اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۵

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۶

شعر ولادت حضرت زهرا ام ابیها بانوی دو عالم روز زن روزمادر میلاد زهرا مدح سرود مولودی اشعارحضرت زهرا

شعر سیروس عبدی درباره ولادت حضرت زهرا روز زن و روز, اشعار ولادت حضرت زهرا روز زن و روز مادر, سرود و مولودی حضرت زهرا روز زن و مادر

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر 96

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۶

به زمین تا که رسیدی همه جا زیبا شد

هرچه گل بود شکفت و دل باران وا شد

هر فرشته به تو یک نام بهشتی می داد

آسمان دید که مجموعه ی آن “زهرا” شد

گفت آهسته که خورشید بتابد همه جا

این چنین نام تو اعلام به یک دنیا شد

رسمشان بود عرب ها که به گُل پشت کنند

رحمت آمدنت مژده ی”اعطینا” شد

یک شب آویخته شد چادرت از عرش خدا

عطر رویایی آن قسمت مریم ها شد

عشق هنگام نمازت به تماشا آمد

“وندرین دایره، سرگشته ی پابرجا” شد

روز میلاد شما بود و دلم خواست، غزل

عرض تبریک قشنگی بشود، آیا شد؟

 شاعر : لیلا تقوی

.

.

بیستم ماه جمادى آمد

موسم عشرت و شادى آمد

فاطمه بضعه احمد آمد

گل گلزار محمد (ص) آمد

گل گلزار محمد آمد

گشته هستى لاله باران امشب

سر زد از یک گل بهاران امشب

با صفا شد بزم یاران امشب

بضعه پاک محمد(ص ) آمد

گل گلزار محمد آمد

طاهره انسیه حورا

راضیه ، مرضیه زهرا

عالمه – فاطمه کبرى

گل خوشبوى پیمبر آمد

گل گلزار محمد آمد

روح و ریحان پیمبر آمد

جان و جآنان پیمبر آمد

همسر ساقى کوثر آمد

حضرت زهراى اطهر آمد

.

.

.

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر 96

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۶

«عرض ارادات»
اهل تولا عید تبراست
شادان بمانید شادان بمانید
از پرده دل لعن عدوی آل محمد با هم بخوانید
ای اهل ایمان هر جا دلی هست باید سایر غمها باشد
جائی برای عرض ارادت جز آستان مولا نباشد
سرمایه ماست گنج ولایت هستی بجز این سودا نباشد
از مهر حیدر نیرو بگیرید
تا می‏ توانید تا می ‏توانید
دست نفاقی کز روز اول کارش فساد و ظلم و ستم شد
از غصب حق آل محمد در کینه توزی نامش علم شد جز ثومه شر از پا در افتاد
آن مظهر ننگ سوی عدم شد
با لعن و نفرین یادش نمایید شوری بریزید دستی فشانید
آنکس که بر باد حق علی داد لعنت بر او باد تا صبح محشر
از ابتدا بود در کار فتنه بت می ‏پرستید تا روز آخر
با دست او سوخت باب ولایت شد کشته زهرا در پشت آن در
اهل تولا عید تبراست
شادان بمانید شادان بمانید
ای اهل تقوا دین حب و بغض است ایمان تبراست ایمان تولاست
در دست شیعه بهر فنای خصم ولایت این تیغ براست
آب حیات است راه نجات است آری طریق وحدت همینجاست
اسلام و ایمان با اهلبیت است تردید و شک را از دل برانید
جعفر رسول زاده (آشفته)

«بهشت مصطفی»
باز عالم چون بهشتی خرم است
از چه یارب این صفا در عالم است
ملک هستی نقش زیبایی گرفت
آسمان هم نور زهرائی گرفت
ماسوا گلبوی تقوی یافته
روشنی از نور زهرا یافته
به خدیجه اسوه صبر و یقین
بانوی اسلام و ام المومنین
حق عطا فرموده از پا تا سرش
خوانده احمد بضعه، یزدان کوثرش
خلقت او افتخار انبیاء
عصمت او افتخار اولیاء
خانه‏اش سرچشمه‏ ی امیدها
دامنش تابشگر خورشیدها
فاطمه محبوبه پروردگار
فاطمه محبوبه دارالقرار
هستی عالم همه از هست او
بوسه می‏ زد مصطفی بر دست او
در حیا و در عفاف و در وقار
بانوان را او بود آموزگار
هر که راه او به خرسندی گرفت
در دو عالم آبرومندی گرفت
مکتب او منشا آزادی است
ای موید اهل دل را هادی است
سیدرضا موید

«پرده عصمت »
البشارت که عیان مهر فروزان آمد
ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد
سر زد از برج نبوت مه رخشنده دین
روشن از نور رخش عالم امکان آمد
دختر ختم رسل هادی گل شاه رسل
از پس پرده عیان چون مه کنعان آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا به زمین
بهر دیدار رخش خرم و خندان آمد
عزت و فضل و شرافت بنگر ز امر خدا
سوی زهرا ز جنان حوری و غلمان آمد
ساره و آسیه و مریم حورا ز بهشت
از پی خدمت آن زهره تابان آمد
آن چنان نور رخ دخت نبی جلوه نمود
که قصور همه مکه نمایان آمد
نه همین مکه منور شده از طلعت او
ز سما تا به سمک یکسره رخشان آمد
شده از مکه همان نور نمایان که به طور
سالها در طلبش موسی عمران آمد
بهر این نور که در صلب خلیل ‏اللَّه بود
نار نمرود به یک باره گلستان آمد
گر نبردی به زبان نوح نبی نامش را
کی نجات از یم و گرداب و ز طوفان آمد
یوسف مصر گر این نام نبردی به زبان
کی نجاتش ز چَه و گوشه‏ ی زندان آمد
چون نباشد ز ازل تا به ابد همتایش
همسرش شیر خدا سرور مردان آمد
زین دو دریای فضیلت که بهم شد واصل
یازده گوهر رخشنده بدامان آمد
به همین ام ابیها نبی‏ اش خواند ز حق
ام‏ فضل ام ‏الکتاب ام ‏امامان آمد
شب مولود مهین دخت محمد باشد
عرش پر نور شد و فرش چراغان آمد
تا که تبریک بگوید به جهان شیعه او
(کربلائی) ز شعف شاد و غزلخوان آمد

نادعلی  کربلایی

«شمس تابان»
بشارت نخله ختم رسولان نو بر آورده
چه نوبر، نوبری کز نوبرش طوبی بر آورده
به باغ و کوه و صحرا و چمن از نغمه مرغان
تو گوئی دست قدرت یک جهان را مشکر آورده
دریده پیرهن بر تن ز شادی سوسن و لاله
چو زلف نوعروسان چتر گل نیلوفر آورده
به دستور خدای حی دانا خازن جنت
تمام جنت الفردوس را در زیور آورده
مهی از برج عصمت آشکارا شد که از نورش
خداوند جهان رخشنده شمس خاور آورده
ز بام آسمان مهتاب چون پیران خم گشته
پی تحقیق این مولود رود در معبر آورده
سما دیگر نمی‏ بالد به اخترهای تابانش
چو می‏ بیند زمین از شمس تابان بهتر آورده
ز جنت مریم و سارا و هاجر خرم و شادان
پی خدمتگذاری خم به تعظیمش سر آورده
ببام عرش جبریل امین تکبیر می‏ گوید
که‏ ام المومنین همسر برای حیدر آورده
چه دختر دختر طاها چه دختر مام دو عیسی
چه دختر حجت کبری برای محشر آورده
خدیجه هستیش را داد اندر راه حق اما
برایش بهترین گوهر خدای اکبر آورده
قدم بنهاد در عالم بهشتی طلعتی امشب
که از بهرش خدا ایجاد هر خشک وتر آورده
خدیجه دختر آورده و لیکن احمد مرسل
هزاران کربلائی را برایش نوکر آورده

«خورشید عشق»
باغ هستی بی صفا می ‏شد اگر زهرا نبود
عطر گل از گل جدا می ‏شد اگر زهرا نبود
تیره گی در اولین برخورد با خورشید عشق
چیره بر آیینه‏ ها می‏ شد اگر زهرا نبود
ارتزاق آفتاب از روی عالمتاب اوست
این جهان ظلمت سرا می ‏شد اگر زهرا نبود
ابرهای کفر آلود از نسیم فتنه ‏ها
در هوای دل رها می ‏شد اگر زهرا نبود
در دل امواج طوفان زای اقیانوس دهر
فلک دین بی ناخدا می ‏شد اگر زهرا نبود
نصرت حق در بر کفر از فداکاری اوست
کفر حق را رهنما می‏ شد اگر زهرا نبود
قامت یکتا پرستانی همانند علی
زیر بار غم دو تا می ‏شد اگر زهرا نبود
پهلویش بشکست تا بتخانه را در هم شکست
سامری صاحب لوا می ‏شد اگر زهرا نبود
گر چه خود شد پر پر اما داد بر قرآن حیات
محو دین مصطفی می ‏شد اگر زهرا نبود
عشق اگر دارد حیات از اوست یاسر بی گمان
عشق، در عالم فنا می‏ شد اگر زهرا نبود
محمود تاری (یاسر)

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر 96

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۶

تو آمدی که جهان را به خود بیارایی

فرا تر از همه ی جذبه های زیبایی

تو آمدی که جهان را به خود بیارایی

تو آمدی که نخشکد صدای نوزادان

به گورهای نفسگیر جهل آبایی

سلام ام ابیها سلام منشاء ماه

تو کوثر همه ی سوره های “طاهایی”

شنیده ام که دلت شور میزند گاهی

به ناله ای عطشی تاولی تماشایی

شنیده ام که هر از چند گاهی از غربت

به قتلگاه جگرگوشه هات می آیی …

…. که ضجه می زنی و خاک می کنی بر سر

که دست بر کف گودال قتل می سایی

تو را به ریشه ی هر بغض نسبتی دادند

تو مادر همه ی ابرهای دنیایی

سیروس عبدی

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر 96

اشعار کوتاه ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر ۹۶

نجات ما همه در دست زهراست

جمادى غرق شادى بود آنشب
بشارت را منادى بود آنشب
خدا را شهر مكه ، شهر قرآن
به تاييد قضا شد نور باران
حرم سر تا قدم شور و شعف بود
شكوه راز خلقت را هدف بود

منا و مروه اذينى دگر داشت
خم گيسوى شب چينى دگر داشت
كمان ركن را تيرى دگر بود
صفا را سعى و تكبيرى دگر بود
مقام از بى مقامى داد مى زد
شرر بر كاخ استبداد مى زد
شفق ، شعر طلوع فجر مى خواند
حديث ايه هاى قدر ميخواند
فلق معراج شب را ساز مى كرد
گره از كار رجعت باز ميكرد
سحر سوداگر شور و طرب بود
طرب چشم انتظار مرگ شب بود
قمر گيسوى خود را تاب ميداد
قضا لوح قدر را اب ميداد
سپيده اخم خود را باز ميكرد
افق را سينه چاك ناز مى كرد
موذن دم بدم تكبير ميگفت
به ما از ايه تطهير ميگفت
غلم بر قاف شب كوبيد خورشيد
مى از جام فلق نوشيد خورشيد
زمين ابستن نص علق بود
زمان ائينه دار لطف حق بود
وجود واجب استاد هستى
تجلى كرد در ابعاد هستى
خديجه تا زهستى نيست گرديد
ز هستى نمره او بيست گرديد
به روز بيست از ماه جمادى
ندا برخاست از ناى منادى
خديجه ثروت خود را فدا كرد
فنا شد و ز فناكسب بقا كرد
ز كارش موشكافى كرد خالق
گذشتش را تلافى كرد خالق
در رحمت به رويش نيز واكرد
به او زهراى اطهر را عطا كرد
طريقت را دليل راه آمد
حقيقت را تجليگاه آمد
شريعت صورت و معناست زهرا
حقيقت قطره و درياست زهرا
چه زهرائى كه هستى هست . مستش
كليد هستى عالم بدستش
چه زهرائى ، على را پاك همسر
كه مادر هست بر شبير و شبر
پدر او را نه ختم مرسلين است
كه او بر خاتم خاتم نگين است
خدا را شاهكار خلقت آمد
كه بر اسرار هستى علت آمد
شكوفا شد به امر وحى سرمد
گل بى خار گلزار محمد
به مدح او قلم درمانده گردد
به وصفش واژه ها شرمنده گردد
ورا ذرات عالم مى شناسند
زادم تا به خاتم مى شناسند
نه تنها دم زند ادم ز وصفش
زند دم خالق اعظم ز وصفش
شكوه رمز يا زهراست زهرا
قرار نوح در درياست زهرا
به زهرا تا توسل كرد آتش
به ابراهيم حق شد سرد آتش
چه نامش برد موسى ، موسوى شد
كليم حق ز فيض معنوى شد
مسيحازد چو بر دامان او دست
گسست از فرش دل ، در عرش بنشست
بلى صديقه كبرى است زهرا
قرار كل ما فيهاست ، زهرا

شفاعت در جزا پابست زهراست
نجات ما همه در دست زهراست

عکس نوشته های ولادت حضرت زهرا ۹۵

اشتراک گذاری مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم