر کودکانه

نقاشی در مورد شب های قدر برای رنگ آمیزی






