نوشته های عاشقانه | 130 نوشته عاشقانه دلنشین و تاثیر گذار

در این نوشته از دلبرانه قصد داریم تعداد 130 نوشته های عاشقانه جذاب و موثر را برای شما درج نمایم

ممکن است که بخواهید برای یکی از عزیزان خود یک متن زیبا و عاشقانه ارسال کنید

یا یه پست و یا استوری در شبکه های اجتماعی با موضوع عاشقانه درج نمایید

لذا به همین دلیل دنبال یک نوشته زیبا و عاشقانه بگردید که دلنشین و تاثیر گذار باشد

به دنبال همین موضوع مجموعه کامالی از بهترین نوشته های عاشقانه را برای شما جمع آوری کرده ایم

امیدواریم که مورد استفاده شما قرار گیرد
تا انتها با ما همراه باشید

نوشته های عاشقانه | 130 نوشته عاشقانه دلنشین و تاثیر گذار

نوشته-های-عاشقانه

دقیقه ی آخر
پاییز تقویم را معطل می کند
شاید،
برگردی…
یلدا ، مگر همین نیست ؟

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

این پاییز هم به “یلدایش” رسید!
اما من
هنوز هم در پاییزِ خود،
#تُ را انتظار می‌کشم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

شالت تمام شد،
بافتم…
نمی دانم چند گره دارد،
اما…
هر بار که باد بِوَزَد
چندین هزار بوسه
دور گردنت خواهد پیچید . . .

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

صدایت …
در پیغام گیر تلفن …
مهربان است…
تمام دلتنگی ام را…
مو به مو گوش می کند..
هر از چند گاهی خانه نباش…
تا سیر درد دل کنیم!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو
دوست داشتنی ترين
پيچكی هستی
كه دلم می خواهد
به دست و پای زندگيم بپيچی
و مدام قد بكشی در لحظه هايم
و حالم را خوب تر كنی…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را مثل رنگ هایی

که از قدیم جا مانده

بر بوم سفید،

کنار گلدان شمعدانی

به روی طاقچه می‌گذارم،

تا لبالب بوسه شوم

آه ای رویای غزل آلودِ من

شبیه طراوت اناری سرخ

میان ترش و شیرین میوه های یک سبد

به بند می‌کشم

و حبس می‌کنم تو را

برای ابد…

میان سیاه‌چاله ای در

هزار توی چشمانم…

بیشتر بخوانید >> پیام عاشقانه برای عشق

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

زمستان است دیگر
دل زمین به برف گرم است
دل من به تــو …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

آغوش تو پیچ‌های چالوس
نگاهت هوای شمال
صدایت خش‌خش پاییز
فکرت هم آدم را به وجد می‌آورد……

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه جدید

سحرخیز تر از من عشقِ تو است…
که هر صبح زودتر از من بیدار می‌شود
و تا آخرِ شب چشم روی هم نمیگذارد!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

خورشید
را بگو که نتابد ز پشت ابر
چون
صبح من
به خنده‌ تو آغاز میشود . . .

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بوسه‌ات را بايد
با قهوه‌ام به هَم بزنم
بيدار شو!
من بدون دوست داشتنت صبحانه كه هيچ
صبح هم از گلويم پايين نمی‌رود…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

امروز کدام یک از
لبخندهایت را پوشیده‌ای
که این‌قدر
دلنشین‌تر شده‌ای …❤️

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بِگو به تمامِ مردمِ شهر
كه همه باهم دست به كار شوند…
” اسپند دود كنند ”
” وَ إِن يَكاد بخوانند ”
تا چشمانِ بد و شور به دور بماند
از عاشقانه هايِ من و #تُ

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

اینجا قانون
یکطرفه هست
من عاشقانه میسرایمت،
تو فقط دلبری…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دلم اسارتی میخواهد
از جنس تو مثل
حبس شدن گوشه آغوشت…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

در آوازها
به سویت می آمدم…
و باد….بالم بود…
اما تو دور بودی ؛ دور …
همچون کوهی در رویا..‌.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

عشق تو آفتاب است
آنگاه که درونم
طلوع می‌کنی و می‌بینمت
آن هنگام هم که می‌روی نمی‌بینمت
سایه‌ی تنم می‌شوی
و ابر خیالم
پا به پایم راه می‌افتی و
همراهم می‌شود

بیشتر بخوانید >> متن رمانتیک عاشقانه

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

زمستان بود…
بوسه ی آتش زدیم …
و گرم شدیم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

لذت دنیا…
داشتن کسی‌ است…
که دوست داشتنش…
حواسی برای آدم نمی‌گذارد …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

حوالی گردن تو …
پشت شیب ملایم شانه هایت
مزرعه ی خشخاشی است…
که نفس نفس…
به سمت جنون می بَرَدم
و من …
سرخوش از حال و هوای عشق…
برای همیشه همین جا می مانم

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه کوتاه

عشق تُ
مثل هوای دم صبح میمونه
تازه ام می کند !
کافیست کمی تُ را نفس بکشم
کافیست ریه ام را
از دوست داشتنت پُر کنم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تُ را میخواهم برای صبح
برای ظهر، برای شب
برای همه عمر‌

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را دوست دارم؛
و این دوست داشتن،
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می‌کند…!

از اشعار احمد شاملو

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

آتش هم از آسمان ببارد
سـردم است !
نمی‌دانم ..
به هر حال باید
بهانه ای برای بغل کردنت
داشته باشم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دست به يكى كرده ايد
هم تو
هم باران
باور كنيد از وقتش كه بگذرد
ديگر آمدنتان
لبخند به لبِ كسى نمى آورد!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

این
شعرها
تنها
مدارکی
هستند
که به مردم اثبات می کنند
تو چقدر زیبا بوده ای
من
چقدر مجنون..!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

هر قدر هم که از فکر و خیالش فرار کنیم
آخرش یه آهنگ
یه آسمون ابری
یه خاطره ی لعنتی پیدا میشه
که نذاره یادمون بره
که نذاره دلتنگ نشیم…!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو آن
آزارِ شیرینی
که دلخواه است تکرارَت
و من هر بار
از هر بار
بیشتر دوستت دارم…..

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

هر مرد که پس از من
ببوسدت
بر لبانت
تاکستانی را خواهد یافت
که من کاشته ام!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

برای آنچه که دوستش‌ داری
از جان باید بگذری
بعد
می‌ماند زندگی
و آنچه که دوستش داشتی…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه طولانی

در آغوش هم
در اين دايره‌ى بى پايان
من امتداد تواَم
يا تو امتداد منى؟

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

صبح می تواند شبیه به رژ لــــب کمرنگی باشد که زنــــــی به لب هایش می مالد
یا شبیه به شانه زدن موهای خرمایی اش جلوی آییـنه
یا شاید
شبیه به یک نگاه عمیق و طولانیــ
از همان نگاه ها که دو دلداده را وسوسه ی آغوش می شود
آری صبح همان نگاه عمیق و طولانی ست
همان نوازش دست گرم خورشید بر لب های سرخ زن پشت پنجره است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

شبیه زنی در آینه ام
که ابروهایش را برمی دارد و
فکر می کند دنیا
در چشم های تو !
تغییر خواهد کرد …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

به خاطر مردم است که میگویم گوش هایت را کـمی نزدیک دهانم بیار…
دنیا دارد از شعرهای عاشقانــه تهی میشود و هیچکس نمیداند چگونه می شود بی هیچ واژه ای کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

وقتی مردان به تحسین از تو سخن می‌گویند
و زنان به خشم
میفهمم چه قدر زیبایی…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دوست داشتن تــو
به تنهایی مـــن می آید.
مثلِ زیبایی زنبــق ها
به دشت …☘️

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من همین قدر که با حال و هوایت،
گه گاه برگی از باغچه‌یِ شعر بچینم،کافی ست
فکر کردن به تو
یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا
خوبترینم!
کافیست…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من و خیال تو و…
بوسه های پی درپی…

خدا به خیر کند….
جرعه جرعه مستی را…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

‌اين منم…
زمستانى گُمشده…
در بهار آغوشت …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

روزی خانه‌ای خواهیم داشت …
که کلیدش را …
فقط خودمان دو نفر داریم…
آن خانه اتاقی خواهد داشت …
که جز من و تو هیچ کس نباید …
هیچ شبی پایش را درونش بگذارد….
حالا ولی فقط رابطه‌ای داریم …
که حریمش مهمتر از آن اتاق
و آن خانه باید باشد …
و دیوارهایش محکم تر ..
از بلوک‌های سیمانی آن…
من نمی گویم خانه‌مان را …
از این و آن پنهان کنیم …
و آدرسش را به هیچکس ندهیم…
من می گویم توی خلوت دونفره‌مان …
حتی فکر هیچ نفر سومی را هم …
راه ندهیم…
نفر سوم ها اگر نباشند…
همه می شوند آدم و حوا …
و به بهشت برمی گردند…
من و تو جز حال خوب …
و آرامش برای هم نداریم، …
اگر کلید خانه‌ی دل و ذهنمان را …
به هیچ نفر سومی ندهیم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بوسه های تو تسکینم می دهد
خوابی شیرین
که در انتظار تعبیرش نبودی
بارانی
که دانه ، دانه تمیز می شود
و روی گونه ی من می نشیند
کاسه ای از صدف
که فرشتگان پاک کرده اند
تا از لبخندت پُر شود
اینجایی تو
در آتش دستهای من
و تشنه و بی امان می باری
و می باری
و تسکینم می دهی …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دلم یک آرامشِ
ممتد می‌خواهد ..!
بخوابم ، بیدار شوم
“آمده باشی”
بخوابم ، بیدار شوم
“نرفته باشی”
بخوابم ، بیدار شوم
هیچ چیز
تکان نخورده باشد …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را دوست می‌دارم
بی آنکه بدانم تو ضرورتِ منی
آب را که می‌نوشی
هوا را که می‌بلعی
نمی‌فهمی جیره‌بندی چه مکافاتی‌ست
تنها در نبودِ تو بود
که فهمیدم
دوست داشتنِ تو
مایه‌ی حیات من است…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو آن یک نفری

ک من سالها از بودنش میگویم

یکنفر بود…

تو همانی !

آن….

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه برای استوری

یک وقتهایی
بعضی شباهت ها
آدم را نصف جان میکنند…
مثلا صدایی که
شبیه صدایش باشد!!
خنده ای که شبیه خنده هایش
و امان از چشم هایی که
شبیه
چشم هایش باشند..!!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

شنبه ها را دوست دارم
عاشقت می شوم؛
بند می زنم به کلمات؛
شعر چشمانم سپید می شود؛
پایشان را با بوسه هایم سرخ می کنم،
واژه واژه …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

زمستان
برای من
از همان دقیقه‌ای شروع شد
که تو پایت را
از در این خانه
بیرون گذاشتی…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

قافيه را باخته ام
بانو
نباشی نميشود
زندگی را تحمل كرد…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من از آنجا سر
خوش و آزاد …
دیده میدوزم
به دنیایی که
چشم پر فسون
تو راه‌هایش
را به چشمم
تار میسازد
دیده می‌دوزم
به دنیایی که
چشم پر فسون تو
همچنان در
ظلمت رازش
گرد آن
«دیوار» میسازد…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من چيــزى از عشق‌مان
به كسى نگفته‌ام!

آنها تو را
هنگامى كه در اشكهاىِ چشمم
تَن مى‌شسته‌اى،
ديــده‌اند…!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

گاهی باید بروم توی لباس گلدارت
بچسبم به تنت
که در سرت هوایم بپیچد!
هر جا رفتی فکر کنی با همیم انگار
تا وقتی پرسیدند فلانی کو!
لبهایت را کج و راست کنی
شانه بالا بیندازی
دستهایت را به کمرت بزنی و با اخم صدایم کنی
بعد
زیر لب غر بزنی
و بگویی امان از دست مرد سر به هوا…!
حالا خدا وکیلی
من سر به هوایم یا تو؟

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

وقتی گفتم‌:
دوستَت‌ می‌دارم‌
می‌دانستم‌ که،‌
شورش‌ کرده‌اَم‌ بر قبیله‌اَم‌
وَ
به‌ صدا در آورده‌اَم‌
شیپورِ رسوایی‌ را!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

محبوبم،
اگر روزی درباره من از تو پرسیدند
زیاد فکر نکن
مغرور به ایشان بگو :

دوستم دارد …
بسیار دوستم دارد..

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو که دستهایم را بگیری …
شب از جانم بیرون میرود و
صبح روشنایی نمی خواهد
تو را می خواهد …!!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه برای کپشن

همان گوشه ی خالیِ دلت
که هیچکس پیدایش نمی کند ،
– هیچکس –
آنجا را
برای من کنار بگذار …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو سرما بخورى
من هم ميخورم!
براى دو نفر كه همديگر را دوست دارند
اين يك اتفاق منطقى ست
نه به ويروس ها ربط دارد،
نه هيچ چيزِ ديگر!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

چقدر جایِ تو
اینجا
کنارِ من تویِ نگاهِ من
‏خالی است ..

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

مى نويسم:
شب بخير
صبح بخير
بيدارى؟
كى ببينمت؟
خسته نباشى
چقدر عكست خوبه
تو بخوان: دلم برايت تنگ شده…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بهت میگم میدونی قشنگ‌‌ترین عکسی که ازت دیدم، کدومه؟
میگی کدومه؟ نشونم بده!
بعد لابد منتظری یکی از اون پرتره‌های جذابت که عکاس ازت گرفته رو برات بفرستم!
ولی من اولین سلفی‌ِ تار و تاریکی که باهم گرفتیم و میفرستم برات و میگم این قشنگ‌ترین عکسته!
ببین لبخندتو!
بهم میگی عه من تاحالا تو این عکس فقط حواسم به تو بود!
ندیده بودم خودمو!
حالا تو خودت اصن دقت کردی لبخندت تو همین سلفیه قشنگ‌ترین لبخندِ زندگیته؟
منم جوابتو این شکلی میدم:
همونجور که یه سلفی تار دونفره می‌ارزه به صدتا عکس تکی هنری قشنگ، کنار تو بودن حتا تو شرایط بد، می‌ارزه به همه‌چیو داشتن ولی بدونِ تو بودن!
من خیلی وقته از زندگیم هیچی نمیخوام!
جز تویی که همه چیز منی!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو که پیش منی…
آفتاب انگار شوخی اش گرفته…
زیر پیرهنم می دود…
ماه انگار شوخی اش گرفته…
و همین الان است …
که بیاید پایین با ما بازی کند….
تو که با منی…
صبحانه ی من …
لیوانی کهکشان شیری است…
و تکه های تازه رعد و برق در بشقابم…
برق می زند…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

آسمانِ تهران را دیده ای بعد از باران؟
ابرها بوی موسیقی میدهند
و از لب های خورشید بوسه میریزد
بعد از آمدن ات
همچون آسمانِ پس از باران تهرانم..!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

ميدانى ؟
من به همه ى زنهاى اين شهر مشكوكم!
آهسته از كنارم ميگذرند
جورى كه انگار همين حالا از آغوش تو
جدا شده اند..!
رقيبانه لبخند ميزنند
و جاى انگشتان تو را
در ميان موهايشان جابجا ميكنند..!!!!!
همين است كه
ناگهان با خودم و با تو لج ميكنم

و با لجبازيهاى عاشقانه
تو را آزار ميدهم
كاش ياد ميگرفتى به جاى گفتنِ ” حسادت نكن”
بگويى : من عاشقِ توام ، خيالت راحت…
تا من با خيال راحت ،
برايت بميرم …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

كافيست “اسمَت”
كنارِ “اسمم” باشد
تا كسلىِ پنجشنبه ها،
نحسىِ جمعه ها،
از بين برود!
امتحان كنيم…؟

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

شاید
دیگر هیچ وقت حرف نزنم…
اگر امکان در آغوش کشیدنت …
را داشته باشم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

عشق
دور نيست ..
همين كه آرامش از نگاهت ببارد
و هرم دستانت
تب تند تنم را لمس كند ..
واژه واژه
دوست دارم
از لب هايمان می چكد
و لا به لای دلدادگی هايمان
“عشق ” می رويد …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

مرا…
با دست‌هایت
ببوس…
با چشم‌هایت؛
با لب‌هایت برایم …
حرف بزن …
با دهانت ، مرا …
تصاحب کن…
هیچ مردی با صفحه
دوم شناسنامه مالک…
قلب زنی نخواهد شد…!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

سرم را چون کودکی
در آغوش بگیر…
و آرام آرام..
در گوشم…
بگو دوستم داری…
طوری که بند دلم پاره نشود…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه باکلاس

آغوش تو…
سرزمین خوش آب و هوایی ست….
با دشت هایی آغشته به بوی مَگنولیا…
و بابونه های سپید….
و رقص آرام دُرناها…
با ملودی دلنشین باران…
و انگشت نوازش عشق …
و سمفونی دوستت دارم …
من خواب آغوش تو را …
بارها …
و بارها دیده ام !

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دست هایت…
سرنوشت من است…
رهایشان نمی کنم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تمامِ گنجشكانِ شهر
منتظرِ باز شدنِ چشمانت هستند!
ميشود پروازشان را به تاخير نيندازى؟

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

مثلا اون وقتایی که حالش بده
و داره پیشِ خودش فکر میکنه
که دیگه مثل اول دوستش نداری،
یا دیگه دلت با دیدنش مثل روزِ اول تند تند نمیزنه،
یا لابد زیادی کمی براش،
یه پیام برامون بیاد که جناب؛
دلبر به دوستت دارم شنیدن از زبونت نیاز داره،
به بغل کردنش،
به بوسه بارون کردنِ سر و صورتش،
به شنیدنِ تو بهترین هدیه ی خدایی از زبونِ تو…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من برای رسیدن به آرامش

تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

برای من

دوست داشتن

آخرین دلیل دانایی است

اما هوا همیشه آفتابی نیست

عشق همیشه علامت رستگاری نیست

و من گاهی اوقات مجبورم

به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحمل سکوتش طولانی ست

چقدر …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

– پرسيد: چرا انقدر دوسش داري؟
بين اين همه، چرا اون؟
+ بيين وقتي كه همه حالم رو ميپرسن
اون ميفهمه!
وقتي كه دور و برم همه از دوست داشتنم حرف ميزنن،
اون ثابت ميكنه!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دوستت دارم در زبان مردان شکلهای مختلفی دارد.
بعضی ها با یک شاخه گل،
بعضی ها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ،
برخی با بوسه ای آتشین در نیمه های شب،
عده ای با گفتن: “خانم، آستینم را تا میزنی؟”
اما فقط تعداد اندکی از آنها بجای گفتن دوستت دارم، برای معشوقه شان شعر میسرایند…
با این تفاوت که میخواهند تمام دنیا از این دوست داشتن باخبر شوند.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

یک وقت‌هايي هست …
که بايد بگذاری …
موسیقی‌ای که دوست‌اش داری
و باهاش خاطره ساخته‌ای،
با صدای بلند در خانه پخش شود.
چای دم کنی
و بگذاری نت‌ها در چای سرریز شوند…
آن‌وقت دو تا چای بریزی
و بگذاری روی میز …
و با غيابِ دیگری حرف بزنی….
هی حرف بزنی …
با کسی که آن سوی میز نَنِشسته است …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

حتماً كه نبايد ماشينِ آخرين مدل داشت..
گاهي يك موتور لازم است..
بنشاني اش تَركِ خودت ..
و تمامِ خيابان ها را با هم ويراژ دهيد…
باد لاي موهايش بوزد …
و احساس كند ..
خوشبخت ترين دخترِ دنياست
حتماً كه نبايد رستورانهاي رنگارنگ رفت.
اصلاً بايد تمامِ فلافليهاي شهر را …
امتحان كرد…
زندگی را همیشه سخت نگیرید …
باور كنيد گاهي بهترين خوشبختي ها را
با ساده ترين چيزها …
مي شود تجربه كرد…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

به دل هایمان عشق بدهکاریم…
سرانگشتی هم که حساب وا کنیم…
سر جمع می شود…
هزار هزارتا بوسه…
و یک عالمه بغل
کمی نزدیکتر بیا….
بغلم کن…
تا ببوسمت…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

به انگشت هایت بگو…
لب های مرا ببوسند ..
به انگشت هایت بگو….
راه بیفتند روی صورتم…
توی موهام .. .
قدم زدن در این شب گرم…
حالت را خوب می کند …
گل من!
گاهی نفس عمیق بکش و
نگذار تنم از حسودی بمیرد ..

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه برای عشقم

چرا مرا بند نمی کنی به خودت؟….
من بند شدن می خواهم…
من مالِ کسی شدن می خواهم…
تو می دانی …
مالِ کسی شدن یعنی چه؟
یعنی کسی هست …
که همیشه …
نگران از دست دادنت است…
یعنی تو تعلق داری به کسی…
یعنی نشانی داری…
و هر وقت که گم شوی …
کسی هست …
که بگردد به دنبالت …
حوالی آن نشانی…
چرا مرا مال خودت نمی کنی؟
دست هایم منتظر است…
چشم هایم دو دو می زند…
شانه هایم سردش می شود…
دلم هی شور می زند…
و پاهایم بی قرار…
و خاطراتت در پی هم، قطار…
بیا این بند…
مرا بند کن به خودت…
دلم بند شدن می خواهد…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

همیشگی باش، خب؟؟؟
یک مشترک در دسترس …
یکی که توی هر مناسبت کنارم باشد ،
که زود به زود دلش برایم تنگ شود …
زیاد اهل عاشقی نباش
از رمانتیک بازی سر در نیاور
فقط یک “نفر اولی ” بمان
گاهی دنیا را به هم بریز برای آرامشم
همانی شو که فهمیدن دوست داشتن هایش خیلی بلد بودن نخواهد
یکی که آمده بماند
یکی که آمده نرود …

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تمام اصل های حقوق بشر را خواندم و جای یک اصل را خالی یافتم و اصل دیگری به آن افزودم!
عزیز من!
اصل سی و یکم:هر انسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد،
دوست داشته باشد

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تحریم، جنگ، تهدید …
اصلا تو بگو تمام بلاهای آسمانی…
همه بهانه‌ است تا تو بخندی …
تو بخند….
همه‌چیز بسان قند در چای حل خواهد شد.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را دوست دارم….
بیش تر از یک نگاه معمولی!
بیش تر از گرمای خورشید برای زمین….
بیشتر از حس سرمای شب زمستانی …
که یک آدم برفی دارد!
و بیشتر از خاک ….
برای گل‌های خانه‌ی مادر بزرگ…!
من حتی تو را بیشتر از آب…
برای ماهی قرمز سفره‌ی هفت سین خانه‌ام،…
دوست دارم….
حتی بیشتر از ارتفاع.ِ..
برای یک پرنده ی مهاجر…
و این گونه خودم را جای همه جا می زنم.
تا بدانم دوست داشتنت چگونه است!؟
اما زمانی که خودم را …
جای گل، ماهی و پرنده می‌گذارم، …
دلم برای داشتنت بیشتر تنگ می‌شود…!
و حالا خوب می‌دانم…
دوست داشتنت یعنی چه…!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من و تو…
کاشف تمام خیابان ها …
و کوچه های خلوت و دنجِ…
این شهریم….
فقط به بهای یک بوسه!
هنوز هم می توان…
دنیا های جدیدی را کشف کرد!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

کاش تیتر دُرشت روزنامه ای بودم….
که تو هر روز با خودت به کافه می بری
آن وقت می نشستی…
با حوصله…
سر فرصت…
و بی هیاهو…
تا آخر می خواندی ام !

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

آغــــوشِ «تــو» …
همان امنیتی است؛
که یک جهان از خواستنش دم میزنند❣️

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بیا و
چشم و چراغ تمام
خانه‌های پیراهنم شو

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو از کدام قبیله ای
که دوست داشتنت مثل
خـــــدا زیباست

و عاشق شدنت
مثل غروب خورشید
بی همــتاست.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نوشته های عاشقانه تاثیر گذار

بیا حواس دلمان را
پرت کنیم…!

مثلاً تو دلتنگ ترین

قاصدک دلم را عاشقانه صدا کن….

و من از کوچه کوچه ی قطبِ احساست

تمام فاصله ها را

قدم به قدم یواشکی بردارم….

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نامش برف بود…
تنش، برفی…
قلب اش از برف…
و تپش اش…
صدای چکیدن برف…
بر بام های کاهگلی ..
و من او را..
چون شاخه ای ..
که زیر بهمن شکسته باشد…
دوست می داشتم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

هميشه باش
مثل نفس كشيدن
مثل راه رفتن
مثل خوابيدن
حتى مثل سايه
يك سايه هم آغوش من باش

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را ،
دوست دارم!
هرگز، رهایت نمی‌کنم!
در آغوش می‌گیرمت!
و در چهار فصل میچرخانمت!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

می خواهی
دلتنگت نباشم
انگار که بخواهی،
شیروانی‌هایِ “رشت” خیس نباشند.
انگار که بخواهی
زمستان‌هایِ “الموت” سرد
انگار که بخواهی
پاییزهای روستای چنار “کاشان” زرد.

دنیا اما کاری به خواستنِ هیچکس ندارد.
من هم سالهاست
می خواهم کنارم باشی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

رفتنت را کجای دلم بگذارم ؟
وقتی پرشده …
از دوستت دارم های
ریز و درشت تو…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

براي اثبات عشقم به تو چهار شاهد دارم؛ حال آن که

برای اثبات هر قضیه‌ای دو شاهد لازم است
-تپش قلبم
-لرزش بدنم
-تکیدگی جسمم
-بندآمدن زبانم

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو خبر نداشتی

مخفیانه به شهر آمدم

تمام نشانه های تو را بوسیدم

جای پاهایت گلهای سوخته گذاشتم

شمعی كنار اتاقت روشن كردم

و به ابدیت برگشتم

تو از این سفرها خبر نداری

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بی تـو
لهجهِ چشمم…
شمالی ميشود گاهی!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

به چشم هایم که چشم می دوخت…
نفسم می بُرید…
بعدها فهمیدم…
عشق…
خودش می بُرد و می دوزد…
گوشش هم به هیچ چیز و هیچ کس
بدهکار نیست…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

یه بار جوری دستاشو گرفته بودم
که تک‌تک انگشتام لابه‌لای انگشتاش بود.
هر انگشتم،سهم خودشو از دستاش داشت
اون موقع بود که فهمیدم عدالت چقدر میتونه شیرین باشه…

بیشتر بخوانید >> شعر عاشقانه غمگین

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

“گلم” که صدایت می‌کنم
شمعدانی چه اخمی می‌کند !
مانده‌ام “جانم” را چقدر آهسته بگویمت
که هم تو بشنوی
و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد …!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دوست داشتنم را به تعویق نینداز
من همان شنبه‌ای هستم
که سال‌ها برایش برنامه داشتی !
شروعش کن …!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

اینکه
شمعدانی را جانم صدا میزنم
دست خودم نیست
همیشه فکر می‌کنم که گلها را تو به دنیا آوردی
به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن
زیبایی‌شان به تو رفته
تنهایی‌شان به من …!

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

اِنصاف نباشد
که در این شهرِ دَرَندَشت
ضرب المثلِ
«سوزنِ درکاه» تو باشی❣️

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

مرا
باز صدا کن ای عشق؛
که من از لهجه‌ی چشمان تو
شاعر بشوم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

باران می خواند مرا ..
ساز ِ آمدنت را کوک کن ..
بی چترِ دستانت ..
خیسِ بارانم ..

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من در کنار تـــو
به آرامش میرسم
وآنجا که هیچ کس
به یاد ما نیست تورا
عاشـقانه می بوسم…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

و چشم های تو…
همان کافه ی دنجی است که…
قهوه هایش حرف ندارد…

بیشتر بخوانید >> شعر عاشقانه نو

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بخوان به معراج آغوشت مرا،
که سرزمین این کولی؛
از مرز نفس های تو آغاز می شود…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو خود صبح جمعه ای
و قرار منی…
منم که از آن قرار، بی قرار شده ام…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تنها دهان توست …
که دل را نمی زند…
قندی که در مکررخود…
نا مکرر است…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

کنارت که هستم، انگار تمام جهان دست از جنگیدن برمی‌دارد. آرامشی در بودنت هست که هیچ واژه‌ای توان توصیفش را ندارد
با تو، نه گذشته مهم است و نه آینده ترسناک… فقط همین حالا را می‌خواهم، با تو.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

بعضی آدم‌ها نمی‌آیند که فقط کنارمان باشند… می‌آیند تا جانمان شوند، نفس‌مان، دلیل خندیدن‌مان، انگیزه‌ی بیدار شدنمان هر صبح
تو برای من همان آدمی… بی‌تو، روزهایم بی‌رنگ است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

عشق را وقتی فهمیدم که دیدم چشم‌هایت شب را روشن می‌کند و لبخندت، غم را از دلِ خسته‌ام می‌برد
کاش همه دنیا می‌دانستند که عاشق‌بودن، فقط زمانی معنا دارد که معشوق تو باشی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نمی‌دانم دنیا چه دارد که آدم‌ها این‌همه دنبالش می‌روند
من همه دنیایم را در صدای تو، نگاه تو، و دوستت دارم‌هایی که از دل می‌گویی یافته‌ام. همین بس است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

عشق یعنی با تمام خستگی‌ها، باز هم دلت بخواهد به آغوشش برسی
یعنی روزهایی که خراب‌اند را فقط با یک پیام از او تحمل کنی. یعنی تمام جهان خلاصه شود در لبخند او.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو آمدی و من آموختم که می‌شود بی‌هیچ دلیلی عاشق بود، بی‌هیچ شرطی دوست داشت، و بی‌هیچ منتی کنار کسی ماند
تو خودِ معجزه‌ای در دنیایی که عشق را فراموش کرده است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دستانت را به من بده… نترس، نمی‌گذارم سرمای دنیا لمسشان کند
تا من هستم، تا عشق من هست، هیچ زخمی به دل زیبایت نخواهد نشست.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

من هر شب، قبل از خواب، نامت را در دل تکرار می‌کنم… تا خواب‌هایم رنگ چشمانت را بگیرند و دلم برایت آرام بگیرد
این دوست داشتن، ساده نیست… تقدیر است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو تنها کسی هستی که وقتی ازت دورم، باز هم حضورش را در لحظه‌لحظه‌ام حس می‌کنم
انگار دلت با دلم گره خورده، حتی وقتی فرسنگ‌ها فاصله بین‌مان است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دوستت دارم را نه برای تکرار می‌گویم، نه برای عادت
می‌گویم چون تو لایق شنیدن زیباترین واژه‌ی دنیایی. تو لایق عشقی بی‌پایانی، بی‌دلیل، بی‌مرز…

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

دلتنگی، واژه‌ی کوچکی‌ست برای توصیف حسی که وقتی نیستی تمام وجودم را می‌گیرد
بدون تو، تمام دنیا خاکستری می‌شود. بیا… جانم، دلم به حضورت بند است.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو را دوست دارم نه فقط برای خوبی‌هایت، که حتی برای سکوت‌ها، برای نگاهت، برای خستگی‌هایت
تو را همان‌گونه که هستی، بی‌هیچ تغییری، دوست دارم.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

در این دنیای پر از دروغ، لبخندت برایم صادق‌ترین حقیقت است
بودنت را شکر می‌گویم… هر روز، هر ساعت، هر نفس… چون تو، زیباترین بخش زندگی‌ام هستی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

نمی‌خواهم معجزه‌ای از آسمان بیاید… تو خود معجزه‌ای که با آمدنت، حالِ دلم را عوض کردی
بمان برای همیشه… بی‌تو، من هیچم.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

وقتی می‌خندی، دلم آرام می‌گیرد… تمام دردهای جهان از یادم می‌روند
تو برای من نه فقط عشق، که شفای روحم هستی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

اگر هزار بار دیگر هم به دنیا بیایم، باز هم تو را انتخاب می‌کنم
حتی اگر راهت سخت باشد، حتی اگر قلبت دیر عاشق شود… تویی که دلم را لرزاندی، فقط تویی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

شب‌ها که سرت را روی بالش می‌گذاری، نمی‌دانی چقدر دلم می‌خواهد کنار تو باشم، دستت را بگیرم و بگویم: خسته نباشی عشقم… تو بهترین اتفاق زندگی منی.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

در این عصر بی‌مهری و فراموشی، دوست داشتنت برایم نوعی ایمان است
ایمانی که هر روز پررنگ‌تر می‌شود، هرچقدر بیشتر با تو باشم، بیشتر به عشق باور پیدا می‌کنم.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

تو بهانه‌ای شدی برای شعر نوشتن، برای لبخند زدن، برای دیوانه‌وار دوست داشتن
اگر نبودی، دلم این‌گونه نمی‌تپید. اگر نبودی، عاشق‌بودن این‌قدر زیبا نمی‌نمود.

☲☲☲☲☲❃●❃●❃●❃●❃☲☲☲☲☲

گاهی فکر می‌کنم اگر تو را زودتر شناخته بودم، چقدر روزهای خسته‌ام می‌توانستند روشن‌تر باشند
اما بعد لبخند می‌زنم، چون هنوز هم کناری، هنوز هم دوستت دارم، و این کافی‌ست.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.