چرا بعضی زوج‌ ها با وجود علاقه، از هم دور میشوند؟ وقتی عشق هست اما صمیمیت کم میشود


گاهی دو نفر هنوز همدیگر را دوست دارند، هنوز برای زندگی‌شان تلاش می‌کنند و حتی شاید هرگز به جدایی فکر نکرده باشند؛ اما چیزی در رابطه تغییر کرده است. دیگر مثل قبل با اشتیاق از اتفاقات روزشان حرف نمی‌زنند، کمتر برای هم وقت می‌گذارند و بعضی شب‌ها در حالی کنار هم می‌خوابند که هرکدام در دنیای خودش غرق شده است.

عجیب‌تر اینکه ممکن است هیچ اتفاق بزرگی هم نیفتاده باشد؛ نه خیانتی رخ داده، نه دعوای شدیدی اتفاق افتاده و نه علاقه یک‌باره از بین رفته است. فقط فاصله‌ای آرام و تدریجی بین دو نفر شکل گرفته که شاید خودشان هم متوجه شروع آن نشده باشند.

واقعیت این است که دوست داشتن و صمیمیت عاطفی همیشه هم‌زمان پیش نمی‌روند. ممکن است کسی همسرش را دوست داشته باشد، اما دیگر نداند چطور با او صحبت کند، چطور ناراحتی‌اش را بیان کند یا چطور دوباره احساس نزدیکی داشته باشد.

اما چه چیزی باعث می‌شود چنین فاصله‌ای ایجاد شود؟ آیا این اتفاق نشانه تمام شدن عشق است یا هنوز می‌توان رابطه را به روزهای صمیمی‌تر برگرداند؟

چرا بعضی زوج‌ ها با وجود علاقه، از هم دور میشوند؟ وقتی عشق هست اما صمیمیت کم میشود

۱. حرف‌های زیادی ناگفته می‌مانند

یکی از دلایل مهم فاصله گرفتن زوج‌ها، حرف‌هایی است که هیچ‌وقت گفته نمی‌شوند.

گاهی یکی از طرفین از رفتاری ناراحت شده، اما به جای مطرح کردن آن سکوت می‌کند. گاهی هم احساس می‌کند اگر درباره نیازهایش صحبت کند، بحث و ناراحتی به وجود می‌آید. به همین دلیل ترجیح می‌دهد چیزی نگوید و از کنار موضوع بگذرد.

مشکل اینجاست که ناراحتی‌های بیان‌نشده معمولاً به‌سادگی از بین نمی‌روند. ممکن است یک اتفاق کوچک بارها در ذهن فرد تکرار شود و کم‌کم احساس دلخوری عمیق‌تری شکل بگیرد.

برای مثال، زنی که احساس می‌کند همسرش به خستگی‌های روزانه او توجهی ندارد، شاید بارها تصمیم بگیرد درباره این موضوع حرف بزند، اما هر بار منصرف شود. در طرف مقابل، مرد ممکن است اصلاً متوجه نشود که چنین احساسی در همسرش وجود دارد.

در نتیجه، هر دو نفر در یک خانه زندگی می‌کنند، اما از دنیای درونی یکدیگر فاصله می‌گیرند.

گاهی یک گفت‌وگوی صادقانه درباره ناراحتی‌های کوچک، می‌تواند جلوی شکل گرفتن فاصله‌های بزرگ‌تر را بگیرد.

۲. زندگی مشترک به مجموعه‌ای از وظایف روزانه تبدیل می‌شود

اوایل رابطه، زوج‌ها معمولاً برای دیدن یکدیگر ذوق دارند. درباره اتفاقات ساده حرف می‌زنند، برای بیرون رفتن برنامه می‌چینند و حتی یک تماس کوتاه می‌تواند حالشان را بهتر کند.

اما با گذشت زمان، مسئولیت‌های زندگی بیشتر می‌شوند؛ کار، پرداخت هزینه‌ها، رسیدگی به فرزندان، خرید خانه و هزاران موضوع دیگر.

کم‌کم گفت‌وگوها هم تغییر می‌کنند:

«قبض رو پرداخت کردی؟»

«برای شام چی بخریم؟»

«فردا بچه رو تو می‌بری مدرسه؟»

این صحبت‌ها برای اداره زندگی لازم‌اند، اما اگر تمام ارتباط زوجین به همین موارد محدود شود، فرصت صمیمیت و شناخت دوباره یکدیگر کمتر می‌شود.

زندگی مشترک فقط تقسیم مسئولیت‌ها نیست. دو نفر باید فرصتی داشته باشند که بدون صحبت درباره کارهای عقب‌مانده، درباره خودشان و احساساتشان حرف بزنند.

۳. احساس می‌کنیم دیگر برای هم شنونده خوبی نیستیم

یکی از نیازهای مهم در یک رابطه عاطفی این است که فرد احساس کند شنیده و درک می‌شود.

گاهی یکی از زوجین درباره یک اتفاق ناراحت‌کننده صحبت می‌کند، اما طرف مقابل بلافاصله شروع به نصیحت کردن می‌کند یا می‌گوید: «این که چیزی نیست، سخت نگیر!»

شاید قصد بدی پشت این واکنش نباشد؛ حتی ممکن است فرد واقعاً بخواهد مشکل را حل کند. اما کسی که در آن لحظه به همدلی نیاز دارد، ممکن است احساس کند ناراحتی‌اش جدی گرفته نشده است.

وقتی چنین تجربه‌ای تکرار می‌شود، فرد کم‌کم کمتر درباره احساساتش حرف می‌زند. نه به این دلیل که دیگر حرفی برای گفتن ندارد، بلکه چون تصور می‌کند کسی قرار نیست واقعاً او را بفهمد.

گاهی لازم نیست برای هر مشکلی راه‌حل پیدا کنیم. شنیدن بدون قضاوت، پرسیدن چند سؤال و نشان دادن توجه می‌تواند به اندازه یک راهنمایی مفید ارزشمند باشد.

۴. اختلاف‌ها حل نمی‌شوند؛ فقط به تعویق می‌افتند

بعضی زوج‌ها زیاد دعوا نمی‌کنند و حتی اطرافیان آن‌ها را یک زوج آرام می‌دانند. اما آیا نبود دعوا همیشه به معنای رضایت از رابطه است؟

نه لزوماً.

گاهی افراد برای جلوگیری از تنش، درباره مسائل مهم سکوت می‌کنند. از اختلاف‌نظر درباره پول، خانواده‌ها، تربیت فرزند یا تقسیم مسئولیت‌ها حرف نمی‌زنند و امیدوارند مشکل به‌مرور برطرف شود.

اما مسئله‌ای که حل نشده باقی می‌ماند، ممکن است در موقعیتی دیگر دوباره خودش را نشان دهد.

از طرف دیگر، بعضی زوج‌ها وارد چرخه تکراری انتقاد و عقب‌نشینی می‌شوند؛ یک نفر مدام خواهان صحبت و تغییر است و دیگری برای فرار از تنش سکوت می‌کند. بعد از مدتی، هر دو از این وضعیت خسته می‌شوند.

پژوهش‌های روابط زوجین نیز نشان داده‌اند که الگوهای ارتباطی منفی، از جمله انتقاد، کناره‌گیری و اجتناب از گفت‌وگو، با رضایت کمتر از رابطه ارتباط دارند.

البته اختلاف‌نظر به‌خودی‌خود نشانه رابطه ناسالم نیست. مسئله مهم این است که زوج‌ها چطور با اختلاف‌هایشان روبه‌رو می‌شوند.

۵. یکی از طرفین احساس می‌کند در رابطه تنها مانده است

گاهی فاصله عاطفی از جایی شروع می‌شود که یکی از زوج‌ها احساس می‌کند تمام بار رابطه روی دوش اوست.

اوست که برای گفت‌وگو پیش‌قدم می‌شود، مناسبت‌ها را به خاطر می‌سپارد، برای وقت‌گذرانی برنامه‌ریزی می‌کند، درباره مشکلات حرف می‌زند و برای بهتر شدن شرایط تلاش می‌کند.

در مقابل، همسرش ممکن است تصور کند همه‌چیز خوب پیش می‌رود؛ چون دعوای خاصی وجود ندارد و زندگی طبق روال خودش ادامه دارد.

اما این تفاوت در برداشت‌ها می‌تواند به مرور احساس تنهایی ایجاد کند.

گاهی فردی که مدام برای حفظ رابطه تلاش می‌کند، بالاخره خسته می‌شود و دیگر مثل گذشته پیش‌قدم نمی‌شود. آن وقت طرف مقابل تازه متوجه می‌شود که چیزی تغییر کرده است.

رابطه عاطفی زمانی احساس امنیت بیشتری ایجاد می‌کند که هر دو نفر برای حفظ آن مسئولیت بپذیرند؛ نه اینکه همیشه یک نفر نقش ترمیم‌کننده را داشته باشد.

۶. فشارهای زندگی فرصت نزدیک بودن را از زوج‌ها می‌گیرد

همیشه هم فاصله عاطفی از مشکلات خود رابطه شروع نمی‌شود. گاهی فشارهای بیرونی آن‌قدر زیاد می‌شوند که زوج‌ها دیگر انرژی کافی برای توجه به یکدیگر ندارند.

مشکلات مالی، نگرانی درباره آینده، فشار کاری، بیماری اعضای خانواده یا مسئولیت نگهداری از فرزندان می‌توانند ذهن افراد را درگیر کنند.

در چنین شرایطی ممکن است یکی از زوج‌ها بیشتر در خودش فرو برود و دیگری این رفتار را به بی‌علاقگی تعبیر کند.

برای مثال، مردی که با نگرانی‌های مالی و فشار شغلی دست‌وپنجه نرم می‌کند، ممکن است بعد از برگشتن به خانه کمتر حرف بزند. همسرش هم شاید تصور کند دیگر تمایلی به وقت گذراندن با او ندارد.

در این موقعیت، به جای نتیجه‌گیری عجولانه، بهتر است درباره فشارهایی که هر دو تجربه می‌کنند صحبت شود.

گاهی زوج‌ها بیشتر از آنکه به یک بحث طولانی نیاز داشته باشند، به این احتیاج دارند که احساس کنند در سختی‌های زندگی تنها نیستند.

۷. فراموش می‌کنیم رابطه هم به مراقبت نیاز دارد

یکی از تصورهای اشتباه درباره عشق این است که وقتی دو نفر یکدیگر را دوست دارند، دیگر نیازی به تلاش برای حفظ رابطه نیست.

در حالی که صمیمیت با گذشت زمان به توجه و مراقبت نیاز دارد.

یک پیام محبت‌آمیز، پرسیدن حال همسر، تشکر بابت یک کار ساده، در آغوش گرفتن یا حتی چند دقیقه گفت‌وگوی بدون تلفن همراه می‌تواند به حفظ ارتباط کمک کند.

در پژوهش‌ها و رویکردهای شناخته‌شده زوج‌درمانی، به تلاش‌های کوچک افراد برای جلب توجه، محبت و همراهی شریک زندگی اهمیت زیادی داده می‌شود. این تلاش‌ها ممکن است یک سؤال ساده، یک نگاه، لمس دست یا درخواست کوتاه برای صحبت کردن باشند.

وقتی این نشانه‌های کوچک مرتب نادیده گرفته شوند، ممکن است هر دو نفر به‌تدریج احساس کنند حضورشان برای دیگری اهمیت چندانی ندارد.

برای حفظ یک رابطه، همیشه به اتفاق‌های بزرگ و برنامه‌های پرهزینه نیاز نیست. گاهی همان توجه‌های کوچک روزانه هستند که احساس نزدیکی را زنده نگه می‌دارند.

آیا دور شدن زوج‌ها به معنای تمام شدن عشق است؟

نه، همیشه این‌طور نیست.

فاصله عاطفی می‌تواند به دلایل مختلفی شکل بگیرد و در بعضی موارد، زوج‌ها همچنان علاقه زیادی به یکدیگر دارند؛ اما مهارت یا فرصت کافی برای حفظ صمیمیت ندارند.

البته نباید هر فاصله‌ای را بی‌اهمیت دانست. اگر بی‌توجهی، تحقیر، ترس، کنترل‌گری یا آسیب عاطفی به شکل مداوم در رابطه وجود داشته باشد، مسئله فراتر از یک سردی معمولی است و ممکن است به کمک تخصصی نیاز داشته باشد.

مهم این است که به جای قضاوت سریع درباره آینده رابطه، ابتدا علت فاصله مشخص شود.

چطور می‌توان دوباره به هم نزدیک شد؟

اگر هر دو نفر هنوز به رابطه علاقه دارند و برای بهتر شدن آن انگیزه دارند، چند تغییر کوچک می‌تواند شروع خوبی باشد:

۱. درباره احساسات حرف بزنید، نه فقط مشکلات

به جای اینکه بگویید «تو هیچ‌وقت به من توجه نمی‌کنی»، می‌توانید بگویید «این روزها احساس می‌کنم کمتر با هم وقت می‌گذرانیم و دلم برای صحبت کردن با تو تنگ شده است.»

۲. برای گفت‌وگوی دونفره زمان مشخصی داشته باشید

قرار نیست هر روز ساعت‌ها با هم صحبت کنید. حتی چند دقیقه گفت‌وگوی واقعی و بدون حواس‌پرتی می‌تواند فرصت خوبی برای ارتباط باشد.

۳. به رفتارهای کوچک یکدیگر توجه کنید

گاهی یک تشکر ساده یا پرسیدن حال همسر، بیشتر از چیزی که تصور می‌کنیم اهمیت دارد.

۴. اختلاف‌ها را به زمان نامعلوم موکول نکنید

اگر موضوعی ناراحتتان کرده، در زمان مناسب و با آرامش درباره آن صحبت کنید. سکوت طولانی همیشه به معنای حل شدن مشکل نیست.

۵. برای رابطه خاطره‌های تازه بسازید

پیاده‌روی، آشپزی دونفره، دیدن یک فیلم یا حتی نوشیدن چای در کنار هم می‌تواند فرصتی برای تجربه دوباره لحظه‌های مشترک باشد.

۶. اگر تنهایی از پس مشکل برنمی‌آیید، کمک بگیرید

مشاوره زوج‌درمانی می‌تواند به شناخت الگوهای ارتباطی و پیدا کردن راه‌های سالم‌تر برای حل اختلاف‌ها کمک کند. اگر رابطه با ترس، تهدید یا خشونت همراه است، اولویت با امنیت فرد آسیب‌دیده و دریافت حمایت مناسب است.

گاهی فاصله از یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شود

شاید عجیب باشد، اما بعضی رابطه‌ها نه با یک دعوای بزرگ، بلکه با تعداد زیادی لحظه کوچک و نادیده‌گرفته‌شده تغییر می‌کنند.

با یک پیام بی‌جواب، یک سؤال بی‌پاسخ، یک ناراحتی که جدی گرفته نشده یا شبی که هر دو نفر ترجیح داده‌اند به جای صحبت کردن، در سکوت بخوابند.

علاقه داشتن به یکدیگر ارزشمند است، اما برای ساختن یک رابطه صمیمی کافی نیست. دو نفر باید بتوانند احساساتشان را با هم در میان بگذارند، به نیازهای یکدیگر توجه کنند و در روزهای سخت کنار هم بمانند.

شاید گاهی لازم باشد به جای پرسیدن اینکه «چرا مثل گذشته نیستیم؟» سؤال دیگری از خودمان بپرسیم:

آخرین باری که واقعاً با هم حرف زدیم، نه درباره کارهای روزمره، بلکه درباره خودمان و احساسی که داریم، چه زمانی بود؟

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.