متن عاشقانه فانتزی | 130 متن عاشقانه فانتزی کوتاه و بلند برای عشقم
در این نوشته از دلبرانه قصد داریم تعداد زیادی متن عاشقانه فانتزی خدمت شما ارائه نماییم
با توجه به اینکه پیدا کردن یک متن زیبا و تاثیر گذار برای درج پست و استوری همیشه یک دغدغه است
لذا سعی کرده ایم تعداد زیادی متن متنوع و شگفت انگیز کوتاه و طولانی برای شما جمع آوری کنیم
شما در ادامه می توانید از بهترین متن عاشقانه فانتزی برای درج پست و استوری استفاده نمایید
امیدواریم که مورد استفاده شما قرار گیرد
با ما همراه باشید
متن عاشقانه فانتزی | 130 متن عاشقانه فانتزی کوتاه و بلند برای عشقم
اگر عاشق دخترى شدى…
نه از گذشتهاش بپرس
نه از آدمهاى گذشتهى دفترِ تلفناش
اوّل از همه بپرس…
متولّد پاييزى؟
اگر گفت بله
آرام درِ گوشاش بگو…
تو براى ديوانه كردنِ يك مرد…
هيچ نمى خواهى…
جز خودت!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
از صبحهای دور از تو نگویم،
که مانند است به شب!
که مانند است به اوجِ چلهی زمستان!
ابدی جان…
هر شب،
غمت در دل است و عشقت در سر
و هر صبح،
عشقت در دل و خاطرهات در سر!
طلوع کن صبحم را،
که عمریست بی خورشید
روزهایم شب میشود
و بی مهتاب،
شبهایم روز…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
باش !
بودنت خوب است …
شبیه حس قشنگ بیدار شدن در صبح آبی و خلوت یک مزرعه ،
شبیه لذت نشستن کنار آتش ،
در سرد ترین نقطه ی کوهستان ،
شبیه نوشیدن یک فنجان چای داغ ،
در یک صبح سرد پاییزی …
بودنت ،
با من بودنت ؛
بد جور می چسبد !
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو
دوست داشتنی ترين
پيچكی هستی
كه دلم می خواهد
به دست و پای زندگيم بپيچی
و مدام قد بكشی در لحظه هايم
و حالم را خوب تر كنی…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو را مثل رنگ هایی
که از قدیم جا مانده
بر بوم سفید،
کنار گلدان شمعدانی
به روی طاقچه میگذارم،
تا لبالب بوسه شوم
آه ای رویای غزل آلودِ من
شبیه طراوت اناری سرخ
میان ترش و شیرین میوه های یک سبدبه بند میکشم
و حبس میکنم تو را
برای ابد…
میان سیاهچاله ای در
هزار توی چشمانم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
رج به رج
میبافم خیالت را
میشود بیایی
این دوست داشتن را
دورِ گردنت بیندازم؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
امروز کدام یک از
لبخندهایت را پوشیدهای
که اینقدر
دلنشینتر شدهای …❤️
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
مدام …
هوای ” تو ” را می کنم
و با آن زنده ام،
نفسی که با یادت نگهم داشته!
هر روز و هر ساعت…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
بِگو به تمامِ مردمِ شهر
كه همه باهم دست به كار شوند…
” اسپند دود كنند ”
” وَ إِن يَكاد بخوانند ”
تا چشمانِ بد و شور به دور بماند
از عاشقانه هايِ من و #تُ
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو را
در خلال اندوهم
دوست می دارم
ای رخساره ی دست نیافتنی…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
متن عاشقانه فانتزی کوتاه
دوست داشتن تــو
به تنهایی مـــن می آید.
مثلِ زیبایی زنبــق ها
به دشت …☘️
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
انگار با تمامِ جهان
وصل میشوم
در لحظهای که میکِشَمَت
تنگ در بغل…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من همین قدر که با حال و هوایت،
گه گاه برگی از باغچهیِ شعر بچینم،کافی ست.
فکر کردن به تو
یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا
خوبترینم!
کافیست…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من و خیال تو و…
بوسه های پی درپی…خدا به خیر کند….
جرعه جرعه مستی را…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو را دوست میدارم
بی آنکه بدانم تو ضرورتِ منی
آب را که مینوشی
هوا را که میبلعی
نمیفهمی جیرهبندی چه مکافاتیست
تنها در نبودِ تو بود
که فهمیدم
دوست داشتنِ تو
مایهی حیات من است…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو آن یک نفری
ک من سالها از بودنش میگویم
یکنفر بود…
تو همانی !
آن….
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
واردِ فصلِ «من» شديم جانم
فصلى كه تا چشم باز كردم،
همه چيز نه سياه بود،
نه رنگى!
سپيدِ سپيد بود،
فصلِ تو گذشت…
نشد در پاييزِ تو دل ببنديم
بيا و فصلِ مرا امتحان كن…
«باش»
تا با بودنمان،
زمين و زمان را سپيد كنيم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
#دی
دلنشین است
مثل خندههایت
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
با تمام وجودم میگم دوستت دارم!
این تو..
این جزء به جزء وجودم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من چيــزى از عشقمان،
به كسى نگفتهام!آنها تو را
هنگامى كه در اشكهاىِ چشمم،
تَن مىشستهاى،
ديــدهاند…!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
گاهی باید بروم توی لباس گلدارت
بچسبم به تنت
که در سرت هوایم بپیچد!
هر جا رفتی فکر کنی با همیم انگار،
تا وقتی پرسیدند فلانی کو!
لبهایت را کج و راست کنی،
شانه بالا بیندازی؛
دستهایت را به کمرت بزنی و با اخم صدایم کنی
بعد
زیر لب غر بزنی
و بگویی امان از دست مرد سر به هوا…!
حالا خدا وکیلی
من سر به هوایم یا تو؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
وقتی گفتم:
دوستَت میدارم
میدانستم که،
شورش کردهاَم بر قبیلهاَم
وَ
به صدا در آوردهاَم
شیپورِ رسوایی را!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
محبوبم،
اگر روزی درباره من از تو پرسیدند
زیاد فکر نکن
مغرور به ایشان بگو :دوستم دارد …
بسیار دوستم دارد..
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
متن عاشقانه فانتزی طولانی
تو که دستهایم را بگیری …
شب از جانم بیرون میرود و
صبح روشنایی نمی خواهد
تو را می خواهد …!!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
همان گوشه ی خالیِ دلت
که هیچکس پیدایش نمی کند ،
– هیچکس –
آنجا را
برای من کنار بگذار …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هر مرد که پس از من
ببوسدت
بر لبانت
تاکستانی را خواهد یافت
که من کاشته ام!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو آن
آزارِ شیرینی
که دلخواه است تکرارَت
و من هر بار
از هر بار
بیشتر دوستت دارم…..
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
این
شعرها
تنها
مدارکی
هستند
که به مردم اثبات می کنند
تو چقدر زیبا بوده ای
من
چقدر مجنون..!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
آتش هم از آسمان ببارد
سـردم است !
نمیدانم ..
به هر حال باید
بهانه ای برای بغل کردنت
داشته باشم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو را دوست دارم؛
و این دوست داشتن،
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته میکند…!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تُ را میخواهم برای صبح،
برای ظهر، برای شب
برای همه عمر
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق تُ
مثل هوای دم صبح میمونه
تازه ام می کند !
کافیست کمی تُ را نفس بکشم
کافیست ریه ام را
از دوست داشتنت پُر کنم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
راه که می روم…
مدام بر می گردم…
پشت سرم را نگاه می کنم…
مدام…!
دیوانه نیستم…
محبوبم را در پشت سر گم کرده ام!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هر صبح …
به تو فکر میکنم …
با جای خالیات حرف می زنم…
تیترهای روزنامه را …
برایت میخوانم …
و صبحانه را …
جای تو به خودم تعارف میکنم…
از اتاق صدایت را میشنوم…
«لباسهاتو اتو کردم …
و گذاشتم روی تخت.»….
لباسهای چروک هر روزهام را میپوشم!
و با صدای بلند …
از تو که نیستی تشکر میکنم،
عطر تلخ همیشگی را می زنم…
در را آهسته میبندم …
و چهار قفلهاش میکنم …
که مبادا جای خالیات …
از خانهام فرار کند…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
حوالی گردن تو …
پشت شیب ملایم شانه هایت
مزرعه ی خشخاشی است…
که نفس نفس…
به سمت جنون می بَرَدم
و من …
سرخوش از حال و هوای عشق…
برای همیشه همین جا می مانم
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
لذت دنیا…
داشتن کسی است…
که دوست داشتنش…
حواسی برای آدم نمیگذارد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
شب میتپد
پروای چه داری
مرا در شب بازوانت سفر ده
انگشتان شبانهات را میفشارم
تو مثل ماه برکهای
و من غریق مست شب…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
دلم اسارتی میخواهد
از جنس تو مثل
حبس شدن گوشه آغوشت…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اینجا قانون
یکطرفه هست
من عاشقانه میسرایمت،
تو فقط دلبری…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
متن عاشقانه فانتزی برای استوری
وقتی مردان به تحسین از تو سخن میگویند
و زنان به خشم
میفهمم چه قدر زیبایی…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
به خاطر مردم است که میگویم گوش هایت را کـمی نزدیک دهانم بیار…
دنیا دارد از شعرهای عاشقانــه تهی میشود و هیچکس نمیداند چگونه می شود بی هیچ واژه ای کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
در آغوش هم
در اين دايرهى بى پايان
من امتداد تواَم
يا تو امتداد منى؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
گفتم گمونم دارم عاشقت میشم
گفت از کجا میدونی؟
گفتم دارم تو خودم حسش میکنم؟
گفت چون کنارم از ته دلت میخندی؟ یا چون کنارم حالت خوبه؟
گفتم چون نباشی با هیچی حالم خوب نمیشه!
گفتم وقتی اومدی و با حرفات منو خندوندی و غمو از یادم بردی و با کارات بهم ثابت کردی دوست داشتن واقعی چه شکلیه حس کردم داری تو قلبم خونه میکنی
اما وقتی یه مدت دور شدی و دیدم زندگی ازم دور شده و رنگ و روم پریده و دیگه هیچی مث قبل نیست و دست و دلم به هیچکار نمیره، مطمعن شدم که دلم برات رفته و دیگهام برنمیگرده به قبلِ دوست داشتنت.
تو گفتی منم بارون که اومد و تو نبودی فهمیدم چقدر میخوام که باشی چقدر عاشقتم و میخوام که همیشه باشی
میشه حالا بارونِ بعدی رو باشی تا هردومون ببینیم که زندگی چقد میتونه قشنگ باشه؟
گفتم که بفهمیم عشق چقد میتونه قشنگ باشه
قرارِ بعدیمون شد، بارونِ بعدی!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
همین چند روز پیش
فکر می کردم
می توانم عاشق کسی شبیه تو شوماز همین چند روز پیش
هیچ کس
شبیه تو نیست
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
آسمانِ تهران را دیده ای بعد از باران؟
ابرها بوی موسیقی میدهند
و از لب های خورشید بوسه میریزد
بعد از آمدن ات
همچون آسمانِ پس از بارانِ تهرانم..!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
زیبایی ات
هر بار وسوسه برانگیزتر از پیش است!
مثل سرخ ترین سیب دورترین نقطه ی درخت…
ومن کودکی که همیشه با زانوی زخمی به خانه بر می گردد…!!!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری
بار دوم ز بار نخستین نکوتری!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هرچند که بی لنگر،هرچند که بی فانوس
حکم آنچه تو فرمایی،ای خانم اقیانوس
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
این بار هم تمام خطاها به پای من
اما نخواه این که تو باشی خدای منمن مانده ام چگونه بگویم چه قصه ای ست
مابین چشم های تو با شعر های منچوب حراج می زنی امروز بر دلم
ای جو فروش دلبر گندم نمای منآخر چگونه می شود از عشق با تو گفت
وقتی که رنگ بر تو ندارد حنای منتا بسته ای به روی من آغوش خویش را
این درد را نمیشنوی در صدای منعمری که من دچار تو بودم تمام شد
حالا بیا تو باش کمی مبتلای منبگذر از آنچه بین من و تو گذشته است
این بار هم تمام خطاها به پای من
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهي
با نگاهت بر دلم جان مي دهيبسڪہ خوب ومھربان وصادقي
بر دلم عشقي فراوان می دهيخواهشاً با قلبِ تنھــایم بمان
چون فقط…
چون فقط تو بویِ انسان میدهي
چون فقط تو…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
انصاف نیست؛
در من جنگی براه انداخته ای
و خودت؛ به تماشا نشسته ای….!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
بعد از تو
دیواری به دورِ خود کشیده ام
که مبادا
نگاهی
صدایی
بوی عطری
دوباره مرا به اشتباه تو دُچار کند!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
سرما اگـر غلاف ڪند تازیانه را
غرق شڪوفه می ڪنی ای عشـق! خانه را
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
لبخندت تعادل شهر را بهم می ریزد
تو بخند من شهر را از نو میسازم
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هرچه کنم نمی شـود…، تا بروی تو از دلم
از تو فرار می کنم …، باز تویی مقابلمآب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من
حل کنم اَر مسـایلی…، باز تویی مسایلم
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدمخودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
گر بنا باشد …
دلم را جز تو ، آبادش کند …
…
این …
دل …
ویران …
همان ویران بماند …
بهتر است …!!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
رفتی و آسمان به حرف آمد
تو نبودی، چقـدر برف آمد
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق فقط یه کلمه بود ؛
تا اینکه
تو اومدی توی زندگیم
و بهش معنا دادی …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
جان من و جان تُ را /∞/ هردوبهم دوخت قضا// ♪
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
شاید
دیگر هیچ وقت حرف نزنم…
اگر امکان در آغوش کشیدنت …
را داشته باشم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق
دور نيست ..
همين كه آرامش از نگاهت ببارد
و هرم دستانت
تب تند تنم را لمس كند ..
واژه واژه
دوستت دارم
از لب هايمان می چكد
و لا به لای دلدادگی هايمان
“عشق ” می رويد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
قسم به چشمان شرقی تو که غربتی عاشقانه دارند
نگاه هایم تحمل حزن چشم های ترا ندارند
می آیی از سمت انتظارم شبی که با تو قرار دارم
و بعد ماییم و کوچه هایی که خلوتی عاشقانه دارند
سکوت شب محو می شود در طنین سرشار گام هامان
و سایه های من و تو را کوچه های شب روی شانه دارند
اگرچه لبریز شعر و شورم ولی کنار تو سوت و کورم
نگاه من با نگاهت اما نیایشی جاودانه دارند
تو می روی و من و سکوت و هزار حرف نگفته با من
ببین برای شكسته بودن همیشه دل ها بهانه دارند
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عبور مي كني آسوده و رها در برف
و بي خيال رها مي كني مرا در برف
عبور مي كني و سوگوار مي خوانند
پس از تو مرثيه ام را كلاغ ها در برف
هراس رفتن و جا ماندن بي انجاميست
تمام معني اين چند رد پا در برف
كه زير بارش يكريز برف خواهد ماند
جهان برفي بي تو، عبور ما در برف…..
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو نباشي و باران ببارد
هيچ لطفي برايم ندارد
آسمان تا ابد هم ببارد
بي تو فرقي برايم ندارد
باز من ماندم و بي كسي ها
در هياهوي دلواپسي ها
گريه هايم تمامي ندارد
درد من التيامي ندارد
كاش دستي تكان داده بودي
رفتنت را نشان داده بودي
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
نخند از دل این قاب عکس خاک گرفته
دلم پر است، پر از حرف های با تو نگفته
شبیه درد شده مرد خاطرات قشنگت
دلش گرفته ازین روزهای درد گرفته بد
ون تو چه بهاری و هفت سینی و عیدی
بهار بی تو در ِخانه ام نیامده رفته
ببین به سال رسیدند روزهای بدی که
خیال می کردم قد نمی دهند به هفته….
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
بغض دردت را به روی شانه هایم گریه کن
دورم از تو صبر کن وقتی میایم گریه کندر میان گریه چشمان تو غوغا می شود
ای فدای چشمهایت چشمهایم، گریه کنابر بی بارانم اما گریه می خواهد دلم
من به جایت بغض کردم تو به جایم گریه کنشمع خاموشم هزاران شعله در جان منست
روشنم کن بعد بنشین پا به پایم گریه کنداستانم داستان بی سرانجامیست ، حیف
قطره قطره آب خواهم شد برایم گریه کن
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشقت آتش شده و بر جگرم میریزد
آتش جان من از چشم ترم میریزد
تو تماشاگر من باشی اگر، بیش از پیش
ترس از آب شدن در نظرم ميريزد
پيش تو سوختن و كم شدن و آب شدن
بركاتي است كه يكجا به سرم ميريزد
من نگويم كه مرا از قفس آزاد نكن۱
من به شوقت نپرم، بال و پرم میريزد
شده ام مثل پلي كهنه كه هرقدر از خود
بيشتر ميگذرم بيشترم ميريزد…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
حتی
عشق من به تو نیز
نتوانست
دنیا را نجات دهد
پس زمین
صفر بزرگی شد
که به آسمان دادند
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
خزان که قسمت ما شد بهار مال شما
دلم به یاد تو افتاد سلام حال شما
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هر شب که انتظارت را می برم به روز
شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من با امید مهر تو پیوسته زیستم
بعد از تو؟ این مباد که بعد از تو نیستم
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
بی عشق زیستن را جز نیستی چه نام است
یعنی اگر نباشی کار دلم تمام است
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هـمــه را کنـار گذاشـته ام…
تــــو را کنـارِ قلـــبم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو سیبِ سرخی و من از تَبارِ حوّایَم
برای داشتنت اشتباه باید کرد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
گفته بودم شعر بی شعر ،امشب امّا یاد او
باز دارد کاغذ و خودکار دستم میدهد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
مرا…
با دستهایت
ببوس…
با چشمهایت؛
با لبهایت برایم …
حرف بزن …
با دهانت ، مرا …
تصاحب کن…
هیچ مردی با صفحه
دوم شناسنامه مالک…
قلب زنی نخواهد شد…!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
سرم را چون کودکی …
در آغوش بگیر…
و آرام آرام..
در گوشم…
بگو دوستم داری…
طوری که بند دلم پاره نشود…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
متن عاشقانه فانتزی برای کپشن
آغوش تو…
سرزمین خوش آب و هوایی ست….
با دشت هایی آغشته به بوی مَگنولیا…
و بابونه های سپید….
و رقص آرام دُرناها…
با ملودی دلنشین باران…
و انگشت نوازش عشق …
و سمفونی دوستت دارم …
من خواب آغوش تو را …
بارها …
و بارها دیده ام !
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تمامِ گنجشكانِ شهر،
منتظرِ باز شدنِ چشمانت هستند!
ميشود پروازشان را به تاخير نيندازى؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
یک وقتهايي هست …
که بايد بگذاری …
موسیقیای که دوستاش داری
و باهاش خاطره ساختهای،
با صدای بلند در خانه پخش شود.
چای دم کنی
و بگذاری نتها در چای سرریز شوند…
آنوقت دو تا چای بریزی
و بگذاری روی میز …
و با غيابِ دیگری حرف بزنی….
هی حرف بزنی …
با کسی که آن سوی میز نَنِشسته است …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
به دل هایمان عشق بدهکاریم…
سرانگشتی هم که حساب وا کنیم…
سر جمع می شود…
هزار هزارتا بوسه…
و یک عالمه بغل…
کمی نزدیکتر بیا….
بغلم کن…
تا ببوسمت…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
به انگشت هایت بگو…
لب های مرا ببوسند ..
به انگشت هایت بگو….
راه بیفتند روی صورتم…
توی موهام .. .
قدم زدن در این شب گرم…
حالت را خوب می کند …
گل من!
گاهی نفس عمیق بکش و
نگذار تنم از حسودی بمیرد ..
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
نه، پرس و جو نکن…
حالم خوب است…
همین دم دمای صبح…
ستاره ای به دیدن دریا آمده بود…
می گفت:ملائکی مغموم…
ماه را به خواب دیده اند…
که سراغ از مسافری گمشده میگرفت
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
زمستان
میان مان
ریش سفیدی
کرده است…
نمیآیی؟!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
تو خود صبح جمعه ای
و قرار منی…
منم که از آن قرار، بی قرار شده ام…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگی کسی خوبی های تو را فراموش کرد ،
تو خوب بودن را فراموش نکن …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
روسری با رنگ روشن را به سر کن صبح زود!
وقت آن است اندکی خورشید را بازی دهیم….
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
زتو کِی کناره گیرم،
که تــو در میان جانی!!!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
من در کنار تـــو
به آرامش میرسم
وآنجا که هیچ کس
به یاد ما نیست تورا
عاشـقانه می بوسم…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
نیست در سودایِ زلفش، کار من جز بیقراری
ای پریشانطرّه! تا چندَم پریشان میگذاری؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
پرنده در قفس معني ندارد
که کار عاشقان يعني ندارد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
آغوش تو چقدر می آید به قامتم
در آن به قدر پیرهن خویش راحتم …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
کاش آن لحظه که در حسرت
باران بودم
ابری از کوی تو می آمد و میشد
نفسم …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اِنصاف نباشد
که در این شهرِ دَرَندَشت
ضرب المثلِ
«سوزنِ درکاه» تو باشی❣️
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اینکه
شمعدانی را جانم صدا میزنم
دست خودم نیست
همیشه فکر میکنم که گلها را تو به دنیا آوردی
به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن
زیباییشان به تو رفته
تنهاییشان به من …!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
“گلم” که صدایت میکنم
شمعدانی چه اخمی میکند !
ماندهام “جانم” را چقدر آهسته بگویمت
که هم تو بشنوی
و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد …!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
یه بار جوری دستاشو گرفته بودم
که تکتک انگشتام لابهلای انگشتاش بود.
هر انگشتم،سهم خودشو از دستاش داشت
اون موقع بود که فهمیدم عدالت چقدر میتونه شیرین باشه…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
به چشم هایم که چشم می دوخت…
نفسم می بُرید…
بعدها فهمیدم…
عشق…
خودش می بُرد و می دوزد…
گوشش هم به هیچ چیز و هیچ کس
بدهکار نیست…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
لابد دوستت دارم هنوز
که هنوز
فکر میکنم
از هزار و صد نسخهی این شعر
یک نسخه را
تو به خانه میبری
و تو تنها تو میفهمی
چند جای این شعر،
خط خورده است.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق
یعنے
بہ نگاهے
لبِ یڪ
پنجره
دیوانہ شوے
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
ديگرانت عشق می خوانند و من سلطانِ عشق …
اي تو بالاتر ز وهمِ اين و آن ، بي من مرو !…
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق در میان است .
جانان اگر تو باشی …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
گفتم كه همين عشق نجاتم دهد اما
حالا چه كسی می دهد از عشق نجاتم؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
و عشق
به اندازهٔ
پَرهای صداقت
آبی ست …
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هم خطر دارد و هم منظره می بینم, عشق؛
اتوبوسی ست که در “گردنه ی حیران” است…!!
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
دلم تنگ شده برای یک حادثه
حادثه ای شبیه
کوبیدن باران به پنجره
شبیه باز شدن شکوفه ای در اسفند
دلم تنگ حادثه ایست
شبیه آمدن تو
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
در دنیایی که همه چیز عادی است، تو تنها جادویی هستی که هر لحظهام را خاص میکند
چشمانت طلسمی است که مرا در خود فرو میبرد، و لبخندت معجونی که مرا زنده نگه میدارد.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر زمین برای تو کافی نیست، بیا روی ستارهها قدم بزنیم
من کهکشان را برایت نقاشی میکنم، ماه را از آسمان میچینم و به تو هدیه میدهم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
در سرزمین خیالم، تاجی از عشق بر سرت گذاشتهام. تو فرمانروای قلبم شدهای، و من رعیتی که با هر نگاهت، جان تازه میگیرد.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر اژدهایی بودم، آتشم را فقط برای گرم کردنت نگه میداشتم
اگر شوالیهای بودم، برایت شمشیر میکشیدم. اما حالا که فقط عاشقم، تو را تا آخرین نفس دوست دارم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
نخستین باری که تو را دیدم، گویی جهان از حرکت ایستاد
قلبم نامت را به زبان آورد و از همان لحظه، افسون تو شدم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر ماه باشی، من خورشید میشوم. هر روز و شب، دور تو میگردم، تا روشنیات را کامل کنم
با هم که باشیم، هیچ شبی تاریک نمیماند.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر پری دریایی بودی، برای پیدا کردنت تا انتهای دریاها شنا میکردم
اگر ماهی کوچکی بودم، فقط در دریاچهی قلبت زندگی میکردم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
جادوگران همیشه به دنبال طلسمهای شکستناپذیرند، اما من سالها پیش یکی را پیدا کردهام؛
چشمان تو، که هیچوقت اثرش از دلم پاک نمیشود.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
عشق ما مثل قصههای کهن است، اما بدون پایان
هر روز صفحهای جدید از داستانمان را مینویسیم، و تا ابد، این افسانه را زندگی میکنیم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
میگویند جهان وسیع است، اما من همه چیز را در چشمان تو میبینم
کافی است یک نگاه بیندازی، تا در کهکشانی از عشق غرق شوم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هر شب تو را در خوابهایم میبینم، اما این کافی نیست
میخواهم تو را در بیداری، در لحظههای واقعی، و در تمامی روزهای آیندهام داشته باشم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر عاشق شدن یک جادو است، پس تو جادوگر سرنوشت منی
مرا با طلسمی بستهای که هیچ طلسمشکنی توان باطل کردنش را ندارد.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
فرشتهها در آسمان زندگی میکنند، اما یکی از آنها روی زمین فرود آمده است
نامش را عشق گذاشتهام و در آغوشم نگه داشتهام.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
قلب من قلعهای بود که هیچکس نمیتوانست واردش شود، اما تو با لبخندی ساده، درهایش را گشودی
حالا، این قلعه تا همیشه خانهی توست.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
هیچچیز زیباتر از طلوع آفتاب نیست، مگر زمانی که نور خورشید در چشمان تو منعکس میشود
آن لحظه، دنیا در زیباترین حالتش قرار دارد.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
کنار تو که هستم، زمان دیگر معنایی ندارد
ساعتها در لحظهای میگذرند و لحظهها، به جاودانگی تبدیل میشوند.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
میگویند بهشت جایی است که آرامش و شادی بیپایان باشد
پس چرا هر بار که در کنار تو هستم، احساس میکنم به بهشت رسیدهام؟
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
در طوفان های زندگی، تو برای من ساحل امنی
هر موجی که بخواهد مرا ببرد، به تو که میرسم، آرام میشوم.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر شبهای زندگی تاریک شوند، تو مانند ستارهای درخشان، راه را نشانم میدهی
کافی است به تو نگاه کنم، تا امید را در دلم زنده کنی.
▬▬▬▬▬▬♥️●♥️●♥️▬▬▬▬▬▬
اگر دنیا هزار بار از نو ساخته شود، باز هم در هر جهان، عاشقت میشوم
عشق من به تو، فراتر از زمان و مکان است.




