راه‌های درمان چاقی مفرط – آیا چاقی مفرط ریشه‌ی روانی دارد؟

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که بارها و بارها رژیم گرفته ‌اید، ورزش کرده‌ اید، و حتی گاهی وزن کم کرده‌ اید، اما باز هم به نقطه اول برگشته ‌اید، احتمالا یک سوال بزرگ در ذهنتان هست و آن این است که چرا من نمی ‌توانم مثل بقیه وزنم را کنترل کنم؟ شاید هم با خودتان فکر می‌ کنید مشکل فقط ضعف اراده نیست و احتمالا عامل دیگری هم در این فرایند نقش دارد. لازم به ذکر است چاقی مفرط، برخلاف باور خیلی از افراد، فقط یک مسئله ساده‌ خوردن و نخوردن نیست بلکه در پسس این قضیه دلایل روانی پیچیده ای وجود دارد که اگر به آن توجه نکنید، هر تلاشی برای کاهش وزن، مثل آب در هاون کوبیدن است. در اینجا می ‌خواهیم از زاویه‌ جدیدی به چاقی نگاه کنیم و یکی از دلایل مهم روانی آن را باهم بررسی کنیم.

راه‌های درمان چاقی مفرط

چاقی مفرط صرفا یک عدد روی ترازو نیست

وقتی از چاقی مفرط صحبت میکنیم، درباره وضعیتی حرف میز‌نیم که شاخص توده بدنی شما (BMI) از ۴۰ عبور کرده باشد. اما این اعداد، فقط بخش کوچکی از ماجرا هستند. چیزی که واقعا اهمیت دارد، این است که این وزن اضافی، چطور روی زندگی روزمره‌ تان تاثیر می ‌گذارد. شاید دیگر نتوانید مثل قبل بدوید، از پله‌ها بالا بروید، یا حتی لباس‌ های مورد علاقه ‌تان را بپوشید. شاید از نگاه‌های دیگران خسته شده‌اید، یا از اینکه مدام باید از خودتان این سوال را بپرسید که چرا نمی ‌توانید لاغر شوید.

این چرخه‌ ی شکست ‌های مکرر در کاهش وزن، به مرور زمان تبدیل به یک بار سنگین روی شانه‌هایتان می ‌شود. هر بار که رژیم می ‌گیرید و نتیجه‌ ای نمی‌ بینید، آن صدای درونیتان احتمالا می ‌گوید: «دیدی؟ تو نمی‌توانی.» و این صدا، کم ‌کم تبدیل به یک باور عمیق می ‌شود.

آیا چاقی مفرط ریشه روانی دارد؟

اگر فکر می ‌کنید چاقی شما فقط به خاطر بی ‌ارادگی یا تنبلی است، سخت در اشتباهید. رابطه‌ ی بین روان و وزنتان مثل یک خیابان دوطرفه است. نه تنها مشکلات روانی مثل استرس و افسردگی می ‌توانند شما را به سمت پرخوری ببرند، بلکه خود چاقی هم می ‌تواند این مشکلات روانی را در شما ایجاد یا تقویت کند.

فرض کنید روز سختی را پشت سر گذاشته‌ اید. سر کار دعوا شده یا با همسرتان جر و بحث داشته ‌اید یا اینکه فقط یک روز معمولی اما پر از استرس بوده. شما خسته و کلافه به خانه می ‌رسید. چیزی که در این لحظه به آن نیاز دارید، آرامش است. اما آرامش را کجا پیدا می ‌کنید؟ در یخچال. غذا، سریع ‌ترین و در دسترس ‌ترین منبع آرامش است. یک بستنی، یک تکه کیک، یا یک بشقاب ماکارونی میتواند برای چند دقیقه ذهن شما را آرام ‌کند.

اما این آرامش، موقتی است. چند دقیقه بعد، وقتی بشقاب خالی می ‌شود، احساس عذاب وجدان و خودسرزنشی شما سر وکله اش پیدا میشود. ممکن است به خودتان بگویید باز هم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و این احساس گناه، تبدیل می ‌شود به یک استرس جدید، که دوباره شما را به سمت یخچال می ‌کشاند. این چرخه، ساده اما ویرانگر است. شما برای آرام کردن خودتان غذا می‌ خورید، حتی وقتی که سیر هستید. چون گرسنگی شما جسمی نیست بلکه یک گرسنگی روانی است.

عوامل روانی ‌ای که نباید نادیده بگیرید

بیایید کمی عمیق ‌تر به این موضوع نگاه کنیم. چه چیزی باعث می ‌شود که این چرخه در زندگی شما شکل بگیرد؟ چند عامل مهم وجود دارد که احتمالا با آنها آشنا هستید. دراینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:

استرس شاید مهم ‌ترین محرک پرخوری باشد. وقتی استرس دارید، بدنتان هورمونی به نام کورتیزول ترشح می ‌کند که نه تنها اشتهای شما را زیاد می‌ کند، بلکه باعث می ‌شود کالری‌ها به شکل چربی در ناحیه شکم ذخیره شوند.

افسردگی و اضطراب هم نقش مهمی دارند. وقتی احساس پوچی یا نگرانی می ‌کنید، غذا به یک مسکن برای یک لحظه‌ کوتاه لذت بردن و تسکین شما تبدیل می ‌شود. افراد مبتلا به افسردگی، به طور قابل توجهی بیشتر در معرض چاقی هستند.

گاهی این ریشه ‌ها به گذشته برمی ‌گردند. تجربیات تلخ دوران کودکی، کمبود محبت، یا حتی تروماهای حل‌نشده، می‌ توانند الگوهای غذایی ناسالمی را در شما ایجاد کنند که تا بزرگسالی همراهتان باشد. این الگوها، آنقدر درونی شده‌ اند که دیگر حتی متوجه آنها نیستید.

راه‌های درمان؛ از کجا شروع کنیم؟

حالا که می ‌دانیم قضیه چیست، وقتش رسیده که ببینیم چطور می ‌توانیم از این چرخه خارج شویم. درمان چاقی مفرط، یک مسیر چند قدمی است که باید هم به جسم شما و هم به روانتان توجه شود.

روان‌ درمانی

موثرترین بخش درمان، رواندرمانی است. بدون اینکه به ریشه ‌های احساسی پرخوری بپردازید، هر رژیمی احتمالا محکوم به شکست خواهد شد. یکی از بهترین روشها، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است. این روش به شما کمک می ‌کند آن صدای درونیِ منتقد را خاموش کنید و باورهای غلطی مثل من هیچ وقت نمی ‌توانم لاغر شوم را با افکار واقع‌ بینانه ‌تر جایگزین کنید. تکنیک ‌های ذهن ‌آگاهی (Mindfulness) هم به شما یاد می ‌دهند که به جای واکنش احساسی، به نشانه‌ های واقعی گرسنگی و سیری بدنتان توجه کنید.

درمان دارویی

در برخی موارد، روانپزشک ممکن است داروهایی برای کنترل اشتها یا کاهش حملات پرخوری تجویز کند. داروهای ضدافسردگی از دسته SSRIs گاهی در کاهش پرخوری عصبی موثر هستند. اما یادتان باشد که دارو، به تنهایی، درمان ریشه‌ ای نیست و باید در کنار رواندرمانی استفاده شود. همچنین از مصرف خودسرانه این داروها جدا خودداری کنید. بهتر است نزد روانپزشکی حاذق بروید و برای مصرف دارو با او هماهنگ کنید.

اصلاح سبک زندگی

با کمک یک متخصص تغذیه، یک برنامه غذایی سالم و متعادل را شروع کنید. برنامه ‌ای که به شما یاد بدهد چگونه انتخاب های هوشمندانه تری داشته باشید. این برنامه باید متناسب با نیازهای بدن و شرایط زندگی شما طراحی شود. ورزش هم، علاوه بر کمک به کاهش وزن، یکی از بهترین راه ‌های کاهش استرس و بهبود خلق ‌وخو است.

جراحی

در موارد شدید و مقاوم به درمان، جراحی می ‌تواند گزینه موثری باشد. اما این مسیر نیز نیاز به مشاوره و ارزیابی روانشناختی دقیق دارد، چون موفقیت جراحی، کاملا به تغییر عادات رفتاری شما بستگی دارد.

جمع ‌بندی

چاقی مفرط فقط یک مسئله جسمی نیست؛ یک ماجرای پیچیده روانی و جسمی است که با استرس، افسردگی و الگوهای رفتاری ما گره خورده است. اگر فکر می ‌کردید که مشکل شما در کاهش وزن فقط ضعف اراده است، از این فکر دست بردارید. پرخوری یک راه برای آرام کردن ذهنی است که آرامش ندارد. کلید اصلی درمان، شکستن این چرخه‌ معیوب و جایگزین کردن آن با عادت‌ های سالم ‌تر و حمایتگرانه ‌تر است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.