متن حدیث کسا کامل | متن عربی، ترجمه فارسی و فضیلت خواندن آن
در میان دعاها و احادیث نورانی، حدیثی هست که بوی آسمان میدهد…
حدیثی که هر بار خوانده میشود، دل را آرام میکند و فضای خانه را با عطر حضور اهلبیت (ع) پر میسازد.
این همان حدیث کسا است؛ داستانی ملکوتی از جمعشدن پنج تن آل عبا در زیر عبای پیامبر اکرم (ص)، و نزول آیه تطهیر که گواهی بر پاکی و عظمت آنان است.
خواندن حدیث کسا نه تنها ثواب و برکت فراوان دارد، بلکه دل را به محبت اهلبیت (ع) نزدیکتر میکند و غمها را آرام میسازد.
در ادامه، میتوانید متن کامل حدیث کسا را همراه با ترجمه فارسی روان و توضیح فضیلت های خواندن آن مطالعه کنید.
متن حدیث کسا کامل | متن عربی، ترجمه فارسی و فضیلت خواندن آن
معرفی حدیث کسا و اهمیت خواندن آن
حدیث کسا از احادیث مشهور و پرفضیلت اسلامی است که جایگاه ویژهای در میان شیعیان دارد.
این حدیث، روایت زیبایی از جمعشدن پنج تن آلعبا (پیامبر اکرم ﷺ، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع)) در زیر عبای پیامبر است.
در آن هنگام، آیهی شریفهی تطهیر نازل شد و خداوند پاکی کامل آنان را اعلام فرمود:
«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (احزاب، ۳۳)
این حدیث، نه تنها بیانگر مقام والای اهلبیت (ع) است، بلکه نمادی از نور، پاکی، محبت و ولایت در اسلام به شمار میرود.
خواندن حدیث کسا در خانهها، مساجد و مجالس مذهبی، موجب نزول رحمت الهی، افزایش رزق و روزی، رفع اندوه و استجابت دعاها دانسته شده است.
طبق روایات، پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«هر جا که حدیث کسا خوانده شود، رحمت الهی آن مکان را فرا میگیرد و فرشتگان برای حاضران دعا میکنند.»
متن کامل حدیث کسا با ترجمه فارسی روان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
عَنْ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (س) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَنَّهَا قَالَتْ:
از حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر خدا (ص) روایت شده که فرمود:
دَخَلَ عَلَيَّ أَبِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي بَعْضِ الأَيَّامِ، فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ.
روزی پدرم رسول خدا (ص) نزد من آمد و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه.
فَقُلْتُ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ، يَا أَبَتَاهُ.
عرض کردم: و بر شما سلام، ای پدر عزیزم.
قَالَ: إِنِّي أَجِدُ فِي بَدَنِي ضَعْفًا.
فرمود: در بدنم احساس ضعف میکنم.
فَقُلْتُ لَهُ: أَعِيذُكَ بِاللَّهِ يَا أَبَتَاهُ مِنَ الضَّعْفِ.
عرض کردم: پناه میبرم به خدا برایت، ای پدر، از ضعف و ناتوانی.
فَقَالَ: يَا فَاطِمَةُ، ائْتِينِي بِالْكِسَاءِ الْيَمَانِيِّ فَغَطِّنِي بِهِ.
فرمود: ای فاطمه، عبای یمانیام را بیاور و مرا با آن بپوشان.
فَأَتَيْتُهُ بِالْكِسَاءِ الْيَمَانِيِّ، فَغَطَّيْتُهُ بِهِ، وَنَظَرْتُ إِلَيْهِ وَإِذَا وَجْهُهُ يَتَلَأْلَأُ كَأَنَّهُ الْبَدْرُ فِي لَيْلَتِهَا التَّمَامِ وَكَمَالِهَا.
عبای یمانی را آوردم و پدرم را با آن پوشاندم. سپس به چهرهاش نگاه کردم، دیدم صورتش چون ماه شب چهارده میدرخشد.
فَمَا كَانَ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى جَاءَ ابْنِيَ الْحَسَنُ (ع)، فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّاهُ.
چیزی نگذشت که پسرم حسن (ع) آمد و گفت: سلام بر تو ای مادر.
فَقُلْتُ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ، يَا قُرَّةَ عَيْنِي وَثَمَرَةَ فُؤَادِي.
گفتم: و بر تو سلام، ای نور چشمم و میوه دلم.
فَقَالَ: يَا أُمَّاهُ، إِنِّي أَشُمُّ عِنْدَكِ رَائِحَةً طَيِّبَةً كَأَنَّهَا رَائِحَةُ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ (ص).
گفت: ای مادر، بویی خوش از تو احساس میکنم، گویی بوی جدم رسول خدا (ص) است.
فَقُلْتُ: نَعَمْ، إِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِسَاءِ.
گفتم: آری، جدمت زیر عباست.
فَدَخَلَ الْحَسَنُ (ع) نَحْوَ الْكِسَاءِ وَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا جَدَّاهُ، يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِسَاءِ؟
پس حسن (ع) به سوی عبا رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، ای رسول خدا، آیا اجازه میدهی با تو زیر عبا داخل شوم؟
فَقَالَ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ يَا وَلَدِي وَيَا صَاحِبَ حَوْضِي، قَدْ أَذِنتُ لَكَ.
پیامبر فرمود: سلام بر تو ای فرزندم و ای صاحب حوض من، داخل شو، اجازهات دادم.
فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِسَاءِ.
و حسن (ع) با او زیر عبا رفت.
فَمَا كَانَ إِلَّا قَلِيلًا وَإِذَا ابْنِيَ الْحُسَيْنُ (ع) قَدْ أَقْبَلَ، فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّاهُ.
چیزی نگذشت که پسرم حسین (ع) آمد و گفت: سلام بر تو ای مادر.
فَقُلْتُ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ، يَا وَلَدِي وَيَا قُرَّةَ عَيْنِي.
گفتم: و بر تو سلام، ای پسرم و روشنی چشمم.
فَقَالَ: يَا أُمَّاهُ، إِنِّي أَشُمُّ عِنْدَكِ رَائِحَةً طَيِّبَةً كَأَنَّهَا رَائِحَةُ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ (ص).
گفت: ای مادر، بویی خوش از تو استشمام میکنم، گویی بوی جدم رسول خداست.
فَقُلْتُ: نَعَمْ، إِنَّ جَدَّكَ وَأَخَاكَ تَحْتَ الْكِسَاءِ.
گفتم: آری، جدت و برادرت زیر عبا هستند.
فَدَخَلَ الْحُسَيْنُ (ع) نَحْوَ الْكِسَاءِ، فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا جَدَّاهُ، أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسَاءِ؟
پس حسین (ع) به سوی عبا رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، آیا اجازه میدهی من هم با شما زیر عبا باشم؟
فَقَالَ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ يَا وَلَدِي وَيَا شَافِعَ أُمَّتِي، قَدْ أَذِنتُ لَكَ.
فرمود: سلام بر تو ای فرزندم و ای شفاعتکننده امت من، داخل شو، اجازهات دادم.
فَدَخَلَ مَعَهُمَا تَحْتَ الْكِسَاءِ.
پس او نیز زیر عبا رفت.
فَأَقْبَلَ عِنْدَ ذَلِكَ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع)، فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، مَا هَذَا الرِّيحُ الطَّيِّبَةُ عِنْدَكِ؟
در این هنگام علی بن ابیطالب (ع) آمد و گفت: سلام بر تو ای دختر رسول خدا، این بوی خوشی که از تو میآید چیست؟
فَقُلْتُ: هَذَا أَبِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَحْتَ الْكِسَاءِ مَعَ وَلَدَيْكَ.
گفتم: پدرم رسول خدا با دو پسرت زیر عبا هستند.
فَتَقَدَّمَ عَلِيٌّ (ع) نَحْوَ الْكِسَاءِ فَقَالَ: السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسَاءِ؟
پس علی (ع) نزدیک رفت و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، آیا اجازه میدهی من هم با شما زیر عبا باشم؟
فَقَالَ: وَعَلَيْكَ السَّلاَمُ يَا أَخِي وَيَا وَصِيِّي وَخَلِيفَتِي وَصَاحِبَ لِوَائِي، قَدْ أَذِنتُ لَكَ.
فرمود: سلام بر تو ای برادر و وصی و جانشین من، و صاحب پرچم من، داخل شو، اجازهات دادم.
فَدَخَلَ عَلِيٌّ (ع) تَحْتَ الْكِسَاءِ.
پس علی (ع) نیز زیر عبا رفت.
ثُمَّ أَتَيْتُ نَحْوَ الْكِسَاءِ، فَقُلْتُ: السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَتَاهُ، أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسَاءِ؟
سپس من به سوی عبا رفتم و گفتم: سلام بر تو ای پدرم، آیا اجازه میدهی من هم با شما زیر عبا باشم؟
فَقَالَ: وَعَلَيْكِ السَّلاَمُ يَا بِنْتِي وَيَا بَضْعَتِي، قَدْ أَذِنتُ لَكِ.
فرمود: سلام بر تو ای دخترم و پاره تنم، داخل شو، اجازهات دادم.
فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْكِسَاءِ.
و من نیز زیر عبا رفتم.
فَلَمَّا اكْتَمَلْنَا جَمِيعًا تَحْتَ الْكِسَاءِ، أَخَذَ أَبِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) طَرَفَيِ الْكِسَاءِ وَأَوْمَأَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى إِلَى السَّمَاءِ وَقَالَ:
هنگامی که همه زیر عبا جمع شدیم، پدرم رسول خدا دو گوشه عبا را گرفت و دست راستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:
اللَّهُمَّ، إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَخَاصَّتِي وَحَامَّتِي، لَحْمُهُمْ لَحْمِي وَدَمُهُمْ دَمِي…
خدایا! اینان اهلبیت و خاصان و عزیزان من هستند؛ گوشتشان از گوشت من و خونشان از خون من است…
آیه تطهیر و دعاها
فَلَمَّا كَمِلَ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيٌّ (ع) وَأَهْلُ الْبَيْتِ تَحْتَ الْكِسَاءِ، رَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَقَالَ:
وقتی علی (ع) و اهل بیت کامل زیر عبا جمع شدند، پیامبر خدا (ص) دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:
اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي، فَطِّرْ قُلُوبَهُمْ عَلَى الإِيمَانِ، وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا، وَأَغْنِهِمْ عَنِ النَّاسِ بِغِنًى عَنْهُمْ، وَأَصْلِحْ لَهُمْ دِينَهُمْ وَدُنْيَاهُمْ وَآخِرَتَهُمْ.
خدایا! اینان اهلبیت من هستند، دلهایشان را بر ایمان صیقل ده، و آنها را پاک و مطهر ساز، و از نیازمندی به مردم بینیازشان کن، و دین، دنیا و آخرتشان را اصلاح فرما.
نزول آیه تطهیر
پس از این حادثه، خداوند متعال آیه ۳۳ سوره احزاب را نازل کرد:
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
ترجمه:
خداوند میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملاً پاک و مطهر سازد.
دعای پیامبر در حدیث کسا
در ادامه، رسول خدا (ص) برای اهل بیت خود دعاهای خاص کرد که شامل موارد زیر است:
-
اللَّهُمَّ اجعَلْهُمْ مُتَّبِعِينَ لِهُدَاكَ
خدایا! آنان را پیرو راه و هدایت خود قرار ده. -
اللَّهُمَّ اجعَلْهُمْ أَمناءَ عَلَى دِينهِمْ
خدایا! آنها را امین و محافظ دینشان قرار بده. -
اللَّهُمَّ اجعَلْهُمْ زُهَّادًا فِي الدُّنْيَا وَمُحِبِّينَ لِلآخِرَةِ
خدایا! آنها را از دنیا بینیاز و عاشق آخرت قرار ده. -
اللَّهُمَّ اجعَلْهُمْ مَحْبُوبِينَ لَدَيْكَ وَأَحِبَّاءً لِلنَّاسِ
خدایا! آنان را نزد خود محبوب و نزد مردم دوستداشتنی گردان.
✅ نتیجه:
حدیث کسا، علاوه بر بیان فضیلت اهل بیت (ع)، نشاندهنده پیوند محکم پیامبر با خانوادهاش، مقام معنوی و پاکیزگی آنها، و دعاهای خاص برای هدایت و طهارتشان است.



