زندگینامه امام حسین (ع) | از تولد تا شهادت و بررسی رویداد های مهم

در این نوشته از دلبرانه قصد داریم مطلبی در خصوص زندگینامه امام حسین (ع) خدمت شما کاربران محترم ارائه نماییم.

از آنجایی که ممکن است شما هم علاقه مند به این باشید که زندگینامه امام حسین(ع) مطالعه کنید.

به همین دلیل در ادامه ضمن درج ایم مطلب به صورت اجمالی به حوادث آن دروان پرداخته شده است.

امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد …. با ما همراه باشید…

زندگینامه امام حسین (ع) | از تولد تا شهادت و بررسی رویداد های مهم

زندگینامه امام حسین

  • نام : حسین (سومین امام که به امر خداوند تعیین شده است )
  • دایه :ابو عبد اللّه
  • صفت : خامس آل عبا، سبط، شهید، وفى ، زکى
  • پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )
  • مادر: حضرت فاطمه (س )
  • تاریخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
  • مکان ولادت : مدینه
  •  عمر : 57 سال
  • قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت الله)
  • زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
  • مکان شهادت و دفن : کربلا

در سوم شعبان سال سوم هجري حضرت فاطمه (س) فرزندي بدنيا آورد كه بعدها در تاريخ اسلام همچون نوري در تاريكي درخشيد و با خون خويش نهال جوان اسلام را آبياري نمود و آوازه دليري و شهامت او در اقصا نقاط جهان طنين انداز گرديد.

هنگامي كه به رسول خدا خبر تولد او را دادند حالتي از حزن و اندوه توأم با شادي و سرور به او دست داد .

پرسيدند : اي پيامبر خدا چرا اينگونه متغير شدي نوزاد  فاطمه (س) صحيح و سالم است! حضرت فرمود از عاقبت اين كودك در انديشه فرورفتم چون او وظيفة بزرگي برعهده خواهد گرفت و آن پاك كردن دين خدا از پليدي ها و ناپاكي ها خواهد بود.

سپس آهسته آهسته گريست از او پرسيدند : پيامبر بزرگ چرا ميگرييد؟ فرمود : بخاطرسرنوشت فرزند دلبندم چونكه ميدانم او را با لباني تشنه در صحرايي بي آب و علف شهيد خواهند نمود.

القاب امام حسين (ع)

براي امام حسين چون برادر بزرگوارش امام حسن (ع) القاب بسياري ذكر نموده اند از جمله رشيد، شهيد كربلا، طيب ، زكي ، مبارك ، سبط ثاني، و از همه آنها بالاتر و با اهميت تر لقبي است كه پيامبر به او داده بود . (سيد شباب اهل الجنه ) سرور جوانان بهشت هماني كه به برادرش امام حسن نيز هديه شده بود.

بدين ترتيب امام حسين از پدر و مادري بزرگوار و با ايمان چون علي مرتضي (ع) و فاطمه زهرا (س) به دنيا آمد او هميشه بداشتن چنين پدر ومادري افتخار مي نمود.

کنيه و نقش انگشتري امام حسین علیه السلام

کنيه آن حضرت را ابو عبد الله و القاب وي را الرشيد، الوفي، الطيب، السيد، الزکي، المبارک، التابع لمرضاة الله، الدليل علي ذات الله، و السبط، نوشته اند.

اما بالاترين لقب همان است که جد بزرگوارش پيامبر صلی الله علیه و آله بر او و برادرش امام حسن نهاده و فرمود: حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند. و در جاي ديگر رسول الله صلی الله علیه و آله امام حسين علیه‌السلام را به نام سبط خواند.

در کتاب، الفصول المهمة، نقش انگشتري وي، لکل اجل کتاب آمده، اما در کتاب وافي و غير آن که از امام صادق علیه‌السلام نقل گرديده، حسبي الله، و از امام رضا علیه‌السلام (ان الله بالغ امره) ذکر شده است و چنين به نظر مي رسد که براي آن حضرت چند انگشتري با عباراتي که بدانها اشاره شد وجود داشته است.

صفات پسنديد‌ه آن حضرت

امام حسين (ع) فضايل پسنديدة فراواني داشت ، از جملة آن صفات پسنديه كرم وجود و سخا بود ه در فطرت خاندان عصمت و طهارت موجود بود.

او مهمان را هميشه گرامي مي داشت گدا و فقير را از پيش خود نمي راند و پشتيبان محرومان و تهيدستان بود. گويند روزي به مهمانش هزار گوسفند و هزار دينار بلاعوض هديه داد.

او در سخاوت و بخشش وفضيلت شهرت داشت گناهكاران عفو مي كرد و مقروضان را از بدهكاري نجات مي داد.

گويند روزي معاويه براي اينكه آن حضرت را از خود راضي كند مقاديربسياري سكه طلا و لباسهاي فاخر وگرانبها به او هديه نمود.

اما امام آنها را نپذيرفت و فرمود: من هيچگاه از قاتل پدر و برادرم چيزي را نمي پذيرم .

دوران کودکی امام حسین (ع)

دامان پرمهر مادرش فاطمه سلام الله علیها به او آرامش می‌بخشید و جبرئیل و میکائیل در کناره گهواره اش مایه آرامش جان او بودند.

از همان دوران کودکی دامان عطوفت پیامبر خدا محل امنی برای رشد این کودک بود. محبت‌های سرشار پیامبر خدا نسبت به او هیچ‌گاه تمامی نداشت.

در خانه، کوچه و مسجد همراه جد بزرگوارش بود و بوسه‌ها و علاقمندی پیامبر خدا نسبت به او در همه جا مشهود بود.

پیامبر خدا با حمایت همه جانبه خود از او و توصیه به دوستی با او همواره در پی معرفی شخصیت با عظمت وی در جامعه بود.

حوادث دوران کودکی، ویژگی‌های الهی، نزول مائده‌های آسمانی و رفتار سرشار از مهر پیامبر با وی همه از همین حکایت می کرد.

در کنار پدر

از تلخ‌ترین حوادث روزهای دوران کودکی حسین علیه‌السلام ارتحال پیامبر خدا و شهادت مادرش فاطمه سلام الله علیها است.

او شاهد جنایاتی بود که بعد از ارتحال پیامبر خدا در حق اهل بیتش روا داشتند و پدر و مادر خویش را در کوچه‌های مدینه برایاحقاق حقشان همراهی می نمود.

پس از آن در کنار پدرش به رشد و بالندگی رسید و تعلیم و تربیت‌های پدر از او انسانی رشید ساخت که همچون سربازی فداکار در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان پدرش را همراهی می‌کرد و همه حوادثی را که در دوره حکومت پدرش و قبل از آن اتفاق افتاد تجربه کرد و در برابر امر خدا پایداری نمود.

حمایت از برادر

حسین علیه‌السلام بعد از شهادت پدر، همواره و همه جا از حق برادرش که در حقیقت امام او بود، دفاع کرد، در برابر تصمیم‌های او تسلیم بود و ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حق سیره همیشگی‌اش بود.

وی پس از گذراندن 7 سال در کنار پیامبر خدا، 37 سال در کنار پدرش امیر المؤمنین علیه السلام و 47 سال در کنار برادرش امام حسن مجتبی علیه السلام، در سال 50 هجری پس از شهادت برادرش، از جانب خدا به امامت و رهبری امت منصوب شد.

اما فضای مسموم و خفقانی که معاویه در سراسر حجاز حاکم ساخته بود، مردم را از رهبری این پیشوای معصوم محروم ساخت؛ اسلام و مسلمانان به وسیله معاویه و همدستانش به بیراهه و فساد کشیده شد و دستگاه حکومت به فساد آلوده گشت.

ازدواج همسران و فرزندان امام حسین (ع)

همسران امام حسین (ع) پنج نفر می باشند(عماد زاده، زنان پیامبر اسلام ، ص 406 )که اسامی آنها در منابع تاریخی ضبط شده است و همگی دارای اولاد بودند.

مرحوم شیخ عباس قمی (ره)، همسر دیگری برای امام حسین (ع) ذکر کرده است که نام او معلوم نیست و صاحب حمل بوده، بعد از شهادت امام حسین (ع) اسیر شده و در نزدیکی حلب طفل خود را سقط کرده است.(قمی، عباس، منتهی الامال ،ج1، ص7 ـ 1 ).

شیخ مفید تعداد اولاد آن حضرت را ، شش نفر، چهار پسر و دو دختر دانسته، (مفید، الارشاد ، ج2، ص 491. ) اما  بعضی منابع نه فرزند، شش پسر و سه دختر برای حضرت ذکر کرده (امین، سید محسن، ج4، ص 73.) و برخی از منابع مثل ابن شهر آشوب در مناقب و مرحوم اربلی در کشف الغمه، تعداد اولاد آن حضرت را ده نفر، شش پسر و 4 دختر و بعضی حتی بیشتر از ده نفر ذکر کرده اند.

با توجه به منابع مذکور، اسامی فرزندان امام حسین عبارتند از :

1. علی بن الحسین، و کنیه او ابو محمد و ملقب به زین العابدین است و مادرش شاه زنان، شهر بانو دختر یزدگرد شاه ایران است.

2. علی بن الحسین الاصغر، معروف به علی اکبر که در کربلا شهید شد و مادرش لیلی، دختر ابو مرّة بن غزوة بن مسعود ثقفیه است.

3. جعفر بن الحسین، مادرش قضاعیه از قبیله قضاعه است.

4. عبد الله بن الحسین، و نام مادرش رباب، دختر امرء القیس است. که همان عبدالله رفیع (شیرخوار) است و به علی اصغر معروف است.

5. سکینه بنت الحسین، مادر او نیز رباب، دختر امرء القیس است.

6. فاطمه، نام مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبید الله تیمیه است.( بحارالانوار، ج45، ص 329. )

7. محمد، که در کربلا شهید شد و مادر او رباب، دختر امرء القیس است. (ابن شهر آشوب، مناقب، ج4، ص 77. )

8. علی اصغر، نام مادرش رباب. همان عبدالله بن حسین یا عبدالله رفیع است. (ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان امام حسین ـ علیه السلام ـ ، ص 22 )

9. زینب، نام مادر او معلوم نیست. ( ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 77. )

10. رقیه ـ سلام الله علیها ـ مرحوم حائری مادرش را شهربانو دختر یزدگرد سوم ذکر کرده است، (ربانی خلخالی، ص 197) و مطابق بعضی از نقلها ام اسحاق نام داشت. (ربانی خلخالی، ص 199 )

11. دیگر از زوجات حضرت ابا عبدالله، زنی بوده که نامش معلوم نیست و حامله بوده بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ اسیر شده و هنگامیکه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را از کوفه به شام می بردند در نزدیکی حلب طفل خود را سقط کرده و اسمش محسن ابن حسین است. (قمی، عباس، ج 2، صص 701 ـ 638 ) و این محل فعلاً در سوریه زیارتگاه است.

دوران امامت

شروع امامت حسین بن علی(ع)، با دهمین سال حکومت معاویه مصادف بود.

معاویه در سال ۴۱ق پس از صلح با امام حسن حکومت را در دست گرفت و خلافت اموی را پایه‌گذاری کرد.

منابع اهل سنت او را فردی زیرک و بردبار خوانده‌اند.

او به ظواهر دینی پایبند بود و حتی برای تثبیت خلافت خود از برخی اصول دینی بهره می‌برد و با وجود آنکه با زور و با بهره‌گیری از حیله‌های سیاسی قدرت را به چنگ آورد، حکومت خود را از سوی خدا و قضای الهی می‌دانست.

معاویه خود را برای اهل شام، هم‌ردیف پیامبران، از بندگان صالح خدا و از مدافعان دين و احکام آن معرفی می‌کرد.

در منابع تاریخی آمده است که معاویه خلافت را به سلطنت تبدیل کرد و آشکارا می‌گفت به دینداری مردم کاری ندارد.

یکی از مسائل دوره حکومت معاویه، وجود اعتقادات شیعی در میان بخشی از مردم، به‌ویژه در عراق بود.

شیعیان دشمنان معاویه بودند، چنانکه خوارج نیز دشمن او بودند، ولی خوارج پایگاه مردمی چندانی نداشتند، بر خلاف شیعیان که در اثر نفوذ امام علی(ع) و اهل بیت، پشتوانه‌ای قوی داشتند.

از این رو معاویه و کارگزارانش، چه با روش سازشکارانه و چه با سخت‌گیری‌های شدید، با جریان شیعه برخورد می‌کردند.

یکی از مهمترین روش‌های معاویه، ایجاد بیزاری از امام علی(ع) در میان مردم بود تا جایی که لعن و سبّ علی(ع) در دوره معاویه و سپس امویان به صورت سنتی متداول ادامه یافت.

معاویه پس از استحکام پایه‌های قدرتش، سیاست سرکوب و فشار بر شیعیان را در پیش گرفت و به کارگزارانش نوشت که نام دوستداران علی(ع) را از دیوان، حذف کنند و دریافتی آنها از بیت‌المال را قطع کنند و شهادت‌شان را نپذیرند.

او همچنین کسانی که فضایل امام علی(ع) را نقل کنند، تهدید کرد، تا جایی که محدثان از علی(ع) با عنوان «مردی از قریش» و «یکی از اصحاب رسول خدا» و «ابوزینب» یاد می‌کردند.

واقعه کربلا

واقعه کربلا که به شهادت حسین بن علی(ع) و یارانش انجامید، مهم‌ترین بخش از زندگینامه او به شمار می‌آید. بر پایه برخی گزارش‌ها، امام حسین(ع) پیش از حرکت به سوی عراق، از شهادت خود آگاه بوده است.

این واقعه در پی خودداری او از بیعت با یزید رخ داد. حسین(ع) که به دعوت کوفیان، همراه خانواده و یارانش به سوی این شهر حرکت کرده بود، در منطقه‌ای به نام ذو حسم با سپاهی به فرماندهی حر بن یزید ریاحی رو به رو گردید و مجبور شد مسیر حرکت خود را تغییر دهد.

عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد؛ ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت.

شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد؛ ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تأکید کردند.

صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند.

در طی جنگ، حر بن یزید از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست.

پس از کشته شدن یاران، خویشانِ امام به میدان رفتند که اولین آنان، علی اکبر بود و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند.

سپس خود حسین بن علی(ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذی‌الجوشن و به نقلی سنان بن انس سر او را جدا کرد. سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد.

عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) تاختند و استخوان‌های او را درهم‌شکستند.

زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که آن روز بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.

پیکر امام حسین(ع) و حدود ۷۲ نفر از یارانش، روز ۱۱ یا ۱۳ محرم توسط گروهی از بنی اسد و بنابر نقلی با حضور امام سجاد(ع) در همان محلِ شهادت به خاک سپرده شد.

خصوصیات اخلاقی امام حسین (ع)

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد.

روزی نیازمندی از او درخواست کمک کرد. امام که در حال نماز بود، نمازش را کوتاه کرد و هر چه داشت، به او داد.

او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوان برایش هدیه فرستاده بود، در برابر خواندنِ آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و آن اموال را به او بخشید.

همچنین روزی کنیزی دسته گلی تقدیم او کرد. ایشان آن کنیز را آزاد کرد.

گفتند تنها برای یک دسته گل او را آزاد کردی؟ امام حسین(ع) با استناد به آیه «و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها» گفت: خدا این گونه ما را ادب آموخته است.

امام حسین(ع) بسیار بخشنده بود و به گشاده‌دستی شناخته می‌شد اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد و مقداری کمتر از برادر به دیگران کمک می‌کرد.

در منابع آمده است وی ۲۵ بار پیاده به حج رفت.

امام حسین (ع) در قرآن

حسین (ع) هنوز کودک بود که منظور چندین آیه‌ قرآن قرار گرفت. در روز مباهله‌ پیامبر (ص) با مسیحیان نجران، حسین (ع) و خانواده‌اش، تنها همراهان رسول خدا (ص) بودند. پیامبر اکرم (ص) بنا به دستور الاهی در آیه مباهله، حسن و حسین (ع) را به عنوان فرزندان خویش با خود برای مباهله همراه کرد.

باز هم یک بار دیگر هنگامی که آیه تطهیر نازل شد، یکی از پنج تنی که این آیه در مورد آن‌ها نازل شده بود، حسین (ع) بود.

او به همراه پدر، مادر و برادر خود زیر رو انداز پیامبر (ص) قرار گرفتند و خداوند این آیه را درباره آن‌ها نازل کرد: «همانا خداوند می‌خواهد پلیدی را تنها از شما اهل بیت دور گرداند و اراده کرده است شما را پاکیزه سازد.»

در سوره شورا نیز خداوند دوستی و محبت نزدیکان پیامبر (ص) را به تمام مسلمانان سفارش می‌کند و به پیامبرش می‌فرماید: «به مردم بگو: هیچ پاداشی به عنوان مزد رسالت و پیامبری از شما نمی‌خواهم، مگر این که اهل بیت مرا در کانون محبت و دوستی خود قرار دهید.» هنگامی که از پیامبر (ص) در مورد مقصود خداوند از این نزدیکان سؤال شد، فرمود: «آن‌ها علی (ع) و فاطمه (س) و دو فرزند آن‌هایند.»

از نوجوانی تا جوانی

سالیان خوش کودکی حسین (ع) به زودی به پایان رسید. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا (ص) از دنیا رفت.

هنوز مراسم دفن پیامبر (ص) انجام نشده بود که فتنه‌ها برای دستبرد به «ولایت امر»، ظهور کرد. حتی فدک به وسیله حکومت وقت به زور گرفته شد.

امام حسین (ع) همچنین هفت ساله بود که مادر خود را نیز بر اثر جراحات و صدمات وارده از غائله بیعت، از دست داد. این دوران مصادف با زمان حکومت خلفای سه گانه بود.

زمينه انقلاب عاشورا

بعد از مرگ معاويه ساكنان كوفه كه زماني از شيعيان پروپاقرص امام بودند در جنگهاي جمل و نهروان و صفين از خود شجاعتهاي بسياري نشان داده و امويان را بارها شكست داده بودند از فرصت استفاده نمودند و طي نامه هاي بسياري از امام خواستند تا به كوفه بيايد و با ايشان بيعد كند.

هرچند امام از ناسپاسي و دورنگي كوفيان مطلع بود باز هم خواست آنها را امتحان نمايد به همين جهت مسلم بن عقيل پسر عمويش را به كوفه فرستاد تا از صحت و سقم اين اخبار اطلاع حاصل نمايد.

گويند معاويه قبل ازمرگ به فرزندش يزدي وصيت نمود كه اي فرزند من بخاطر علاقه اي كه به تو داشته ام زمينه خلافت تو را از هر حيث فراهم نموده ام و از همه مخالفانت بيعت گرفته ام اما چهارنفر با من نار نيامده و به علت اينكه خود مدعي خلافت هستند با تو بيعت ننموده اند.

آنها همه پسران بزرگان و خلفاي سابق و از مسلمانان راستين و پاك نژادي هستند كه هر كدام نقطه ضعفي دارند . در رأس اين چهار نفر حسين بن علي (ع) است كه مردي بزرگوار و دلير است و مورد توجه و علاقه مسلمانان مي باشد.

خصوصاً مردم كوفه و بصره و مدينه و مكه طرفدار او هستند ، به همين جهت همانطوريكه من با اوروشي مسالمت آميز داشتم تو هم همين طريق را بكارگير و برحذر باش از اينكه بخواهي با جنگ و ستيز او را از سر راه خود برداري كه دراين صورت مسلمانان را با خود دشمن خواهي كردو اساس حكومتت تزلزل خواهد يافت .

يكي ديگر از اين چهارنفر عبدالله عمر مي باشد كه مردي عابد و پرهيزكار و گوشه‌گير است و برعكس پدرش خليفه دوم از توانائيهاي لازم براي مخالفت با تو برخوردار نمي باشد اگر ديگران با تو بيعت نمودند او هم اينكار را خواهد كرد.

اما عبدالرحمن فرزند ابوبكر خليفه اول كه با توجه به خلافت پدر مدعي حكومت مي باشد اما او نقطة ضعف خوبي دارد و آن اين است كه عياش و زنباره مي باشد و زن و شراب براي او با اهميت تر از خلافت مي باشد به همين جهت وي را به آساني مي تواني با پول و زن و شراب فريب دهي .

چهارمين مخالف تو عبدالله فرزند زبير از صحابه اوليه پيامبر و از خويشاوندان همسر او خديجه است كه نفوذ فراواني در مسلمانها دارد و مردي مكار و محيل است كه مي تواند با سياست و تزوير براي خلافت تو ايجاد خطر كند.

اما با عمروعاص كه در اصل پايه گذار و استحكام دهنده و مهندس و معمار خلافت ماست به طريقي كه خواهم گفت بيعت كن تا وي برايت توليد دردسر و اشكالي ننمايد.

قيام عاشورا

بعد از مرگ معايوه ، يزدي ابتدا با عمروعاص بيعت نمود و سپس تصميم گرفت با يكايك كساني كه معاويه نتوانسته بود از ايشان بيعت بگيرد به هر طريقي كه مي شد آنها را به طرف خود جلب نمايد.

اما از آنجائيكه جاهل و نادان بود در اندك زماني وصاياي پدر را از ياد برد و به وليد بن عتبه حاكم مدينه فرمان داد تا از ايشان بيعت بگيرد و به او دستور داد در صورتيكه از بيعت نمودن خودداري كنند آنها را به قتل برساند.

وليد دستور داد تا حسين بن علي و عبدالله بن زبير را به حضورش بياورند و با مروان بن حكم از بزرگان مدينه بود درباره فرمان يزيد مشورت كند.

ارزش ها وپيام هاي عاشورا

  • عزت نفس

يكي ازا ارزش هاي قيام عاشورا ، عزت نفس و ذلت ناپذيري است ، وقتي كه امام بين دو پيشنهاد بيعت با دستگاه حاكم و يا جنگ و كشته با عزت قرا رمي گيرد ، جنگ را بر مي گزيند و زير بار ذلت كه همانن بيعت بادستگاه حاكم است ، نمي رود .

امام با صداي بلند در روز عاشورا اعلام مي كند :« الا وان الدعي ابن الدعي قدرركز بين اثنتين بين السله والذله و هيهات منا الذله » آگاه باشيد كه زنازاده پسر زنازاده (ابن زياد ) مرا بين دو چيز مخير كرده ، يا با شمشير كشيده آماده جنگ شوم و يا لباس ذلت بپوشم و با يزيد بيعت كنم ، ولي ذلت از ما بسيار به دور است .

  • غيرت ديني

از ارزش ها و پيام هاي عاشورا غيرت ديني است .اگر كسي غيرت ملي داشته باشد ، در برابر توهين به ملت خود آرام نمي گيرد واز آن دفاع مي كند و اگر غيرت نژادي داشته باشد اهانت به نژاد خود را تاب نمي آورد واگر غيرت ناموسي داشته باشد ، نمي گذارد بيگانه نظر بدي به حريمش بكند و همين طور اگر كسي غيرت ديني داشته باشد ، به هيچ وجه نمي تواند شاهد هتك حرمت دين و زير پا گذاشتن مقررات آن و به خاطر افتادن هستي آن باشد .

او حاضر است كه از جان خود براي حفظ دين مايه بگذارد.

اين غيرت ديني امام حسين (ع) بود كه اجازه نمي داده تا شاهد به خطر افتادن دين اسلام باشد واين چنين او را ناآرام كرده بود وهيچ توجيهي را كه صاحب نظران عصر براو عرضه مي كردند ،براي خود قانع كننده نمي دانست .

  • موج شكني

از ارزش ها و پيام هاي عاشورا ، موجب شكني و حركت برخلاف موج دنيا گرايي در جامعه است ، به اين معنا كه جامعه آن روز ، دست خوش موج دنيا گرايي و دور شدن از ارزش هاي اسلامي بر پي خاندان بني اميه به راه افتاده بود .

بزرگان و شخصيت هاي بسياري بودند كه يا از روي ترس و يا به طمع دنيا و يا مصلحت گرايي و يا از روي جهالت به توجيه وضع موجود مي پرداختند وهمانند كاهي روي موج آب ، هماهنگ با جريانش حركت مي كردند ، ولي امام (ع) و يارانش خود را تسليم جريان دنياگرايي نكردند و در برابر آن ايستادند و از اين دفاع كردند .

اين درسي براي همه آزادمردان است تا خود را اسير امواج انحرافي جامعه نكنند و در برابر آن بايستند و از ارزش هاي معنوي دفاع كنند .

  • ترجيح مكتب برخورد

آن جا كه هستي مكتب به خطر مي افتد ، بايد جان را سپر بلاي آن كرد و از دين حمايت كرد .، اين درس را قيام عاشورا به مسلمانان مي دهد .هنگامي كه تعارض بين حفظ دين و جان پيش آيد ‌بايد دين را ترجيح داد و جان را فدا كرد .

برخلاف آنچه بعضي ها مي گويند كه بنابرهيچ اصلي شايسته نيست ، انسان جان خود را به خطر اندازد ، زيا انسان برهر اصلي مقدم است ،قيام امام حسين (ع) اين پيام را دارد كه اصل دين همة ارزش هاي انساني و الهي را در بر مي گيرد وبر انسان مقدم است .

  • آزادمردي

از پيام هاي نهضت عاشورا كه جنبة فرا مليتي هم دارد ، آزاد مردي است .

وقتي كه لشگريان عمربن سعد ، بين امام (ع) و خيمه گاهش كه محل استقرار زنان كودكان بود‌، حايل شدند اهل حرم را مورد تهديد قرار دارند ، امام (ع) با همان حال دشواري كه داشت ، خطاب به لشكريان فرمود : ويلكم يا شيعه آل ابي سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم لاتحافون المعاد فكونوا احراراً في دنياكم » واي بر شما اي پيروان آل ابوسفيان ، اگر دين نداريد و از روز قيامت نمي ترسيد دست كم در دنياي خود آزادمرد باشيد » در همان وضع در برابر دشمن بي اين كه بيمي از دشمن به خود راه بدهد ، به نماز مي ايستد .

دراين سخت امام (ع) مي خواهد بفرمايد كه جنگ هم براي خود قانوني دارد . بي گناهان وآناني كه در جنگ شركت ندارند ، به خصوص زنان و كودكان ،نبايد آزار و اذيت بشوند . حمله به آنان خلاف جوان مردي و انسايت است .حتي اگر كسي دين هم نداريد و آخرت را باور نمي كنيد ، اين نكته را دريابيد وبه اين اصل انساني و آزادمردي پايبند باشيد .

  • اهميت دادن به نماز

از ارزش ها وپيام هاي عاشورا ، اهميت دادن به نماز ، آن هم د راول وقت است . هنگامي كه يكي ياران امام (ع) به نام ابوثمامه صيداوي ـ روز عاشورا در بحبوحه جنگ امام (ع) را به ياد نماز مي اندازد ،امام (ع) براي او دعا ميكند و مي فرمايد : « خدا تو را رحمت كند »در همان وضع دربرابر دشمن بي اين كه بيمي ازدشمن به خود راه بدهد ،به نماز مي ايستد .

  • شجاعت

شجاعت در نبرد با دشمن و در ميدان جنگ ، از پيام هاي عاشورا است . علاوه براين كه خود امام (ع) فردي شجاع بود و با همه زخم هايي كه براو وارد شده بود ،چون شير غران به صفوف دشمن حمله مي كرد و افراد دشمن چون ملخ از جلوي او فرار ميكردند ، ياران او نيز افرادي شجاع بودند ،‌درباره عباس نقل مي كنند كه وقتي به ميدان نبرد آمد و مبارزه مي طلبيد ، كسي جرئت مبارزه با او را نكرده و او كه دشمنان را اين قدر زبون وترسو يافته بود ، بود ، از روي شجاعت زرده و كلاه خود‌، را از تن درآورد و بي لباس جنگي، به صف دشمن حمله كرد .

  • وفاداري به امام (ع) :

از ارزشها و پيام هاي عاشورا ، وفاداري به امام و رهبر و حمايت از او تا آخرين نفس و آخرين قطره خون است : شب عاشورا امام حسين (ع) طي خطبه اي از همراهان خواست او را تنها بگذارند ، چون دشمن فقط با او كار دارد ،ولي هيچ يك از همراهان آن شب امام راترك نكردند ، بلكه هر كدام در برابر امام ، اظهار وفاداري و آمادگي براي كشته شدن در ركاب آن حضرت را كردند ، يكي از ياران آن حضرت به نام زهير بن قين اظهار داشت ، به خدا قسم پسر پيغمبر ، دوست داشتم هزار بار كشته و باز زنده شوم تا خداوند تو و برادران وفرزندان و اهل بيت تو را زنده بدارد .

  • نظم و انضباط

از پيام هاي عاشورا ، رعايت نظم وانضباط است حتي در آن جايي كه اميدي به موثر بودن آن نيست ، روز عاشورا امام حسين (ع) ياران اندك خود را مرتب و منظم كرد وبه آنان آرايش جنگي داد . زهير بن قين رادر ميمنة سپاه قرار داد و حبيب بن مظاهر را در ميسرة سپاه گماشت و پرچم جنگ را به دست برادرش عباس (ع) داد وخود در قلب لشگر قرار گرفت .خندقي پشت خيمه ها حفر كرد و ‌آتش در آن برافروخت ، تا دشمن از ان سمت به خيمه حمله نكند .

  • رعايت اصول انساني حتي نسبت به دشمن

از ارزش هاي عاشورا ، رعايت اصول انساني درباره دشمن است .هنگامي كه        امام حسين (ع) به سمت كوفه در حركت بود در نزديكي هاي كوفه ـ در منزل اشراف ـ با لشگرهزار نفري دشمن ، به سركردگي جز مواجه شد . براي رفع تشنگي آنان ، امام حسين (ع) به همراهانش دستور داد تا آبي كه به همراه دارند ، به سپاهيان حر بدهند تا تشنگي شان برطرف شود .

عزاداري ايرانيان در سوگ امام حسين (ع)

ايرانيان كه به خاندان امامت و ولايت تعلق خاطر خاصي داشتند و به مظلوميت امامان دوازده گانه واقف بودند و با توجه به ايراني بودن مادر امام حسين (ع) علاقة وافري به اين امام همام داشتند .

حتي وبرخي از مورخان اروپايي از جمله كورت فريشلر آلماني در كتاب امام حسين و ايران از شدت اين علاقه سخن مي گويد و عقيده دارد كه ايرانيان امام حسين را به كشور خويش دعوت نمودند تا او را به امامت و رهبري خويش برگزينند.

حرم امام حسین (ع)

مقبره امام حسین (ع) در کربلا واقع شده است. در واقع یاران آن حضرت، پیکره ایشان و یارانش را در همان جایی که به شهادت رسیدند، دفن کردند.

در آن دوران، آرامگاه ایشان تنها برآمدگی هایی بر روی خاک بود. در طول تاریخ بارها و بارها مقبره ایشان ساخته و مزین گشته و بارها تخریب شد.

به عنوان مثال در دوران قاجار، آقا محمدخان قاجار دستور داد تا گنبد امام حسین (ع) را با طلا آراسته کنند.

مهم ترین و جدی ترین تخریب ایجاد شده به دستور متوکل صورت گرفت. وهابیان نیز در سال 1216 قمری آسیب جدی به بارگاه ایشان وارد کردند.

منابع :

1.سوگواري بر امام حسين ، سيد احمد موسوي

2.فرهنگ عاشورا ـ جواد محدثي ـ نشر معروف سال 1374

3.الحسين ابوالشهداء ـ عباس محمود العقاد

4. ویکی شیعه

بیشتر بخوانید

متن ادبی میلاد امام حسین | ۱۲ متن کوتاه و بلند ادبی به مناست سوم شعبان

متن ولادت امام حسین | بیشتر از ۱۰۰ متن و شعر تولد امام حسین و روز پاسدار

اشعار ولادت امام حسین | تعداد زیادی اشعار کوتاه و بلند میلاد امام حسین(ع)

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.