دوبیتی شهادت حضرت زهرا | 150 دوبیتی مخصوص ایام فاطمیه رسمی و ادبی
در این نوشته از دلبرانه به مناسبت ایام فاطمیه تعداد 150 دوبیتی شهادت حضرت زهرا خدمت شما ارائه خواهیم کرد
با توجه به اینکه ممکن است بخواهید ایام فاطمیه را به افرادی تسلیت بگویی یا در فضای مجازی یک پست یا اسوری درج کنید
به همین دلیل مجموعه ای از بهترین دوبیتی شهادت حضرت زهرا برای شما جمع آوری کرده ایم
امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد
با ما همراه باشید
دوبیتی شهادت حضرت زهرا | 150 دوبیتی مخصوص ایام فاطمیه رسمی و ادبی
خون دل او ز دیده بیرون می ریخت
از سینه ی سینایی تو خون می ریخت
تنها نه که از دیده ی او خون می ریخت
جان علی(ع) از دو دیده بیرون می ریخت
════════════════════
هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست
════════════════════
من آن گلم که به ضرب لگد گلاب شدم
در استانه در سوختم کباب شدم
برای خاطر مظلومی علی بابا
بسان شمع چنان سوختم که اب شدم
════════════════════
نگاه سرد مردم بود و آتش
صدا بین صدا گم بود و آتش
بجای تسلیت با دسته ی گل
هجوم قوم هیزم بود و آتش
════════════════════
به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش
کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید
بود چشمش به در تا که اجل آید به دیدارش
════════════════════
چنان داغت دلم غمناک کرده
که دست من تو را در خاک کرده
به جایت زینب مظلومه تو
غبار غم ز رویم پاک کرده
════════════════════
نمایان شد ز خط آتش و دود
که جرم فاطمه حب علی بود
پس از زهرا علی بی هم زبان شد
اسیر امتی نامهربان شد
════════════════════
کدامین شب از آن شب تیره تر بود
که زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیداد
سرت را سینه زهرا سپر بود
════════════════════
سنگی که زدی قاتل این آیینه است
ضرب لگدت ز کینه ای دیرینه است
بد ذات نزن صورتم از برگ گل است
نامرد چقدر دست تو سنگین است
════════════════════
چه تعبیری خدا در نقطه دارد
که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س)
همین اندازه کوثر نقطه دارد
(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)
════════════════════
اگر محور به هر امکان علی بود
ولی بر فاطمه مهمان علی بود
کنار تربتت مظلومه زهرا
سر شب تا سحر گریان علی بود
════════════════════
عمریست رهین منت زهرائیم
مشهور شده به عزت زهرائیم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید
ماپیر غلام حضرت زهرائیم
════════════════════
بانو سلام فاطمیه شروع شد
باز این چه شورش و چه ماتم شروع شد
بانو تحفه اشک عشق شروع شد
بانو اشک مصیبت نصیب کن فاطمیه شروع شد
════════════════════
ز سوز دل کنم گریه برایت
که دیگر نشنوم زهرا صدایت
در و دیوار خانه با نگاهم
بیادم آورد آن ناله هایت
════════════════════
بخواب اين جا كه از سيلی خبر نيست
نشاني از عدوی پر شرر نيست
سلامم را به بابا گر رساندی
بگو ياری برای من دگر نيست
════════════════════
آنان که بر این خانه هجوم آوردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
════════════════════
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
════════════════════
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم
════════════════════
من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده
════════════════════
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود
════════════════════
تو که بر بی کسـی هامون دلیـلی
تو کـه خـلوت سـرای جبـرئیلیچـرا داره فقـط رنگـین کـمونت
سه رنگ! اونم کبود و سرخ و نیلی
════════════════════
شبم تاره، مث چادر سیاهت
تبم نمداره، سرده، عین آهت
حسودی میکنم امشب به مهتاب
که دامن میکشه بر روی ماهت
════════════════════
دلم تنهاست ماتم دارم امشب
دلی سر شار از غم دارم امشب
غم آمد غصه آمد ماتم آمد
خدا را این میان کم دارم امشب
════════════════════
نباریده ست بارانی در آتش
دری می سوخت پنهانی در آتش
بر ابراهیم آتش شد گلستان
ولی اینجا گلستانی در آتش …
════════════════════
مادر بنگر دلم چقدر دلم مست شده
دل هیچ بود ز عشق تو هست شده
در بوته آزمایش عشق و جنون
از نمره بیست نمره من شصت شده
════════════════════
روز ازل تا الست عاشق مادرم من
دیوونه ی دبیر مریم و هاجرم من
منصب افتخارم در دو جهان همین است
من سگ نوکران نوکر مادرم من
════════════════════
مهدی مومنان اسیر بندند بیا
پروانه ها گویی گرد شمع اند بیا
در حال و هوای پرغم فاطمیه
عاشقان زهرا همه جمع اند بیا
════════════════════
هنگامیکه زهرا بیفتاد به خاک
معراج بلرزید و جهان شد صدچاک
اسم و رسم مادر چنین وصف کنم
از لطف وجود او درخشد افلاک
════════════════════
بنت ابی هایی و تو حبیبه ی مصطفی
معلم حسینی و زینبی و مجتبی
چنان که خود خواهی خطابت کنم
فاطمه ای! لشکر تک مبارز مرتضی
════════════════════
نام مادر بر تمام سر در دلها بود
عشق او در هر زمان آرامش جانها بود
کوری چشمان سنی که ندید نوری علی
مادر اسلام آری حضرت زهرا بود
════════════════════
تنها هدف خلقت عالم زهراست
خورشیذ ز نور چشم مادر برپاست
اوصاف بلند و نیک مادر به کنار
او حجت حاجیان معصوم بر ماست
════════════════════
بانوي مهربان غزل هاي خاكي ام
مرهون چادر تو همه نقد پاكي ام
سوگند بر شهادت و بر قبر مخفي ات
من تا ابد ز هرچه ضد ولايي ست شاكي ام
════════════════════
بر باغ خزان گرفته ام سر نزنید
این خانه ی آتش زده را در نزنید
از ما گذشت مادری را دیگر
در خانه به پیش چشم دختر نزنید
════════════════════
گرفتي لطف حيدر گفتنت را
دريغ از من نمودي ديدنت را
ولي با من بگو ساعت به ساعت
چرا كردي عوض پيراهنت را
════════════════════
مي روم زينب تو و جان حسين
كربلا و يوم الاحزان حسين
گرچه من در قتلگه آيم ولي
جاي من كن بوسه باران حسين
════════════════════
ای خاک در تو تاج سرها زهرا
وی قبر تو، مخفی ز نظر ها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم
گر بسته شود تمام درها زهرا
════════════════════
نخلی که شکسته ثمرش را نزنید
مرغی که زمین خورده پرش را نزنید
دیدید اگر که دست مردی بسته
دیگر درِ خانه همسرش را نزنید
════════════════════
دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر كه خاكستر ندارد
مفسرها همه با خون نويسيد
كه قرآن علي كوثر ندارد
════════════════════
مسلمانان چرا شب دفن شد صدّیقه کبری
چرا گم شد نشان قبر آن انسیّه حوراء
هنوز از رحلت ختم رُسُل نگذشته ایّامی
نگین خاتم پیغمبران بشکست، واویلا
════════════════════
ما گوشه نشينان غم فاطمه ايم
محتاج عطا و كرم فاطمه ايم
يك عمر چو شمع گر بسوزيم كم است
دلسوخته ي عمر كم فاطمه ايم
════════════════════
از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد
نشناخته توصيف کمالش نکنيد
هر کس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نکنيد
════════════════════
کاش ثانی ذره ای احساس داشت
احترام باغبان و یاس داشت
کاش زهرا پشت در تنها نبود
مادر سادات هم عباس داشت
════════════════════
لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت
════════════════════
فاطمه کیست مقامی است خدا می داند
خطبه اش چیست کلامی خدا می داند
چه کسی هست که تعریف کند فاطمه را
به خدا فاطمه نامی است خدا می داند
════════════════════
اندر آن برهه حساس علی تنها بود
خانه تحت نظر و کوچه پر از اعدا بود
هیچ کس یاری آن سید مظلوم نکرد
از علی آنکه دفاع کرد فقط زهرا بود
════════════════════
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته به قران زهراست
════════════════════
زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه
هست از غم او سینه ی عالم پر آه
ناموس خدا کجا و سیلی خوردن
لا حول و لا قوة الا بالله
════════════════════
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
وز تربت او کسی نشان دارد، نه
آن تربت گم شده به بَر زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
════════════════════
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
════════════════════
از گريه عرش ، آسمان دريا شد
يك قطره چكيد و مثل عاشورا شد
با شال عزا مرد غريبي مي گفت
ايام عزاي مادرم زهرا شد
════════════════════
ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای
هر سو نشان توست ولی بی نشانه ای
زهرای پاک ، ای غم زیبای دلنشین
تو خواندنی ترین غزل عاشقانه اي
════════════════════
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مرهون عطر ياس بود
اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود
════════════════════
نماز فاطمه اسلام را شرافت داد
دعای نیمه شب او به شیعه عزت داد
سلام عالمیان بانوی دو عالم را
که حق به ساحت قدسیش مقام عصمت داد
════════════════════
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این است:
ای کاش درِ سوخته مسمار نداشت
════════════════════
در جهان تا زنده ام گويم ثناي فاطمه
دست حاجت مي برم سوي خداي فاطمه
گر براي درد بي درمان مداوا طالبي
رايگان درمان كند دارالشفاي فاطمه
════════════════════
زهرا چه فرشته است ؟ خدا ميداند
او از چه سرشته است ؟ خدا ميداند
بين در و ديوار از آن ضرب لگد
براو چه گذشته است ؟ خدا ميداند
════════════════════
بیا بانو و مثل سابقم کن
برای خادمی ات لایقم کن
شفاعت کن که قلبم پاک گردد
و همچون شیعه هایت عاشقم کن
════════════════════
در این دنیا بسی جون جگر دید
در آخر هم چنان داغ پسر دید
در این دنیای رنج و باز لبخند؟
مگر خود را در آغوش پدر دید
════════════════════
غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست
جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست
ای مرگ بیا!که زندگی کردن من
بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست
════════════════════
رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد
آتش ز نوایش به دلم افروزد
این خانه عزاخانه شود بار دگر
هر گاه نگاه خود به در می دوزد
════════════════════
در ظلمت شب شهاب را می شستند
آیینه افتاب را می شستند
در چشمه خون چکان چشمان علی
پیمانه نور ناب را می شستند
════════════════════
بي تو با شمع علي تا به سحر مي سوزد
شمع مي ميرد و او بار دگر مي سوزد
يک نفر مثل درختان سپيدار بلند
در خيالش همه شب بين دو در مي سوزد
════════════════════
ثانی که فکنده از سخن زهرا را
افروخت به جان و تن شرر زهرا را
مردم همه دیدند که بر نوکر خویش
فریاد برآورد که بزن زهرا را
════════════════════
فرصت توبه و برگشت به خدا دیر شده
ز پی ضلال شیعه مادرم پیر شده
فاطمه ز ضرب سیلی دمی رنجور نگشت
فاطمه ز دست ما عمری زمین گیر شده
════════════════════
چشم دل خود به نور حق می بندی؟
بر صوت عزای فاطمه می خندی؟
فردای قیامت که مجازات شوی
والله ز آه مادرم در بندی
════════════════════
ما غرق شدیم ز کفر و باطل در بحر
جاری است گناه و معصیت همچون نهر
آنقدر گناهمان زیادت کرده
در فاطمیه جشن بگیرند در شهر
════════════════════
دم بی فاطمه مرگ و زوال است
دوام زندگی بی او محال است
اگر خواهی رسی اوج کمالات
عزای فاطمه عین کمال است
════════════════════
با وجودی که حسین ارباب و شاه عالمه
یا علی مرتضی مولا و سلطان منه
ذکرمن هر روز و هرشب این شده
اهل عالم! بدونید جانم فدای فاطمه
════════════════════
سرلوحه ی عشق و عفتی مادر جان
ساربان کاروان عصمتی مادر جان
همسایه ی خود را به دعا زود کنی
الحق که چه با محبتی مادر جان
════════════════════
برخانه بابا برویم کنون علی تنهاست
هم ناله حیدر بشویم گه غم دلهاست
پیراهن و شال مشکی آماده کنید زیرا
ایام شهادت غمین حضرت زهراست
════════════════════
الهی داد از این دل داد از این دل
کنار قبر زهرا کرده منزل
بگو زهرا زجا خیزد ببیند
که اشک دیده کردخاک او گل
════════════════════
کمی از غسل زیر پیرهن ماند
کمی از خون خشک بر بدن ماند
کفن را در بغل بگرفت و بو کرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند
════════════════════
تا که نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت
سوختم چندان که مغز استخوان آتش گرفت
حیدر آمدخاک همچون باد ، گرم گریه شد
خواست تا غسلت دهد ، آب روان آتش گرفت
════════════════════
خون است که روی خاک خشت افتاده است
داغ است به قلب سر نوشت افتاده است
خیزید و فرشته را به بیرون ببرید
آتش به در باغ بهشت افتاده است
════════════════════
آن فرقه که زهرای جوان را کشتند
ناموس خدای مهربان را کشتند
ای وای که با کشتن محسن پسرش
یک سوم سادات جهان را کشتند
════════════════════
من علی ام که خدا قبله نما ساخت مرا
جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
من که یکباره در قلعه خیبر کندم
داغ زهرا بخدا از نفس انداخت مرا
════════════════════
زهرا اگر نبود فلک بی ستاره بود
محشر کجا برای شما راه چاره بود
زهرا اگر نبود کسی سینه زن نبود
از شور و عشق و نغمه مستی سخن نبود
════════════════════
گفــتم به گُـل لالــه چـه آموخــته ای؟
در باغ، تـو تنها گُل دلســوخـته ای!
رو کــرد به آن یـاسِ میــان آتــش …
گفتا که تو چشمِ دل به آن دوخته ای؟
════════════════════
نمي شد باورم زهرا نباشد
به خانه نغمه ي امّا نباشد
خدايا دخترم مي گِريد اينكه
نماز مادرش برپا نباشد
════════════════════
گل بود و سوخت برگ هایش
همچو شمع سوخت علی در نگاهش
علی با دسته بسته سر به زیر داشت
فرو بر سینه رفت مسمار داغش
════════════════════
چه شب ها که به یادت گریه کردم
زشام تا به سحر ناله کردم
زسوز دل کردم گریه برایت
مسمار در را از خجالت آب کردم
════════════════════
فاطمیه راز سر به مهر فاطمه است
فاطمیه غصه نبودت مزار فاطمه است
سال ها میگذر از دفن فاطمه
اما هنوز هم در مدینه غریبه است
════════════════════
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود
یاعلی قبر پرستویت کجاست
آن گل صد برگ خوشبویت کجاست
════════════════════
فاطمیه آمد و ای همدم و مونس کجایی
یاس می پرسد ز پروانه گل نرجس کجایی
در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا
تا نگویند این جماعت بانی مجلس کجایی
════════════════════
خون دل او ز دیده بیرون می ریخت
از سینه ی سینایی تو خون می ریخت
تنها نه که از دیده ی او خون می ریخت
جان علی(ع) از دو دیده بیرون می ریخت
════════════════════
مردک پست که روزی نمک حیدر خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم بر خورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد.
════════════════════
ای اهل تسنن من دلی پر دارم
ای اهل تسنن من ربط به چادر دارم
وحدت به کنار ولی من
از دشمن علی تنفر دارم
════════════════════
مرد نبرد است علی چون سپرش فاطمه است
نون و قلم حیدر است و اثرش فاطمه است
رو به حیاط دل فاطمه سر می گذاشت
چون که نسیم خوش هر سحرش فاطمه است
════════════════════
مپرس از من چرا از پا فتادم
که از داغ تو در صحرا فتادم
چو می خوردم ز دشمن تازیانه
به یاد مادرم زهرا فتادم
════════════════════
دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم
با زائرات کنار سقاخونت بشینم
سقاخونت آقاجون، به یاد مشک سقاست
اونجا فقط برای شادی قلب زهراست
════════════════════
تو را در نيمه شب در خاك كردم
گريبانم زداغت چاك كردم
براي اينكه طفلانت نميرَند
همه آثار خونت پاك كردم
════════════════════
به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و اینبار هم اجازه بده
به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم
════════════════════
چه خوب می شد اگر ما بزرگتر بوديم
شبيه مادرمان ياور پدر بوديم
درون خانه نشستيم و رفت مادرمان
به جاي مادرمان كاش پشت در بوديم
════════════════════
ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت
ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت
این ذکر هزار سالۀ مهدی توست
ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟
════════════════════
فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد
با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد
والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده
با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد
════════════════════
امشب دل سنگ کوچه ها میگرید
یک شهر،خموش وبیصدا میگرید
تشییع جنازه غریب زهراست
تابوت بحال مرتضی میگرید
════════════════════
یک نفر بر گرد مولا با سپر چرخیده بود
بهتر است اینکه بگویم با پسر چرخیده بود
سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم
در به سمت داخل کوچه اگر چرخیده بود
════════════════════
نیمه شب تابوت را برداشتند
بار غم بر سینه ها بگذاشتند
هفت تن دنبال یک پیکر روان
وز پی آن هفت تن ، هفت آسمان
ظاهرا تشیع یک پیکر ولی
باطنا تشیع زهرا و علی
════════════════════
با سرشک دیده وبا ناله پیوسته اش
با تن تبدار وبا جسم به غایت خسته اش
روز تنهایی که او بودوکسی یارش نشد
کرده یاری ید اله با ید بشکسته اش
════════════════════
در خانهی وحی، نور ایمان شکفت
از دامن فاطمه، دلِ قرآن شکفت
اما چو رفت آن گل خوشبو زِ دست
بر چهرهی احمد، غم دوران شکفت
════════════════════
در کوچهی غم، نسیم آه آمد
آتش به دل از ستمِ جاه آمد
بانوی بهشت، با دلی خونین
بر در زده، اما بیپناه آمد
════════════════════
چون شمع، میان خانه تنها گریست
با دست کبود و دل شکیبا گریست
آه از دل مرتضی که در محراب
از درد غمِ همسر خود تا گریست
════════════════════
بر خاک فتاد ماهِ عصمت، دریغ
افتاد ز پای، نورِ رحمت، دریغ
درِ خانهی وحی بسته شد ناگاه
افتاد ز چشمِ حق حقیقت، دریغ
════════════════════
آیینه شکست و نور پنهان شد
از سینهی عشق، آه سوزان شد
آن روز که کوچه شاهد ظلمی بود
در دامنِ تاریخ، غمافسان شد
════════════════════
خورشید ولایت به خفا میگریست
در بیتِ علی، ماهِ صفا میگریست
ایوانِ نبوت، همه خاموش و سرد
در سوگ بتول، مصطفی میگریست
════════════════════
ای مادر دهر، ای سحرگاه حیات
ای دُرّ ولایت و چراغ نجات
در غربت خویش خون شدی، ای طاهره
بر لوح از آن روز نوشتند “وفات”
════════════════════
از داغ تو، ای شکوفهی بیخار عشق
خون میچکد از دلِ هوادار عشق
رفتی و هنوز بعدِ قرنها، زهرا
داغت به جگر ماندهی یارِ عشق
════════════════════
وقتی که تو رفتی، دلِ احمد شکست
خورشید از آسمان رحمت شکست
آن کوچه هنوز هم صدا میزند
ای بانوی صبر، قامتت چِون شکست
════════════════════
دل از غم تو شعله به جان میکشد
اشک از رخِ عشق بیامان میچکد
در سوگ تو، ای مادرِ آیینهها
هر دل ز فراق، بیزبان میچکد
════════════════════
چون فاطمه رفت، خانه ویران شده
گلزار نبی، داغِ بهاران شده
در کربوبلا زینب غمدیده گفت
مادر اگر اینجا بود، طوفان شده
════════════════════
از کوچه گذشتی و جهان گریه کرد
دل با غم تو، بیامان گریه کرد
ای مادرِ مظلومترین آینهها
حتی دلِ سنگ هم، چنان گریه کرد
════════════════════
در خیمهی عشق، شعلهها بیقرار
در چهرهی مرتضی، غمِ بیقرار
زهرا که فتاد، آسمان خم شد
افلاک به سوگ او شدند دچار
════════════════════
ای بانوی صبر، مادرِ خورشیدها
ای چشمهی نور در دلِ امیدها
هر سال رسد دوباره ایامِ غمت
میلرزد از آن داغ، دلِ بیدها
════════════════════
در سینهی عالم است ناله هنوز
در کوچهی دل، صدای لاله هنوز
هرچند که قرنها گذشته زِ آن روز
بغض تو شکسته در حوالیِ هنوز
════════════════════
ای سروِ صبور در مسیر بلا
ای مظهرِ عفت، ای دلِ آینهها
با رفتن تو، شکسته شد تکیهگاه
در غربتِ خانه ماند مولا، تنها
════════════════════
ای کوثر پاک، نغمهی قرآن
جانِ نبی و صفای ایمان
از داغ تو، هر سال در این ایام
میگرید افق به رنگ باران
════════════════════
در ماتم تو زمین و آفاق غم است
اشک همه در نگاه افلاک غم است
زهرا، به خدا که با غمِ بیپایان
دین تو هنوز در دلِ عشاق غم است
════════════════════
در کوچهی آه، ماهِ عصمت فتاد
نور از رخِ صبحِ حقیقت فتاد
از داغ تو تا همیشه تاریخِ دل
خونابه زِ چشمهی ولایت فتاد
════════════════════
بانوی طه، شکوهِ پاکی و نور
ای مادرِ عشق و مظهرِ صبر و شور
هر سال که ایامِ غمت میرسد
دل میشود از غمت پر از سوز و نور
════════════════════
مدینه غرق غربت شد شبی که
چراغ خانه خاموش از غمی که
دل حیدر شکست از داغ زهرا
زمین لرزید از آن ظلمی که دید
════════════════════
شبانه رفتی و شهر از خبر ماند
دلِ عالم در آن اندوه، پر ماند
علی ماند و غم بیهم نفس ماند
خدا ماند و دلِ تنها پدر ماند
════════════════════
صدای گریههای نیمهشبها
شکسته شد ز آهِ نور زهرا
علی ماند و دو طفل بیپناهش
دلش آتش گرفت از داغ زهرا
════════════════════
جهان تاریک شد بیعطر زهرا
به لرزه افتاد قلبِ ابنزهرا
علی ماند و غمِ تکیهگهِ خویش
به روی سینهاش افتاده زهرا
════════════════════
در آن کوچه چه بیرحمی شکستند
دل خورشید را با سنگ بستند
زمین شرمنده از آن ناله گشت و
زمان از کینهی آن ظلم پستند
════════════════════
حسن بیمادر و زهرای کوچک
نگاهشان پر از داغِ مژهخُشک
علی ماند و دو چشمان ترِشان
که هر شب شد به غربت، غصهپوشک
════════════════════
به دیوار ستم خورد آن گل یاس
شکست آیینهی آرامشِ خاص
علی میسوخت از آن زخمِ همیشه
که در قلبش بماند تا نفسها
════════════════════
چراغ خانه خاموش از وداعش
زمین بیمهر شد بعدِ صداعش
علی ماند و غمِ خاموش خانه
که شبها دقنفس میزد ز داغش
════════════════════
شکست آن بازوی پرنورِ کوثر
زمین لرزید زیر پای حیدر
علی میگریست با اشک شبانه
خدا میدید داغش را مکرّر
════════════════════
مدینه مانده حیران از مصیبت
هوا پر شد ز آه و از حُرمت
به خاک افتاد آن بانوی پاکی
که عالم گریهریزان از شهادت
════════════════════
سحر خون گریه کرد از داغ آن نور
علی میرفت با قلبی پر از شور
که قبر بینشانش را بپوشد
ز چشم کینهداران بیحضور
════════════════════
دل زهرا شکست آن دم که کوچه
به او بارید بارانی ستمسو
علی آمد ولی دیر رسید و
دلش از بغض دنیا گم شد از تو
════════════════════
جز اشکِ حیدرِ تنها نماندند
چراغ آسمانها هم نماندند
پس از زهرا دل شب خون گریست و
کبوترهای غم پرپر نشاندند
════════════════════
حسن با چشمهایِ خیس میگفت
کجایی مادرِ من؟ آه بیوقف
حسینم در دلش آتش کشیده
فراق مادرش شد داغ ناگفت
════════════════════
به بالینش نشست آن شیرِ خیبر
ولی اشکش ز چشمش شد روانتر
چه سخت است این وداع با سپیده
که از داغش شکسته شد دلِ حیدر
════════════════════
زمین در ماتمش یخبند شد باز
زمان از غصّهی دل کند پرواز
به قبر بینشانش زائرانه
ملک میآمد و میرفت مناجات
════════════════════
دل زهرا شکسته بود از آزار
خدا میدید آن زخمِ پُرغبار
ولی مهرش به حیدر ماند تا لحظه
که جان دادش به سینهی علمدار
════════════════════
مزارش بینشان اما پر از نور
به هر سو میرسد عطر حضور
علی با اشک میگفتا به شبها
که: «ای آرام جان من! تو برگرد»
════════════════════
مدینه بیتو بیروح است زهرا
قمر بینور و شب تار است زهرا
علی ماندهست با داغی که هر دم
دلش را میدرد، زار است زهرا
════════════════════
جهان ماتم گرفت از داغ زهرا
زمین لرزید از آهِ علیها
شب شهادت، ملائک هم گریستند
که ظلمی اینچنین بر نورِ یکتا
